عباس عبدی در گفتگوی اختصاصی با بامدادخبر: جنبش اجتماعی و گفتگو نیازمند میدان عمل است
|
||||
|
بامداد خبر-گروه سیاسی: نام عباس عبدی برای بسیاری یادآور اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان معروف به "دانشجویان پیرو خط امام " است با این حال آنها که عرصه ی سیاسی ایران را با دقت بیشتری زیر نظر دارند عبدی را بیشتر به عنوان تحلیلگر و استراتژیستی زبر دست می شناسند، فهم عمیق عبدی از حقوق ،جامعه شناسی، اقتصاد و سیاست او را به یکی از جدی ترین صاحبنظران مسائل سیاسی و اجتماعی ایران تبدیل کرده است، عبدی اگر چه عمده ی سالهای زندگی اش را به روزنامه نگاری و پژوهش در علوم اجتماعی و انسانی گذرانده است اما فارغ التحصیل مهندسی پلیمر از دانشگاه امیر کبیر(پلی تکنیک) است،عبدی زمانی از اعضای ارشد جبهه ی مشارکت بود که پس از آزادی از زندان و به دنبال شکاف تحلیلی عمیقی که بین او و دوستان حزبی اش به وجود آمد از حزب مشارکت فاصله گرفت و در عین حال به یکی از جدی ترین منتقدین عملکرد اصلاح طلبان و محمد خاتمی تبدیل شد او حتی پیش از آن و در سال ۸۰ با طرح دلایل ساختاری و کارکردی مخالف کاندیداتوری خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری بود و از سال ۸۱ نیز صراحتا تز خروج از حاکمیت را مطرح می کرد، بسیاری معتقدند خروج عبدی از مشارکت منجر به سقوط سطح تحلیلهای این حزب سیاسی شد، عبدی که متولد اول تیرماه ۱۳۳۵ در محله ی دولاب و بزرگ شده ی نازی آباد است به همراه دوستان دیگرش نظیر اکبر گنجی و سعید حجاریان شرکت فعالی در مبارزات انقلابی دانشجویان مسلمان داشت و در سالهای دهه ی شصت نیز در مراکزی نظیر دفتر نخست وزیری و دادستانی کل کشور مشاغلی -عمدتا پژوهشی- را بر عهده داشت، با این حال عبدی دو دوره ی سخت زندان را نیز از سر گذرانید یک بار در سال ۱۳۷۳ که سردبیر روزنامه ی سلام بود به خاطر انتقاد از هاشمی رفسنجانی ۱۱ ماه را روانه ی زندان شد و یک بار هم در ارتباط با پرونده ی جنجالی معروف به پرونده ی نظر سنجی مدت دو سال را در زندان گذرانید و نهایتا تبرئه شد، عبدی که زمانی روزنامه ی لوموند جریان دیدارش با «باری روزن»-آخرین وابسته ی فرهنگی سفارت آمریکا که توسط دانشجویان پیرو خط امام به گروگان گرفته شده بود- را به عنوان نمادی از آغاز عصر اصلاحات سیاسی در ایران ارزیابی کرده بود، به دنبال وقایع روی داده در فرآیند بازداشت و محاکمه اش در ارتباط با پرونده ی موسسه ی آینده طی نامه ای سرگشاده چنین نوشت:
"کلیه تعلق خاطرم را به حکومتی که سه دهه برایش فعالیت کردم از دست دادهام که دیگر بخواهم برای اصلاحش انتقاد کنم"
سوال: در کشوری زندگی می کنیم که پای دولت به همه حوزه ها گشوده است ،نهادهای مدنی شکل نگرفته اند،جامعه مدنی نحیف ولرزان است و حرکتهای مدنی نیز حتی در مسالمت آمیزترین شکل شان نظیر کمپین یک میلیون امضاء با محدودیت های شدید مواجه می شوند در چنین کشوری و درجامعه ای چنین \"شکل نیافته و توده وار\" از رسانه ای که می خواهد مدافع ارزشهای مدرن ودموکراتیک باشد چه انتظاری می توان داشت؟
پاسخ: شكلگيري ارزشهاي مدرن و دموكراتيك ناشي از تجربه زندگي صنعتي و جديد و ضرورتها و الزامات آن است، اما رسانهها به خودي خود موجد آنها نيستند، چه بسا در برخي از نظامهاي سياسي رسانهها با قدرت زيادي ضد اين ارزشها را تبليغ و ترويج ميكنند و حتي به عقيده برخي، رسانههاي جمعي يكي از ابزارهاي ضروري براي ظهور فاشيسم و نازيسم و كمونيسم بوده و در غياب رسانههاي مدرن، شكلگيري اين نظامها تقريبا دور از ذهن مينمود.
اما اينترنت تا حدي متفاوت از رسانههاي پيشين چون راديو و تلويزيون و مطبوعات است. رسانه مذكور ميتوانستند در انحصار گروه حاكم و قدرتمند درآمده و براي ترويج و اشاعه ارزشهاي مورد نظر آنها باشند، حتي اگر اين ارزشها تناسبي با نيازهاي انسان امروز نداشته باشد، سهل است كه ميتوانست متضاد با اين نيازها هم باشد. اما در اينترنت از يك سو انحصار از ميان رفته است و از سوي ديگر افراد عادي و نه لزوماً صاحبان قدرت بازيگران عرصه آن هستند و جالب اينكه قدرتمندان يا در اين عرصه وارد نميشوند، و يا اگر وارد شدند، سعي ميكنند رداي قدرت را در آورند و از موضع مدنيتر سخن بگويند و با ديگران تعاملي عادي و نه از موضع قدرت داشته باشند. تجربه شخصي من در اين رسانه نشان داده است كه اميد فراواني به تأثيرگذاري اينترنت در شكلگيري و رشد ارزشهاي ضروري و دموكراتيك وجود دارد.
سوال: اصلی ترین هدف اعلام شده از سوی سایت بامداد در کنار اطلاع رسانی آزاد، \"تقویت عرصه ی عمومی، پیوستگی جنبشهای اجتماعی و گشودن فضای گفتگو بین جریانهای فکری ایران معاصر\" است به عنوان یک روشنفکر ارزیابی تان نسبت به چنین هدفی چیست؟ آیا اساسا یک رسانه را می توان در خدمت چنین هدفی قرار داد؟ از آنجایی که این سایت به وسیله ی جمعی از فعالین جنبش دانشجویی اداره می شود به عقیده ی شما دانشجویان به طور عام و جنبش دانشجویی به طور خاص چه نقشی می توانند در گشودن عرصه ی عمومی، پیوستگی جنبشهای اجتماعی نظیر زنان و کارگران و سامان دادن یک گفتگوی جمعی داشته باشند؟
پاسخ: بدون ترديد عرصه عمومي با وجود اينترنت تقويت ميشود و هنگامي كه وبلاگها و سايتها به نهادي در اين عرصه تبديل شدند، چون وابستگي به نهاد قدرت ندارند و حيات و ممات آنها در دست قدرت نيست، لذا انتظار ميرود كه به نهادي پايدار در اين عرصه تبديل شوند و اين موجب تقويت عرصه عمومي است. اما اينكه اينترنت لزوماً پيوستگي ميان جنبشهاي اجتماعي و فضاي گفتگو ميان جريانهاي معاصر را تقويت كند، شك و ترديد وجود دارد.
اينترنت صرفاً يك رسانه است، جنبش اجتماعي و حتي گفتگو نيازمند ميدان عمل اجتماعي نيز هست و در غياب چنين ميدان عملي چه بسا اينترنت واگرايي ميان اين جنبشها را بيشتر كند. جنبشهاي قومي، زباني، جنسيتي و... هر كدام در فضاي اينترنت در حال شكلگيري هستند بدون آنكه ارتباط وثيقي با يكديگر داشته باشند، اين فقدان ارتباط نه به دليل فقدان راه ارتباطي است، كه چنين راهي (اينترنت) وجود دارد. بلكه بيشتر ناشي از بينيازي آنها از يكديگر به واسطه فقدان عمل اجتماعي مشترك است. بنابراين پيوستگي اجتماعي را بايد در ميدان عمل اجتماعي تجربه كرد و از طريق اين رسانه آن را هماهنگ و واجد مفهوم و اهداف و... مشترك نمود. بنابراين اينترنت را ميتوان و ميبايد در خدمت اين هدف قرار داد، اما چنين كاري براي تحقق پيوستگي مذكور كافي نيست.
سوال: سایت بامداد باید چگونه رسانه ای باشد تا عباس عبدی حداقل روزی یک بار مطالب آن را مرور کنند.
پاسخ: براي مرور روزانه هر سايت، به ناچار بايد وجه خبري آن قوي باشد، اما سايتهاي تحليلي حتي اگر هر روز هم مطلب و نوشتهاي داشته باشند، سخت است كه، خواننده را براي مطالعه هر روز مجبور به مطالعه خود كند، زيرا اينگونه مطالب ارزش مطالعه خود را با گذشت يك يا دو يا حتي چند روز از دست نميدهند. در هر حال اميدوارم موفق باشيد.