Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

آیا تحریم‌ها باعث تقویت سپاه شده‌اند؟


۱۳۹۱/۴/۳ - ۱۳:۰۰

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


سعید قاسمی نژاد

یکی از ادعاهای حامیان رفع تحریم‌ها از جمهوری اسلامی این است که تحریم‌ها موجب برآمدن سپاه پاسداران در سیاست ایران و فرداستی آن در اقتصاد شده‌اند. استدلال این مدافعان لغو تحریم‌ها عمدتا اینگونه صورت‌بندی می‌شود.

۱ـ تحریم‌ها موجب تقویت سپاه شده‌اند.

۲ـ سپاه دشمن دموکراسی در ایران است.

۳- تقویت سپاه مانع گذار به دموکراسی در ایران است.

۴- تحریم‌ها را لغو کنید.

یا

۱ ـ تحریم‌ها موجب تقویت سپاه شده‌اند.

۲ـ سپاه، مهم‌ترین حامی برنامه هسته‌ای در ایران است.

۳ـ تقویت سپاه، باعث ادامه برنامه هسته‌ای می‌شود.

۴ـ تحریم‌ها را لغو کنید.

این استدلال از بنیان غلط است، چرا که در واقع بند اول آن نادرست و کذب است. اما پیش از پرداختن به نادرستی بند اول خوب است به نکته‌ای اشاره کنیم. مدافعان لغو تحریم‌ها، در حالی تقویت سپاه را به عنوان دلیلی برای لزوم لغو تحریم‌ها اقامه می‌کنند که راه حل‌های پیشنهادی‌شان، مستقیم یا غیرمستقیم موجبات تقویت سپاه را فراهم می‌کند. اینان عمدتا مدافعان به رسمیت شناخته شدن و مشروع دانستن دخالت‌های جمهوری اسلامی (بخوانید سپاه پاسداران) توسط غرب در منطقه خاورمیانه هستند و در حالی که اقتصاد ایران در کنترل سپاه پاسداران است خواهان واگذاری امتیازات وسیع اقتصادی به جمهوری اسلامی هستند، امتیازاتی که در شریط کنونی که سپاه اقتصاد ایران را کنترل می‌کند، بیش از سی درصد بازار بورس را مستقیما تحت اختیار دارد و شرکت‌های سپاه تمامی قرارداد‌ها را از آن خود می‌کنند به معنی تقویت بیش از پیش سپاه و سرازیر شدن حجم عظیمی از ثروت به خزانه فرماندهان سپاه است.

اما آیا این تحریم‌ها بوده‌اند که موجب تقویت سپاه شده‌اند؟ تقویت سپاه در سیاست و اقتصاد ایران به دلیل تحریم‌ها نبوده است، بلکه عوامل دیگری مایه آن شده‌اند که مهم‌ترین و تاثیرگذار‌ترین آن‌ها نقش بی‌بدیل سپاه در نجات دادن حکومت جمهوری اسلامی و شخص آقای خامنه‌ای از گرداب تهدیدهای امنیتی ماحصل جنبش دموکراسی خواهی بوده است.

پس از پایان جنگ سپاه که در طول جنگ، حجم عظیمی از امکانات اقتصادی کشور را در اختیار داشت به درخواست هاشمی رفسنجانی وارد عرصه اقتصاد شد. حضور پررنگ نظامی‌ها یا نظامی‌های سابق (بسته به درجه قدرتمندی نهاد‌ها و سنت‌های دموکراتیک در کشور) در سیاست و اقتصاد کشور‌ها پس از جنگ‌های بزرگ امری طبیعی است. آنچه سپاه را به فعال مایشاء کشور بدل کرد اما دو بحران عمیق امنیتی بود که تنها با دخالت سپاه پایان یافتند، به این امر باید تنهایی آیت‌الله خامنه‌ای، و این واقعیت که وی فاقد مشروعیت کاریزماتیک، دموکراتیک، مذهبی و سنتی بوده و هست را اضافه کرد. امری که موجب وابستگی هر چه بیشتر او به نیروهای نظامی شده است.

بحران اول بحران دوم خرداد بود. در دوم خرداد تمامی سرمایه سیاسی راست سنتی بر باد رفت. بحران ماحصل به صحنه آمدن اکثریت خاموش چنان بود که جمهوری اسلامی را در خطر جدی سقوط قرار داده بود. این تنها با دخالت مستقیم سپاه، به صحنه آمدن فرماندهانش برای تهدید خاتمی و قبضه کردن عرصه اطلاعات و امنیت کشور توسط اطلاعات سپاه بود که نفس اسبی که در دوم خرداد زین شده بود به شماره افتاد. پس از پیروزی سپاه در نبرد با جنبش دوم خرداد بود که موج اول امتیازات اقتصادی به سمت سپاه روانه شد. مهم‌ترین حادثه از این نظر در این دوره مسأله فرودگاه امام بود. سپاه که خواهان سلطه بر فرودگاه بود با لشگرکشی به فرودگاه امام مانع از اجرایی شدن قرارداد شرکت ترک شد.

میان‌پرده این ماجرا به قدرت رسانیده شدن محمود احمدی‌نژاد توسط خامنه‌ای و سپاه بود. اتفاقی که به قول سردار ذوالقدر محصول یک عملیات پیچیده بود. سپاه در این دوره مزد زحمات خویش را گرفت و سیل قراردادهای اقتصادی به سوی سپاه سرازیر شد، اما این پس از انتخابات خرداد ۸۸ بود که سپاه به فعال مایشاء اقتصاد ایران بدل شد. در خرداد ۸۸ با به صحنه آمدن سه میلیونی مردم تهران و ادامه دار شدن موج تظاهرات که در آن نظام سیاسی علنا تهدید به براندازی می‌شد، جمهوری اسلامی با مهم‌ترین خطر امنیتی داخلی پس از سال ۶۰ مواجه شد. این تنها سپاه بود که با به خاک و خون کشیدن مردم و زندانی و شکنجه کردن فعالین سیاسی ـ اجتماعی نظام سیاسی را نجات داد. نگاهی به حجم قراردادهای واگذار شده به سپاه پس از خرداد ۸۸ که رشدی باورنکردنی را نشان می‌دهد به خوبی نشان می‌دهند که غلبه سپاه بر اقتصاد ایران با اثبات توانایی این نهاد در نجات دادن نظام از ورطه سقوط نسبت مستقیم دارد. اوج این موفقیت را باید در واگذاری وزارت نفت به رستم قاسمی فرمانده قرارگاه خاتم دانست. آنچه سپاه را تقویت کرده است نه تحریم‌ها، بلکه مواجه شدن نظام با بحران‌های امنیتی ناشی از قدرتمند شدن جنبش دموکراسی‌خواهی در ایران و این واقعیت است که برای فائق آمدن بر این بحران‌ها، حکومت تنها بر سپاه است که می‌تواند تکیه کند. هر قدر جنبش دموکراسی‌خواهی در خواست دموکراسی‌خواهی راسخ‌تر شود، بدنه این جنبش فربه‌تر شود و خطرات بیشتری را متوجه جکومت کند، تکیه حکومت بر سپاه بیشتر می‌شود و سپاه نقش مهم‌تری در کشور بر عهده می‌گیرد.

در چنین شرایطی بدیهی است هر قدر درآمدهای حکومت بیشتر باشد، سهم سپاه از این درآمد‌ها بیشتر خواهد شد. دلیل چیرگی سپاه بر صنعت نفت ایران خروج شرکت‌های بین المللی از صنعت نفت نیست، دلیلش قدتمند‌تر شدن سپاه به عنوان نهاد پیروز برآمده از مبارزه بر علیه جنبش اصلاحات و جنبش سبز است. شرکت‌های بین المللی، خصوصا شرکت‌های نفتی، نشان داده‌اند که هیچ مشکلی در معامله کردن با حکومت‌های دیکتاتوری یا نهادهای نظامی ندارند. بدیهی است سپاه نیز خوشحال‌تر خواهد بود اگر تحریم‌ها در کار نباشند و شرکت‌های سپاه و افراد معتمد سپاه بتوانند بر ثروت خود بیفزایند. در شرایطی که سپاه پاسداران نخست وزیر و رییس سابق مجلس را گروگان گرفته است و تعداد زیادی از وزرا، نمایندگان و موثرین سابق کشور را به زندان افکنده یا خانه نشین کرده است، صحبت از اینکه در چنین شرایطی در صورت نبود تحریم‌ها بخش خصوصی مستقلی شکل می‌گیرد که موجب گذار به دموکراسی می‌شود تنها پروپاگاندای کسانی است که خواهان بیرون بردن سپاه و جمهوری اسلامی از زیر فشارتحریم‌ها هستند. بخش خصوصی به دلیل تحریم‌ها نیست که روزبه‌روز بیشتر تضعیف شده است؛ دلیل تضعیف بیش از پیش بخش خصوصی، تقویت سپاه به عنوان یک مجتمع نظامی-اقتصادی-سیاسی تمامیت‌خواه است. لغو تحریم‌ها به معنی تقویت بیش از پیش سپاه است، راه گذار به دموکراسی در ایران در شرایط کنونی از دل تحریم‌های بیشتر و هوشمند‌تر می‌گذرد، همچون آنچه که گشایش سیاسی را در برمه به ارمغان آورد. از یاد نبریم که گشایش سیاسی دوم خرداد نیز پیامد فشار بین‌المللی انتهای عصر هاشمی بود.

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید