گذشته و حال دانشجویان لیبرال در گفتگو با سعید قاسمی نژاد

ما امروزه شاهد نوعی از فرقه‌گرایی بسیار خطرناک در میان بعضی از این گروه‌های دانشجویی هستیم، جالب آن است که بعضی از این فرقه‌ها حتی حول یک اندیشه هم قوام نیافته‌اند، بلکه حول محور یک دانشگاه شکل گرفته‌اند

بامداد خبر-گروه دانشگاه: دانشگاههای ایران اکنون بستر فعالیت گروههای فکری و دانشجویی مختلف است،بامداد خبر به عنوان رسانه ای خبری تحلیلی برای جنبش دانشجویی معرفی همه ی این گروهها و قرار دادن آنها در معرض نقد و گفتگوی سازنده و متقابل را وظیفه ی خود می داند از این به بعد به طور مرتب با چهره های شاخص گروهها و تشکل های مختلف دانشجویی به گفتگو خواهیم نشست که از این طریق به آنها فرصتی برای بیان نظریات و معرفی افکارشان داده باشیم تا بدینوسیله جامعه بتواند تصویر روشن تری از آنچه درون دانشگاهها می گذرد داشته باشد.

بامداد خبر خواهد کوشید فرصت معرفی و بیان افکار را به طیفهای مختلف فکری درجنبش دانشجویی بدهد در همین راستا امروز پای صحبتهای سعید قاسمی نژاد شاخص ترین عضو گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران نشسته ایم، قاسمی نژاد که بیشتر به عنوان چهره ای تئوریک در جنبش دانشجویی مطرح است و مقالات متعددی از وی در روزنامه های داخلی و سایتهای اینترنتی منتشر شده است یک بار نیز در جریان ناآرامی های تابستان ۸۲ در کوی دانشگاه تهران بازداشت شده و به زندان رفته است وی اکنون با حکم دو سال زندان تعلیقی از سوی دادگاه انقلاب هم مواجه است.

•آقای قاسمی نژاد تحلیل شما از دلایل شکل گرفتن گروه دانشجویان لیبرال چیست؟
• در سال‌های اولیه پس از دوم خرداد نزاع اصلی در درون جنبش دانشجویی نزاع میان دانشجویان حامی اسلام سیاسی و دانشجویان حامی اسلام حداقلی بود. البته مقصود من در جناح اصلاح‌طلب و دموکراسی‌خواه است. مرزهای عقیدتی و سیاسی در اوایل چندان روشن نبود.هیجان پیروزی دوم خرداد و افق تغییرات بنیادین در نظام سیاسی، شعار همه با هم را خواستنی و پذیرفتنی کرده بود. از پی کوی دانشگاه و دیگر شکست‌های پیاپی دولت اصلاحات و رخ نمودن این حقیقت که خاتمی نه به سوی قبله دموکراسی و حقوق بشر که به سوی قبله حفظ نظام به هر قیمتی نماز می‌گزارد، اختلافات در درون جنبش دانشجویی میان دو طیفی که گفتم شدیدتر شد. بروز این اختلافاتی که وجه بارزترش نمود سیاسی داشت منجر به پرده‌برداری از لایه‌های زیرین و بنیان‌های ایدئولوژیک نزاع شد. دو طرف درگیر برای توجیه مواضع خود مجبور به مطالعه بیشتر و بیشتر شدند و نزاع در عرصه عمل صورت‌بندی منتناسب با خود را در عرصه نظر یافت. دانشجویان حامی اسلام حداقلی خود به چند گروه تقسیم شدند. حامیان روشنفکری دینی که اغلب لیبرال بودند، که در ادامه خود چند دسته شدند، لیبرال‌های سکولار و سوسیالیست‌های سکولار. لازم است این نکته را یادآوری کنم که نزاع ایدئولوژیک و مرزبندی عقیدتی عموما ً نمایانگر حضور در عصر شکست است. نزاع ایدئولوژیک نمایانگر بروز بحران و بن‌بستی است که راه‌ حل‌های قبلی راه خروج از آن بن‌بست را نشان نمی‌دهند. از دل چنین نزاعی بود که لیبرالیسم به عنوان گفتمان پیروز بیرون آمد. وجه غالب اندیشه لیبرالی در این عصر هنوز لیبرالیسم روشنفکران دینی به پرچم‌داری عبدالکریم سروش است و شاگردان‌اش که لیبرال‌هایی پیگیرتر و صریح‌تر از خود او بودند. به مرور زمان و با بروز ناکامی‌ها، نارسایی‌ها و تناقض‌های متعدد در اندیشه لیبرالیسم مذهبی، لیبرالیسم سکولار در جامعه روشنفکری با تلاش بزرگانی چون عزت‌الله فولادوند، دکتر مرتضی مردیها، خشایار دیهیمی، اکبر گنجی، دکتر رامین جهانبگلو و... قوام بهتری یافت و این مسئله حامیان دانشجویی آن را نیز متأثر ساخت.

• ولی در سال‌های اخیر عمده بحث‌های شما با گروه‌های مارکسیست بوده است، درست است؟

• بله درست است، البته برای ما کار ایجابی در درجه ی اول اهمیت قرار داشته است. در عرصه دانشگاه هم‌زمان با تنگ شدن فضا برای گروه‌ها و نشریات لیبرال فضا برای اندیشه‌های چپ باز شد، ظاهراً سیاست‌گزاران گمان می‌بردند در عصر پساشوروی چپ مارکسیست لنینیست در نهایت خطری را متوجه نظام نخواهد کرد که اتفاقا این تحلیل خالی از صحت هم نبود از این رو آنها برای مقابله با اندیشه‌های لیبرال به میدان آمدن رقیبی سکولار را به فال نیک گرفتند. با پیروزی احمدی‌نژاد، این جریان شدت بیشتری یافت. هم این‌که شاخه‌های دانشجویی اصلاح‌طلبان مجبور شدند در فضایی همراه با تبعیض کمتر به مقابله با جریان‌های رقیب بشتابند که در این عرصه نزاع ایدئولوژیک را به تمامی واگذار کردند و از همین رو بخش‌های ارتدوکس‌ترشان در عرصه دانشگاه کاملاً به آغوش اسلام سیاسی غلتیدند. حادثه‌ای که امروز نمود جدیترش در عرصه‌ای گسترده‌تر را می‌توان در سر و دست شکستن‌های گروه‌های اصلاح طلب برای وحدت با محافظه‌کاران دید. دوم این‌که دولت جدید گرایشات جدی و قابل توجه سوسیالیستی دارد و تا مدتی به دیده هم‌دلی به گروه‌های چپ غیر دموکراتیک می‌نگریست. در چنین فضایی هسته اولیه جمعی که بعدها دانشجویان لیبرال را تشکیل دادند حول محور نشریه تلنگر که اینک نه ساله شده‌است شکل گرفت. تلنگر از سویی بیانگر نقدهای رادیکال به اسلام سیاسی و نمودهای بنیادگرا و اصلاح‌طلب‌اش در عرصه سیاسی بود و از سوی دیگر بی‌محابا به نقد اندیشه‌های غیر دموکراتیک مارکسیسم لنینیسم حاکم بر چپ دانشگاهی می‌پرداخت آن هم در عصری که به دلیل ضعف تئوریک دوستان دفتر تحکیم، چپ می‌رفت که جنبش دانشجویی را ببلعد. اوج قوت تئوریک این جریان در جنبش دانشجویی در این ایده بامزه خلاصه می‌شد که جنبش ایدئولوژی نمی‌خواهد. ایده‌ای که هم‌چنان هم از سوی اقلیتی پی‌گیری و تبلیغ می‌شود و ظاهراً تصور دوستان از جنبش دانشجویی نوعی شرکت سهامی عام بود که هم پوپرمی‌تواند سهام‌دارش باشد هم بن‌لادن. ایده اولیه تشکیل دانشجویان لیبرال در یکی از سرمقاله‌های تلنگر مطرح شد که با استقبال دانشجویان لیبرال دیگر دانشگاه‌ها همراه شد و به تشکیل این محفل انجامید که به سهم خود کوشیده‌است آرمان‌های لیبرالی را در فضای سیاسی و دانشگاهی پی‌گیری کند.

• آیا این ایده عده‌ای در دفتر تحکیم وحدت متناسب با ماهیت آن تشکل به عنوان تشکل فراگیر دانشجویی نبود؟

• تحکیم امروز هم می‌کوشد تشکلی فراگیر باشد. ولی امروز مرزبندی مشخصی با جریان‌های غیردموکراتیک دارد. این مرزبندی در آن زمان از سوی دفتر تحکیم نادیده گرفته شده‌بود. ما معتقد به ائتلاف همه نیروهای دموکراسی‌خواه برای گذار به دموکراسی هستیم. شما که نمی‌توانید با جریانی که اعتقادی به دموکراسی و حقوق بشر ندارد ائتلاف کنید. متأسفانه دوستان ما در آن زمان علاوه بر ضعف تئوریک، دچار نوعی خودکم‌بینی سیاسی شده‌بودند و در برابر تبلیغات دروغین لنینیست‌ها، مبنی بر توانایی و تعداد نفرات‌شان، خود را باخته‌بودند. فی‌الواقع آن‌ها فقط پلاکاردهای سرخ را می‌دیدند. ما اما شیوه‌های پروپاگاندای این جریانات را می‌شناختیم و از همان ابتدا اعتقاد داشتیم اولاً به دلیل عدم اعتقاد این جریان‌ها به دموکراسی و ثانیاً به خاطر بی‌اخلاقی‌های سیاسی‌شان هر گونه ائتلاف با آن‌ها غیرممکن است. چنان‌که دیدیم این جریان‌ها وقتی مجبور شدند حیات انگل‌وار را ترک بگویند، به خاطر ضعف مفرط تشکیلاتی، عدم تناسب بودشان با نمودشان و مطابقت نداشتن سطح توانایی‌هایشان با ادعاهایشان سریعاً شکست خورده و به خاطر همین عدم واقع بینی و تحلیل متوهمانه ای که از توان خود داشتند متاسفانه با سرکوب مواجه شدند.به هر حال شما که برای دفاع از دموکراسی نمی‌توانید با جندالله و حزب کمونیست کارگری ائتلاف کنید. ائتلاف سیاسی هم اصول و ارزش‌های خود را دارد که باید رعایت شود. البته ما تکثر درونی جنبش دانشجویی را به رسمیت می شناسیم و خودمان را موظف به دفاع از حقوق سیاسی و مدنی همه ی طیفهای دانشجویی از جمله دانشجویان مارکسیست می دانیم مسلما همه ی افراد فارغ از اندیشه ای که دارند باید از حق آزادی بیان حق تشکل و حق تجمع بهره مند باشند و دفاع از این حقوق یک اصل است که دانشجویان لیبرال همواره به آن ملتزم بوده اند.

• بسیاری از نبود جنبش دانشجویی در ایرن صحبت می‌کنند، آینده جنبش دانشجویی در ایران را چگونه می‌بینید؟

• بحث‌هایی که می‌شود در مورد مفهوم جنبش اجتماعی و خصایص آن است و این‌که در آن‌چه جنبش دانشجویی خوانده می‌شود، چنین خصایصی وجود دارد یا خیر. اما به هر حال همین موجودی که در ایران وجود دارد و جنبش دانشجویی خوانده می‌شود، واجد ویژگی‌های مهمی هست و اثرگذاری‌های خود را در جامعه و در عرصه سیاسی دارد. آن نکته‌ای که باید به آن پرداخت و ذکرش مهم است، این است که داشتن جنبش دانشجویی فعال مایه افتخار یک کشور و ملت نیست، این‌که هر روز دانشگاه‌های ما شلوغ باشد کجایش افتخار دارد؟ کارکرد اصلی دانشگاه چیز دیگری است اگر دانشگاه امروز به جای کارکرد اصلی‌اش که تولید علم و دانش در جهت پیشرفت و توسعه کشور است، کارکرد دیگری یافته این نشانه بیماری بسیار جدی در ساختار جامعه است. جنبش دانشجویی وقتی فعال می‌شود که جامعه دچار مشکل اساسی باشد در همه جای دنیا همین طور است. اگر در کشور ما جنبش دانشجویی بیش ار نیم قرن است که فعال است این نشانه آن است که جامعه ما در این 60، 70 سال سخت بیمار بوده‌است. اما حالا در این جامعه ی بیمار که در حال گذار هم هست اگر روزی جنبش دانشجویی پیش از تحقق گذار و نهادینه شدن توسعه ی سیاسی رو به خاموشی برود، دیگر نشانه آن است که جامعه حال بسیار خرابی دارد و باید رو به قبله خوابانده شود چرا که این بدین معناست که دیگر حتی بخش‌های رادیکال‌تر جامعه نیز حساسیت‌اش را به کژی‌ها و مشکلات از دست داده‌است. از این منظر اگر در شرایط کنونی که شرایط پیشا دموکراسی و شرایط گذار است جنبشی با صفت دانشجویی در ایران فعال نباشد نه جای شادی و پایکوبی که زمان مویه و زاری است چرا که اگر در جامعه ای مثل ایران حتی از دانشگاهها هم صدای اعتراضی برنخیزد بیان‌گر آن است که به قول معروف زباله‌دان تاریخ در همین نزدیکی‌هاست.

• نقش جنبش دانشجویی در گذار به دموکراسی در ایران چه می‌تواند باشد؟

• چنبش دانشجویی در کنار دیگر جنبش‌های اجتماعی می‌تواند نقشی مؤثر در گذار به دموکراسی داشته‌باشد اما پیش بردن گذار به دموکراسی پیش از هر چیز نیازمند ایجاد یک رهبری سیاسی در میان گروه‌های دموکراسی‌خواه است. این نقش را سازمان‌های سیاسی باید ایفا کنند. جنبش دانشجویی بیش از هر چیز نیازمند آن است که توهم رهبری را از خود دور کند. این خودمحوربینی تا حدی لازم و مفید است، هم به خود شما انگیزه می‌دهد و هم به دوستان و همراهان. مثلاً همین من و شما که الآن در حال انجام این مصاحبه هستیم، لابد احساس می‌کنیم در حال انجام عمل مهمی هستیم که تغییری در آن‌چه هست ایجاد می‌کند که این کار را می‌کنیم. اگر چنین نباشد که هیچ کاری نباید و نمی‌توانیم بکنیم. اما حقیقتاً گاهی اوقات وقتی شما به بعضی ادعاهای برخی گروه‌های دانشجویی نگاه می‌کنید، متاسفانه نوعی عدم واقع بینی حاد و در نتیجه توهم بیمارگونه را مشاهده می‌کنید . گروه‌هایی تا آنجا پیش می‌روند که کل تاریخ معاصر ایران را حول وجود خود تفسیر می‌کنند و اگر اطلاعات عمومی‌شان کافی باشد ابایی ندارند که تاریخ جهان را هم این‌گونه تفسیر کنند. ما امروزه شاهد نوعی از فرقه‌گرایی بسیار خطرناک در میان بعضی از این گروه‌های دانشجویی هستیم، جالب آن است که بعضی از این فرقه‌ها حتی حول یک اندیشه هم قوام نیافته‌اند، بلکه حول محور یک دانشگاه شکل گرفته‌اند. وجود کانون‌های این‌چنینی حول محور یک دانشگاه در همه جای جهان معمول است اما حضور کانونی این‌چنینی که ادعاهای سیاسی جدی دارد، در عصر جهانی شدن از آن معجزاتی است که تنها در میهن آریایی اسلامی ما، ایران که هیچ چیز در آن سر جایش نیست امکان بروز و ظهور می‌یابد. اما به هر حال عموم گروه‌های دانشجویی، مجموعه دفتر تحکیم و گروه‌های هم‌سو با آن از این منظر پیشرفت قابل توجهی نشان داده‌اند و از آن توهم پیش‌گامی و رهبری که در سال‌های پیشین داشتند دور شده‌اند و نگاه‌شان به دیگر جنبش‌های اجتماعی و گروه‌های سیاسی از موضع بالا نیست، البته باید امیدوار بود که گروه‌های دانشجویی از آن سوی بام نیفتند و نگاه‌شان از موضع پایین هم نباشد

 

 

 


 

 



آیا نظر شما منتشر خواهد شد؟

 

Powered by Movable Type 3.36