خاتمی پیش از انصراف: حرفهای موسوی با قول و قرارهای قبلی ما تطابق ندارد
|
||||
|
بامدادخبر: غلامعلی رجایی در رابطه با انصراف محمد خاتمی از صحنه انتخابات ریاستجمهوری، مطلبی برای سایت باران نوشته است که ناگفتههایی را از این انصراف فاش میکند. ناگفتههایی که حکایت از دلخوری رییسجمهور سابق از میرحسین موسوی دارد. این مطلب را در ذیل بخوانید.
چند شب پیش، برخی از کادرها و فرماندهان قدیمی جنگ که در میان آنان فرماندهان لشکر هم دیده میشدند، از من خواستند مراتب این آمادگی و حمایت را در دیداری با او اعلام کنند. این فرماندهان در دو دوره ریاستجمهوری آقای خاتمی، هسته و حلقه ایثارگران اصلاحطلب از جنس خودشان را به دور این سید ـ که در این انصراف، آن هم در اوج محبوبیت، نشان داد که تندیس اخلاق است و شایسته آن همه اقبال مردم پس از آن همه تخریبی که علیه ایشان صورت گرفته و میگیرد ـ تشکیل دادند.
به منزل ایشان تلفن زدم و طبق معمول در نهایت محبت آغاز سخن کردند و اعلام آمادگی را برای دیدار با این فرزندان معنوی امام ابراز داشتند، اما لحن ایشان را در عباراتی که بلافاصله از او شنیدم، بسیار نگران دیدم که رگی از جدیت و تا حدودی آزردگی در آن دیده میشد. وی نیز از اعلام آمادگی این دیدار که از من خواست صبح روز بعد به آقای رمضانی، مسئول دفترش، تذکر دهم، گفت فلانی ولی پیش خودت باشد، من الان در این اندیشهام که با وضعی که پیش آمده، آقای مهندس موسوی، قصد ماندن در این عرصه را دارد و باید از نامزدی انصراف بدهم و باز تأکید کرد که این پیش خودت باشد و به کسی منتقل نشود.
وقتی با تعجب علت را پرسیدم، با همان لحنی که آزرده مینمود، پاسخ داد من نخست با آقای موسوی هماهنگ کرده بودم که ایشان بیاید و من نیایم. پس از اینکه با اصرار به من گفت هرگز قصد ورود به این عرصه را ندارد و من را مطمئن کرد، من حرکت کردم و کار را آغاز نمودم. در این روزها، حرفهایی که ایشان میزنند با آن موضع پیشین، تطابق و تطبیق ندارد و این روند به صلاح و مصلحت ما نیست و من کاملا آماده هستم انصراف بدهم و میدان را در اختیار ایشان گذارم. برای همین، برای تلطیف بحث از میزان استقبال مردم شهرها و استانهایی که ایشان رفته بود، پرسیدم که نحوه برخورد مردم با سفرای شما چگونه بود؟ و وی در پاسخ گفت: بسیار خوب بود و با محبت همچون همیشه با من روبهرو شدند.
این ماجرا بود که من به مصلحت دیدم برای بسیاری از علاقهمندان و غیرعلاقهمندان به این سید شریف که با این انصراف نشان داد، چه ظرفیتهای اخلاقی از وی در جامعه پوشیده مانده است، مطالبی را بازگو کنم.
به گمان من، خاتمی حتی اگر در این میدان میماند و یک یا دو دوره دیگر رئیسجمهور میشد، به قلهای که هماکنون با این فعل اخلاقی از خود نشان داد، نمیرسید. خاتمی با این پای گذاشتن بر سلیقه و میل خود به ویژه پس از دیدن آن همه استقبال مردم از خود که در نظرسنجیهای بیطرفانه رأی کنونی وی را در برابر آقای احمدینژاد و مهندس موسوی اعلام کردند، به منزلتی دست یافت که برگ زرینی به کارنامه عمل و زندگی صادقانه او با مردم افزود.
خداوند امثال خاتمی را که نشان داد امام بحق بر او نام فرزند فاضل خود گذاشته است، در میان این ملت شریف و برای این نظام مقدس از گزند بدخواهان بدباور و کجاندیشان راستباور در امان دارد.
آیا روزی وی را ـ که نقد را در رفتار به همگان و نه به شعار میآموزد ـ در کسوت ائمه جمعه تهران خواهیم دید؟
و حالا یک شوخی با سید و خوانندگان این کمترین که در نوشته پیشین در ایهام و ابهام گفته بودم؛ کاش خاتمی نیامده بود و به راستی، اگر نمیآمدی این...!