سیزده روز پس از مرگ امیرحسین حشمت‌ساران در زندان رجایی شهر؛

امیدرضا میرصیافی، روزنامه‌نگار، عصر امروز در زندان اوین درگذشت

امیدرضا میرصیافی امیدرضا میرصیافی

بامدادخبر: امیدرضا میرصیافی وبلاگ‌نویس و روزنامه‌‌نگار فرهنگی عصر امروز در زندان اوین درگذشت. این اتفاق ناگوار در حالی رخ داد که صبح امروز "مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران" وضعیت جسمی و روحی این روزنامه‌نگار زندانی را وخیم گزارش کرده‌بود.
بر اساس این گزارش، صبح امروز امیدرضا میرصیافی راهی بهداری زندان اوین شده‌است. این وبلاگ‌نویس و روزنامه‌نگار که از ماه گذشته برای تحمل دو سال و نیم زندان، راهی زندان اوین شده بود؛ صبح امروز به علت رنج بردن از بیماری افسرد‌گی و عدم تحمل شرایط زندان، راهی بهداری زندان اوین شد.
این روزنامه‌نگار فرهنگی که با شرایط بد روحی و روانی در زندان دوران محکومیت خود را سپری می‌کرده‌، مجبور به استفاده از قرص‌های آرام‌بخش و اعصاب بوده‌است. وی صبح امروز با مصرف این قرص‌ها دچار وضعیت بد جسمی شده و به بهداری زندان اوین برای درمان منتقل می‌شود.
امیدرضا میرصیافی وبلاگ‌نویس و روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی بود که به خاطر درج عقایدش در وبلاگ به اتهامات توهین به مقامات و تبلیغ علیه نظام به دو سال و نیم زندان محکوم شده‌بود. وی پرونده مفتوح دیگری در دادگاه عمومی استان تهران مبنی بر توهین به مقدسات نیز داشت که تاریخ برگزاری جلسه داد گاه آن اردیبهشت ماه سال آینده است.
با آن‌که این زندانی عقیدتی شرایط بهره‌گیری از مرخصی استعلاجی را داشت، اما مسئولین زندان و دادگاه با درخواست مرخصی وی موافقت نکرده‌بودند که همین امر باعث بدتر شدن شرایط روحی و روانی وی شده‌بود.
پیش از این مجموعه فعالان حقوق بشر، با توجه به افسرد‌گی وی و عدم تحمل زندان، اعلام کرده‌بودند که میرصیافی نیاز مبرم به دریافت مرخصی استعلاجی و خروج از زندان دارد و زندانی بودن وی با توجه به شرایط روحی و روانی این وبلاگ‌نویس سلامت جسمی او را به شدت تهدید می‌کند.
متأسفانه عدم پی‌گیری مسئولان زندان به وضعیت این زندانی عقیدتی، سبب بروز فاجعه‌ای دیگر شد. امیدرضا میرصیافی، دومین زندانی عقیدتی سیاسی است که در طی دو هفته گذشته و پس از مرگ امیرحسین حشمت ساران در روز جمعه پانزدهم اسفند، بر اثر عدم رسیدگی و توجه مسئولان زندان در زندان درگذشت.
گزارش ذیل در بر گیرنده مشاهدات دکتر حسام فیروزی، پزشک و فعال حقوق بشر زندانی است که به‌ عنوان یک متخصص و شاهد، فوت این زندانی عقیدتی را حاصل بی‌توجهی مسئولان زندان و کادر پزشکی می‌داند.

در حدود ساعت 12 ظهر خبردار شدم که امیدرضا میرصیافی حال خوبی ندارد. به سراغ او رفتم و او را به بهداری داخل بند 7 زندان اوین انتقال دادیم. من در آن بهداری برایش لوله‌ معده قرار دادم و معده‌ او را شست‌وشو دادم، برایش رگ گرفتم و اقدامات اولیه را انجام دادم. از پزشک آن‌جا درخواست کردم که داروی آتروپین برای او تجویز کند و داروی لینگر به او دهد. ولی پزشک بهداری گفت که سرم یک‌سوم برای او کافی است و من را با توهین از اتاق بیرون کرد. اما من هم‌چنان اصرار داشتم که این‌جا نمی‌توانید کاری انجام دهید و باید او را به بیمارستان بیرون مثل بیمارستان لقمان، منتقل کنید، چون وی به دلیل خوردن تعداد زیادی قرص پروپرانول با افت شدید فشار خون و کاهش تعداد ضربان قلب روبه‌رو شده‌بود و فشارش زیر 7 بود. اما پزشکان گفتند ما خودمان می‌دانیم باید چه کاری انجام دهیم و من را از اتاق بیرون کردند.

من باز پشت در بهداری ایستادم و مصرانه خواستم که او را به دلیل افت فشارخون و به دلیل این‌ که بدن وی کاملاً سرد شده‌بود، به بیمارستان لقمان منتقل کنند، اما پزشکان بهداری زندان به من گفتند این مساله ارتباطی با شما ندارد و ما می‌دانیم چه کاری انجام دهیم. اما با اصرار بیش اندازه‌ من او را به بهداری پایین زندان اوین منتقل کردند و از آن‌جا به بعد را دیگر من هیچ اطلاعی ندارم به دلیل این ‌که به من اجازه‌ ‌هم‌راهی با وی را ندادند.

نکته‌ای که مهم است، این است که پزشکان زندان در ابتدا حتی سعی در گرفتن رگ و فشار خون امیدرضا را نداشتند و اقدامات اولیه را نیز با اصرار و پافشاری من انجام دادند. آن‌ها همه چیز را به عنوان تمارض محسوب می‌کنند. مسئولان زندان و پزشکان این‌جا برای جان زندانیان، کوچک‌ترین اهمیتی قایل نیستند.

از نظر من که یک پزشک هستم، امیدرضا میرصیافی دچار افسرد‌گی شدید بود و به هیچ وجه نمی‌توانست شرایط زندان را تحمل کند، حتی پرونده‌های پزشکی خود را مبنی بر دارا بودن افسردگی شدید به پزشکان زندان ارائه داده بود، اما متأسفانه کوچک‌ترین توجهی به وی نشد.

این واقعه کم‌کاری صددرصد پزشکی زندان است. او دچار مشکل افسردگی شدید بود. من از وی خواسته‌بودم تا او به روان‌پزشک مراجعه کند، ولی او پس از مراجعه به روان‌پزشک زندان، هیچ نتیجه‌ای ندید زیرا این روان‌پزشک برای کسی‌ که فکر خودکشی داشته و چند بار اقدام به خودکشی نیز انجام داده‌بوده‌است، فقط داروی آرام‌بخش تجویز کرده‌بود، در حالی‌ که وی حتما نیاز به بستری شدن فوری داشت.

 

 

نظرات (3)

  • "مهدی": چگونگی برخورد روزنامه نگاران با سیاست مداران را در فرانسه می بینم ، و حسرت آنرا می خورم ، که در کشور من ، کشور مدعی مردمسالاری دینی ، مدعی شیعه ی علی ، حتی به این توصیه ی علی به مالک اشتر نیز وقعی نمی نهند ، که گفت " بگذار نزدیکترین افراد به تو ، منتقدانت باشند". به یاد سخنرانی " شیعه ی علوی - شیعه ی صفوی " شریعتی افتادم ... که این خانه از پای بست ویران است | March 19, 2009 1:59 AM
  • "مجيد از لاهيجان": واقعا براي اين فاجعه نظري هم مي توان داد!!!! واقعا براي اين همه توحش و تنفري كه در قلب دارند و نثار هم وطن خود مي كنند اما براي متجاوزان كت و شلوار هديه مي گيرند نظري هم مي توان داد؟!!!.... | March 19, 2009 8:01 AM
  • من نمیدانم چرا این همه روزنامه نگار ایرانی توی زندان فوت میکنن شما میدونین چرا؟ | April 2, 2009 4:35 PM