اعتراض در هنر برای من معادل شعار دادن نیست
شاهین نجفی
|
||||
|
بامداد خبر-علیرضا موسوی: «واسه آدمای غم زده و غریب و تنها/واسه این همه توهین و تشر و فحش و دعوا/واسه تحمیل و خود فروشی و تو سری/واسه خدمت و جبر و توفیق زوری/واسه تجاوزای جنسی و بهره کشی/واسه فرار و فشنگ و فرصت خود کشی/واسه رشوه و پول زور زیر میزی/واسه خواب شب و جماع و نوک تیزی/واسه ترس تیر و خطر خشم شب/خبردار و پرچم و فحشهای زیر لب/واسه ستاره ی سرهنگای پاپتی/سخنرانی سرلشکرا ی در پیتی...» شاهین نجفی «واسه» ی همه ی اینها می خواند، در اعتراض به همه ی اینها و برای اینکه تسلایی باشد برای قربانیان همه ی این «درد»ها.
او شاید بیش از هر کس به «بامداد» زندگی اش احمد شاملو شبیه باشد، چرا که شاملو هم با همه ی دلبستگی ها یش هیچ دلبستگی ای مهم تر از «انسان» نداشت و به قول نویسنده ای «فراتر از همه ی ایسم ها و ایستها انسان را می سرود»، این شاید عادت همه ی ما ایرانیها باشد که وقتی نابغه ای ظهور می کند مسابقه ی مصادره اش آغاز می شود ولی بزرگان این میدان نشان داده اند که مصادره شدنی و چارچوب پذیر نیستند، نجفی هم اگر چه در آغاز راه است اما نشان از همین بزرگان دارد، شاید هم از این روست که همیشه تاکید می کند که«علی رغم احترامی که برای همه نوعی از نحله ها ی فکری مختلف قایلم اما تاکید می کنم که شاهین نجفی به هیچ جریان سیاسی ،حزبی، مذهبی و قومی تعلق خاطر ندارد»
او در کنار افرادی نظیر محسن نامجو و آرش سبحانی و گروه کیوسک چه خوشمان بیاید چه نه سه پدیده ی موسیقی نسل نوی ایرانی هستند، نامجو و کیوسک دو ضلع را آماده ساخته بودند و نجفی مثلث را کامل کرد اگر چه اینها هر کدام با اخلاق،عقاید و سبک خاص خود کار می کنند ولی همه شان جای خود را رفته رفته در دل و خانه ی ایرانیان باز می کنند. نجفی به خصوص طرفداران زیادی در جنبش دانشجویی و جنبش زنان دارد، او در جایی گفته است«ما مردها به خاطر تضییع حقوق زنان در گذشته شرمنده تاریخ هستیم و شاید مردان نسل امروز بتوانند جبران تاریخ سیاه گذشته را بکنند» "حرف زن"،"ما مرد نیستیم" و "زندگی سگی" از پر طرفدارترین کارهای نجفی هستند.
نجفی همچنین در معرفی محتوای کارهایش می گوید:«من نمینشینم فکر کنم و از پیش کاملاً برنامهریزی کنم که چه کاری انجام دهم، بلکه تنها توجهم به مسائل اجتماعی است و بر این اساس میتوانم کار انجام دهم. در واقع، من یک RAPer هستم و به همه مسائل اجتماعی اهمیت میدهم. از مشکلات زنان، تا مسائل کارگران و فقر و اعتیاد و ... . من بدون چشمداشت نسبت به منافع و سود، این کار را میکنم و شاید تنها انگیزهام اعتراض کردن به این مشکلات باشد»
دانشنامه ی آزاد ویکیپدیا در معرفی شاهین نجفی می نویسد:«شاهین نجفی زاده سال ۱۳۵۹ در بندر انزلی است و در گیلان زندگی میکرده است. او دانشجوی رشتهٔ جامعه شناسی بوده که به دلیل ابراز عقیده موفق به پایان تحصیلاتش نشده است و به قول خودش «جامعه شناسی را در جامعه فرا گرفته، نه در دانشگاه». او از نوجوانی به سرودن شعر و ترانه روی آورد و ساز گیتار را در سبکهای کلاسیک و فلامنکو آموخت. او آواز خواندن را، ابتدا در سبکهای راک و اسپانیش در ایران به صورت زیرزمینی آغاز کرد و با چند گروه مختلف همکاری کرده است. پیش از مهاجرت به آلمان مدتی سرپرست يک گروه موسیقی زیرزمینی در ايران بود و در آلمان سرپرست گروهی به نام «اينان». آخرین گروهی که با آن همکاری میکرده، گروه تپش ۲۰۱۲ بوده است»
بامداد خبر به عنوان رسانه ای در خدمت عرصه ی عمومی و جنبش دانشجویی برای شاهین نجفی موفقیت می کند چرا که عرصه ی عمومی تنها به سیاستمداران، فعالین سیاسی و احزاب و نهادهای مرتبط با آنها اختصاص ندارد. هنر مندان در عرصه ی عمومی - در معنای گسترده و اصیلش- بخش بزرگی از میدان را پر می کنند به خصوص آن دسته از هنر مندانی که دغدغه های اجتماعی را در مرکز کار خود قرار می دهند،بامداد خبر در راستای سیاست اعلام شده اش در تقویت عرصه ی عمومی نگاع ویژه ای به این دسته از هنر مندان خواهد داشت.
آدرس وبلاگ شاهین نجفی:
http://sharr.blogfa.com
متن کامل ترانه های شاهین نجفی در ویکی نبشته:
http://fa.wikisource.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%86_%D9%86%D8%AC%D9%81%DB%8C
اکنون پای صحبتهای شاهین نجفی می نشینیم،شاهین نجفی ِ شاعر،شاهین نجفی آهنگساز و شاهین نجفی خواننده که دغدغه ی انسان و رهایی انسان را دارد:
شاهین جان،تو سالها است که شعر می گویی و همچنین بر روی انواع مختلفی از موسیقی از جمله پاپ و راک کار کرده ای چه مزیتی هایی در سبک رپ دیدی که این نوع موسیقی را برای بیان افکارت انتخاب کرده ای؟
در واقع باید بگویم این سبک به من از طرف زمان تحمیل شده است.معنای موسیقی برای من با آنچه که ما در رپ میبینیم فاصله دارد.رپ موسیقی کلام است ،چیزی شبیه نقالی خودمان و ریشه رپ هم که از عمق افریقا و سرودهای مذهبی بومیان آنجا میآید همین مطلب را تایید میکند.همین خاصییت روایی رپ موجب میشود تا شاخصههای حماسی ،لیریک و تصویرسازیهای ملموس یا مجرد با پشتیبانی ریتم ،هارمونی و ملودی ،مخاطب را شانتاژ کند و هیچ محدودییت زمانی هم یقه گیر مولف نیست. اینها مزییتهای رپ است.اما در کنار اینها نباید از یاد برد که روایت اگر ابشخور غنی نداشته باشد به هرزگویی میرسد.شما کارهای بلند سییاوش کسرایی را مقایسه کنید با شعر بلند امروز ما .وقتی کمپانی دوزخ مریم هوله را میخوانیم با انبوهی از تصاویر و ایماژها روبرو میشویم و دنیایمان وسیعتر میشود،اما وقتی کارهای بلندگذشته را میخوانیم ،در نهایت دچار ملالت میشویم.رپ هم اگر همچنان درگیر این وطن پرستی سطحی یا مشغلههای جنسی کودکانه و گردن کشیهای خنده داروشعار دادن بماند ,آیندهای قابل توجه نمیشود برایش تصور کرد.
با توجه به خاستگاه موسیقی رپ آیا می توان از این نوع موسیقی به عنوان یک موسیقی اعتراضی برای تاثیر گذاری اجتماعی استفاده کرد؟ آیا چنین کارکردی را برای موسیقی رپ ایرانی قائل هستی؟
اعتراض در هنر برای من معادل شعار دادن نیست.هر هنری ،در هر سبکی و به هر شکلی ،در نهایت اعتراض به آنچه نباید باشدها و آرزوی آنچه باید باشد هاست.راک،متا ل ،رپ،جز،بلوز،فلامنکو،فادو و غیره تمام این المانها را دارند .مهم نیست خاستگاه یک سبک در کجاست ،مهم اینست که بتواند آیینه ی تمام نما ی زمان و مکان تاریخی خود باشد .هنر و جامعه در رابطهای فشرده با یکدیگر قرار دارند و هنر ایرانی هم از این قاعده خارج نیست.
به عنوان فردی که هم در داخل و هم در خارج از کشور فعالیت هنری انجام داده چه تفاوت مشخصی بین این دو فضا مشاهده میکنی؟
اینجا ما دو فضا داریم .فضای موسیقی اروپاییها و فضای ایرانیها.شما فرصت های بسیاری در اینجا از طریق فستیوال ها و جشن ها و کلوپ ها برای کنسرت و اجرا به دست میاورید و کافیست که خود را به حد استاندارد اینجا برسانید ،راه های کسب امکانات زیاد است..من در رابطه با عموم هنرمندان ایرانی اینجا حرفی ندارم .اینجادر کل, به جز عده ی محدودی بقیه تعطیلند.ایران پراز استعداد های نابی است که حقیقتن در حد هنرمندان غربیند.من در ایران بیش از اینجایادگرفتم .اما متاسفانه کار کردن در ایران برای من مساوی با نابودی بود.یعنی دیگر راهی نمانده بود.اینجا به هنرمند احترام میگذارندواین در فرهنگ عمومی مردم نیز رسوخ کرده است.اما ایرانی های اینجا جز قشر باریکی کمترین اطلاعی از هنر ندارند.
در یک نگاه کلی به اشعارت می توان مضامینی ناسیونالیستی، فمنیستی و یا حتی مارکسیستی یافت، آیا به هیچ یک از این جریانات فکری تعلق خاطر خاصی داری؟
نه، من دوست ندارم به ایسم خاصی وصل باشم.من به عنوان یک انسان و بنا بر خوانده ها و تجربیاتم نسبت به تاریخ،اجتماع،مذهب،هنر و انسان، نظری دارم که ممکن است آدم را در کل ،یاد مکتب فکری خاصی بیاندازد اما بحث من بسیار ساده است. انسان را در شکل اجتماعیاش تعریف میکنم و در عین حال به تشخص فردی آن معتقدم .باور دارم که سیاست هیچ راه حلی برای بهبود وضع جهان در اختیار ندارد.در نتیجه نفس وجود دولت برایم بی معنی است .به هیچ باور اعتقادی وایدولوگی معتقد نیستم.نژاد،زبان،رنگ پوست وسرزمین، ابدا برایم افتخارآور نیست و آرزومند آزادی انسان در تعبیر فلسفیاش هستم
به عنوان هنرمندی که دغدغه اجتماعی دارد مهمترین معضل حال حاضر جامعه ایران را چه می دانی؟
این بحثی نیست که با یک کلمه بشود جواب داد.اما یقینن ریشه های مشکلات تاریخی ایران را باید در حوزهی اقتصاد و فرهنگ جستجو کرد و پر واضح است که بدون ثبات و اثبات حقیقی وحقوقی یک حکومت، رفع معضلات آن جامعه ناممکن و فقط در حد یک بحث است .
تو در اشعارت هم از ادبیات عامیانه استفاده می کنی و هم از برخی از کلمات و مضامین که درکش برای توده مردم مشکل است با این وجود مخاطبین اصلی موسیقی ات را در کدام طبقه یا گروه اجتماعی جستجو می کنی؟
مخاطب من کسی است که یا میداند یا میخواهد که بداند. مهم نیست که دانشجوست یا بیسواد. او دنیا را حس میکند ومینوشد و مغزش لای کتابش نیست، او کنکاش میکند. اما در واقع من نمیدانم مخاطبم کیست ، اما این را میدانم:کسی که زنان و کودکان را دوست ندارد و برای انسان احترام قایل نیست، نمیتواند مخاطب من باشد حتی اگر دانشمند باشد.
بامداد خبر پایگاهی خبری- تحلیلی است که با هدف تقویت جامعه مدنی و عرصه عمومی راهاندازی شده، این سایت باید چه ویژگی داشته باشد تا هر روز مطالب آن را مرور کنی؟
برای من بازتاب بیطرفانه ی واقعیت در شکل خبری اش بسیار مهم است.اما باز تاب خبر با تحلیل خبر تفاوتاش در همین است،آنجا تحلیلگر نظری شخصی یا جناحی میتواند داشته باشد.من دوست دارم که یک منبع خبری و تحلیلی مرا احمق فرض نکند.دوست دارم دست خالی از خوانداش بر نگردم.فکر میکنم این کار زمانی عملی است که تحلیلگر، مخاطب را به شراکت در متن بکشاند .راهی جدید را باز کند تا مخاطب آن را در مغزش ادامه دهد.این شکل از ارتباط ژورنالیستی، مرا یاد رمان میاندازد و برایم جالب است.
تا کنون تعدادی از ترانههایت را تقدیم به دانشجویان و فعالان دانشجویی کردهای. اکثر مخاطبان سایت ما نیز از این قشر هستند، آیا پیامی برای آنها داری؟
دوست داشتم در ایران بودم و برایشان میخواندم .امید دارم روزی را ببینیم که دیگر هیچ دانشجویی برای فکر و عقیدهاش تحت فشار قرار نگیرد و باور دارم که دانشجو، به عنوان نبض فکری جامعه، میتواند مسیر فکری آن را تحت تاثیر قرار دهد،حتئ اگر همه چیز بر علیه آن باشد.
شاهین نجفی
نظرات (5)