دانشجویان آزادیخواه ملی در گفتگو با تیرداد بنکدار
تیرداد بنکدار
|
||||
|
بامدادخبر- گروه دانشگاه: تیرداد بنکدار بیش از آنکه فعال دانشجویی باشد، آزادیخواهی وطندوست و پژوهشگری خوشفکر است. او که خود دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران است، مقالات متعددی در حوزه اندیشه سیاسی و جامعهشناسی سیاسی و ملیگرایی دارد که به عنوان دانشجو، قابل توجه و کمنظیر است. بنکدار که خود را ملیگرایی مستقل میداند، دیدگاهی متفاوت نسبت به ملیگرایان هوادار دکتر محمد مصدق دارد. بنکدار از چهرههای شاخص گروه دانشجویان آزادیخواه ملی و از مؤسسان این گروه دانشجویی است. بامدادخبر، در راستای رسالت رسانهای و دانشجوییاش در راستای تقویت حوزه عمومی و رساندن صدای گرایشهای مختلف دانشجویی، با تیرداد بنکدار از مؤسسان گروه دانشجویان آزادیخواه ملی به مصاحبه پرداختهاست:
از نحوه شکلگیری گروه دانشجویان آزادیخواه ملی بگویید. چه دغدغهای شما را بر آن داشت که به سمت شکلگیری گروه دانشجویان آزادیخواه ملی بروید؟
گروه ما در نخستین روزهای سال تحصیلی جاری، در پی برخی رایزنیها میان شماری از دانشجویان و دانشآموختگان فعال ملیگرا شکل گرفت. آنچه که ما را بر آن داشت که به فعالیتی مستقل بپردازیم، در واقع برخی نگرانیهای میهندوستانه دانشجویان ملی بود. در یکی دو سال گذشته شاهد بودیم که جریانات قومگرا و تجزیهطلب در صفوف جنبش دانشجویی رخنه کرده و در صددند که با سوءاستفاده از موقعیت و محبوبیت جنبش دانشجویی، راهبردهای ایرانستیزانه خود را در پوشش فعالیتهای دانشجویی و با تظاهر به آزادیخواهی در پیش بگیرند. از این رو بود که ما تصمیم گرفتیم به طور مستقل اعلام موجودیت نموده و فعالیت کنیم.
دانشجویان آزادیخواه ملی بیشتر از چه دانشگاههایی هستند و آیا این گروه دانشجویی تشکیلات فراگیر دانشجویی دارد؟
ما در حال حاضر جملگی از دانشجویان دانشگاههای شهر تهران هستیم. البته از شهرهای تبریز و همدان نیز برخی از دوستان برای همکاری با ما اعلام آمادگی نمودهاند که ما هم درحال بررسی این پیشنهادها هستیم. آنچه باعث میشود که ما در این مورد کمی محتاطانه عمل کنیم، یکی وضع موجود است که نیازی به توضیح آن نیست و دیگر اینکه، ما خود بیشتر از آنکه به دنبال یک کار تشکیلاتی باشیم، پیگیر یک کار فکری در موازات سایر گروههای دانشجویی هستیم. بنابراین در شرایط حاضر بیشتر به گسترش کیفی میاندیشیم تا گسترش کمی و از این روی قصد ایجاد یک تشکل فراگیر را در شرایط حاضر نداریم و ترجیح میدهیم که به شکل یک حلقه فکری عمل کنیم. ما میخواهیم که به عنوان گروهی که علاوه بر پیگیری مطالبات صنفی و دانشجویی، پایبند به باورها و ارزشهای ملی و میهنی نیز هست، با سایر گروههای آزادیخواه دانشجویی در تعامل و همکاری باشیم و از تداوم سوء استفاده جریانهای ایرانستیز از اعتبار جنبش دانشجویی در اندازه توانمان جلوگیری کنیم. البته در همین راستا شهر تبریز و خطه قهرمانپرور آذربایجان برای ما اهمیت بهسزایی دارد و از آنجایی که نیمی از اعضای ائتلاف از آذربایجانیهای دانشجو و مقیم در تهران هستند، گسترش دامنه فعالیت ائتلاف به آذربایجان، از برنامههای فوری ما میباشد.
جایگاه دانشجویان آزادیخواه ملی را در دانشگاههای کشور چگونه ارزیابی میکنید؟ کارکرد اصلی این گروه چیست و چه مطالباتی را در جنبش دانشجویی نمایندگی میکند و تا چه حد مورد اقبال بدنه دانشجویی است؟
البته ارائه پاسخ دقیق به پرسش شما نیازمند انجام یک بررسی میدانی است که تاکنون آن را انجام ندادهایم. تنها یک نظرسنجی در وبلاگ گروهی دانشجویان آزادیخواه ملی قرار دادهایم تا بتوانیم تخمینی در این باره به دست آوریم. اما آنچه که تا کنون از گفتگو با سایر دانشجویان برداشت کردهایم، این بوده که اغلب عزیزان دانشجو از طیفهای مختلف دارای نظر مساعدی نسبت به فعالیت مستقل گروه بودهاند. درباره کارکرد اصلی گروه باید بگویم که ما علاوه بر پاسداشت دغدغههای ملی و میهنی دانشجویان، این رسالت را نیز برای خود قائلیم که در مقابل گفتمان نوظهوری که توسط قومگرایان و برخی از افرادی که تحت تأثیر برخی تئوریهای بیارتباط با شرایط تاریخی و اجتماعی جامعه ایران قرار دارند، به بخشهایی از جنبش دانشجویی تزریق شده و طی آن آزادیخواهی و پایبندی به موازین حقوق بشری را با جعل و قلب مفاهیم، مغایر با ملیگرایی و ایران دوستی جلوه میدهند، روشنگری و افشاگری کنیم. این کار را یا با شرکت در بحث و گفتگو با فعالین دانشجویی، و یا با درج برخی مقالات در وبلاگ گروهی ائتلاف که توسط استادان و صاحبنظران تنظیم گردیدهاست، پی می گیریم.
فضای حاکم بر دانشگاهها را تا چه حد برای انجام فعالیتهای دانشجویی مهیا میبینید؟ با توجه به برخوردهای سلبی و صعبانه حاکمیت با جریانهای مستقل و منتقد دانشجویی، راه برونرفت را برای جنبش دانشجویی در چه میدانید؟
شوربختانه فضا به هیچ روی برای فعالیتهای مستقل دانشجویی مهیا نیست. در واقع امروز بیش از آنکه با اعمال محدودیت از سوی حاکمیت مواجه باشیم، دانشجویانی فاقد انگیزه لازم جهت فعالیت مستقل و پیگیرانه دانشجویی داریم. این مسئله ریشههای متعدد جامعهشناختی دارد که مجال پرداختن به آنها در این مختصر نیست. تنها میتوانم بگویم که دانشگاه در سالهای اخیر بنا بر دلایل متعددی از جمله فراگیر شدن کمی آموزش عالی در سطح کشور و تنزل منزلت اجتماعی قشر دانشگاهی به لحاظ مادی، آن ویژگی "نهاد مرجع" بودن خود را به اندازه زیادی از دست دادهاست. به همین دلیل بود که اعتراضات پیگیرانه دانشجویان در سالهای پایانی دهه 70 و آغازین دهه 80 خورشیدی، با همراهی و حمایت پیگیر چندانی از سوی دیگر "گروههای اجتماعی" مواجه نشد. از این رو امروز شاهدیم که سرخوردگی سیاسی در میان فعالان دانشجویی، شکل روز افزونی به خود گرفتهاست. گذشته از این در بسیاری از موارد هزینههای احتمالی پیش رو، اکثریت دانشجویان را از انجام فعالیتهای مستقل و پیگیرانه، منصرف می کند. در این شرایط من گمان نمیکنم که راه برونرفت از این فضا در درون دانشگاهها باشد. چون امروز دانشگاه بیش از هر زمان دیگری متأثر از فضای کلی جامعه است. به گمانم ابتدا باید این موج بیتفاوتی و سرخوردگی در سطح جامعه فروکش کند تا بتوان به شکوفایی دوباره جنبش دانشجویی امید بست. در حال حاضر بیانگیزگی در سطوح فردی و گروهی که بازتابی از وضعیت آنومیک اجتماعی ماست،عملن فضای دانشجویی را به سستی و رخوت دچار کرده است و آنقدر این مسئله پیچیده است که نه تنها ما که مجموعه فعالان دانشجویی نیز نمیتوانیم به تنهایی راهکاری برای برونرفت از آن بیابیم.
مطالبه اصلی دانشگاههای کشور اکنون چیست؟ آیا دانشجویان آزادیخواه ملی برنامهای برای دستیابی این مطالبات دانشجویی دارند؟
مطالبه اصلی دانشجویان کشور به گمان ما، دستیابی به آزادیهای آکادمیک است که طبعاً فعالیتهای آزاد سیاسی و اجتماعی دانشجویی را نیز در بر میگیرد. برنامه ما در این مورد همکاری و اتحاد با همه جریانهای آزاداندیش دانشجویی است. چون معتقدیم که دستیابی به این مهم، به شکل تکروانه امکانپذیر نیست.
نحوه تعامل دانشجویان آزادیخواه ملی با تشکلهای دانشجویی و گرایشهای تعینیافته در جنبش دانشجویی کشور چگونه است؟
ما دست اتحاد به سوی همه گروههای فعال دانشجویی دراز میکنیم. در پاسخ پیشین اشاره کردم که ما "اتحاد دانشجویی" را یکی از ضروریات تداوم فعالیتهای دانشجویی میدانیم. در واقع ما به هیچ روی خود را جدا از سایرین نمیبینیم. البته روشن است که ما هرگز حاضر به اتحاد با کسانی که سودای تجزیه سیاسی و اجتماعی یا فرهنگی ایران را دارند، نیستیم. دلیل این رویکرد ما هم روشن است. چون ما خود را بخشی از "جنبش دانشجویی ایران" که متعلق به "ملت واحد ایران" است، میدانیم و معتقدیم که هر کس که غیر از این عمل کند، هم در حق ملت ایران و هم در حق جنبش دانشجویی اگر نگوییم خیانتی نابخشودنی، که اشتباهی سهمگین کردهاست.
نسبت دانشجویان آزادیخواه ملی با جبهه ملی ایران چگونه است؟ آیا میتوان این گروه را نماینده جبهه ملی در دانشگاههای کشور دانست؟
خیر به هیچ وجه. ما هم به عنوان یک گروه دانشجویی، فاقد روابط تشکیلاتی با احزاب و سازمانهای سیاسی خارج از دانشگاه هستیم. شرط اولیه برای اعضای ائتلاف هم فقدان وابستگی سازمانی به احزاب سیاسی است. جبهه ملی ایران خود دارای سازمان دانشجویی است و اعضای آن به فعالیت در راستای برنامههای حزب متبوعشان مشغول هستند. اعضای ائتلاف با برخی از این دوستان دارای روابط دوستانه هستند اما ما هیچ پیوستگی تشکیلاتی با یکدیگر نداریم. ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی از شماری از فعالان مستقل و غیر حزبی دانشجویی تشکیل شدهاست که علی رغم احترامی که برای تمامی سازمانهای سیاسی ملیگرا قائل است، پیگیر فعالیتی مستقل بوده و از وابستگی به کلیه احزاب خارج از دانشگاه حذر میکند.
گرایش فکری دانشجویان آزادیخواه ملی را چگونه تبیین میکنید؟ نسبت دانشجویان آزادیخواه ملی با نحلههای فکری ملیگرایی در ایران چگونه است؟ دانشجویان آزادیخواه ملی بیشتر پیرو کدام گرایش ملیگرایی در تاریخ ایران به حساب میآیند؟
دانشجویان آزادیخواه ملی همانگونه که از نامشان پیداست، باورمند به ارزشهای جهانشمول آزادیخواهانه در سطوح فردی و گروهی هستند و همچنین خواهان تداوم یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران. در یک سخن ما "آزادی" را برای "ایران" میخواهیم و معتقدیم که نمیتوان هیچ یک از اینها را به تنهایی پی گرفت. اما در مورد بخش دوم پرسش شما باید بگویم که ما "تاریخ را به تاریخ سپردهایم." ما هیچ یک از نحلههای تاریخی ملیگرایی را کاملاً منطبق با شرایط امروز جامعه ایرانی نمیدانیم. ما در واقع خود را بخشی از جریان ملیگرایی نوین امروز ایران به شمار میآوریم که میراثدار هیچ شخصیت و جریان تاریخی نیست. البته هریک از ما ممکن است که دارای دیدگاههایی در مورد جریانها، شخصیتها و وقایع تاریخ معاصر ایران باشیم، اما این دیدگاهها تنها جنبه شخصی داشته و در چارچوب ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی، سمپاتی به هیچ یک از این نحلهها پذیرفته نیست. در واقع هموندان ما میتوانند به طور مستقل و با شخصیت حقیقی خود از یکی از این نحلهها جانبداری کنند و همزمان در ائتلاف هم باشند. در واقع خود عنوان ائتلاف دال بر این است که در میان ما هیچ یک از نحلههای ملیگرایی، هژمونی ندارد. رویکرد رسمی ائتلاف، بیطرفی در میان نحلههای مختلف ناسیونالیسم ایرانی است.
در عصر جهانی شدن مفهوم استقلال ملی تغییر یافتهاست. در عصری که همه دولتها به هم وابسته هستند و بخشی از اختیارات را به نهادهای بینالمللی واگذار کردهاند، مقصود شما از استقلال ملی چیست؟
در عصر جهانی شدن هم تاکنون "دولتهای ملی مدرن" همچنان به حیات خود ادامه دادهاند. در واقع مشخصه اصلی دولت ملی مدرن به تعبیر ماکس وبر "انحصار کابرد مشروع زور در سرزمین معین است." این چیزی است که همچنان به قوت خود باقی است و ما هم تا زمانی که جهان متشکل از دولتهای ملی است، دلیلی بر پایبند نبودن به مفهوم دولت ملی نمیبینیم. آنچه شما درباره رنگ باختن مفهوم استقلال ملی میگویید، بیشتر در حوزه اقتصاد و تولید کالاهای صنعتی و خدماتی مصداق دارد تا حاکمیت ملی سیاسی کشورها. البته تردیدی نیست که در جهان امروز نمیتوان به شکل ایزوله و به دور از جریان سرمایه جهانی به سر برد و سودای توسعه را نیز در سر پروراند. اما همانطور که گفتم هنوز هم دولتهای ملی معتبرترین واحدهای جهانی هستند و نمی توان این را منکر شد. بنابراین معتقدیم که اگرچه مفهوم استقلال ملی تا اندازه زیادی در حوزههای اقتصاد و صنعت و بازرگانی رنگ باختهاست، اما همچنان در حوزه سیاست معتبر است. برای نمونه مفهوم "تابعیت" بهترین گواه بر این مدعاست. اگر چه در جهان امروز میتوان به سختی یا به آسانی تغییر تابعیت داد، اما هنوز "تابعیت یک دولت ملی" مشخصکننده موقعیت فرد در جهان است.
دیدگاه گروه متبوعتان نسبت به قومیتهای ایرانی چیست؟ راه حل بحرانهای قومیتی و مسائل حقوق بشری در مناطقی چون کردستان، آذربایجان و... را در چه میدانید؟
ما همه قومیتهای ایرانی را بخشی تفکیکناشدنی از "ملت ایران" میدانیم. ما معتقدیم که مسائل حقوق بشری را در ایران نمیتوان به شکل تفکیک شده مورد بررسی قرار داد. در حال حاضر حاکمیت ایران دارای ایدئولوژیای یکجانبهگرا است که کلیه افراد و گروههای دگراندیش را از مشارکت سیاسی و تا اندازه کمتری اجتماعی، به گونهای ساختاری، محروم میکند. در این بین تنها مؤلفهای که برای حاکمان فاقد اهمیت است، قومیت است. البته اقلیتهای مذهبی از یک تبعیض مضاعف رنج میبرند که پارهای از گروههای قومی نیز که از اقلیت مذهبی اهل سنت ایران هستند، در این دسته قرار می گیرند. اما از سوی دیگر برخی جریاناتی که دارای وابستگیهای آشکار و پنهان به آن سوی مرزها هستند، با سیاسی کردن برخی مطالبات بر حق اقوام ایرانی (نظیر حق بهرهمندی از آموزش زبان مادری)، عملاً در حل این بحران با ایجاد مشکلات امنیتی، اخلال میکنند. به گمان ما حل بحران قومی منوط به این است که از یکسو موانع مشارکت سیاسی همه آحاد ملت ایران برچیده شود و از سوی دیگر، فعالان فرهنگی قومیتها با فاصله گرفتن از جریانات تجزیهطلب و "ایرانستیز" بستری را برای پیگیری خردمندانه مسائل قومیتی فراهم کنند.
تیرداد بنکدار
نظرات (1)