https://www.statcounter.com/counter/counter.js website statistics

Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

تعیین حدود حجاب در سیطره هیچ دولتی نیست


۱۳۹۱/۴/۲۳ - ۱۷:۵۰

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


Mahmoud Sadriبامدادخبر – بهزاد مهرانی: با دکتر محمود صدری جامعه‌شناس و نواندیش دینی و استاد دانش‌گاه زنان تگزاس در باب حجاب اجباری گفت‌وگویی مکتوب انجام داده‌ایم. ایشان بر این باور است که حجابی که از آن سخن می‌گوییم حجاب معمول صدر اسلام نبوده است و استانداردهای فرهنگ دینی در مورد حجاب از یک جامعه نسبت به جامعه‌ی دیگر متفاوت است. صدری تعیین حدود حجاب را در سیطره هیچ دولت و حکومتی نمی‌داند. این استاد دانشگاه زنان تگزاس آغاز به کار کمپینی مانند کمپین «نه به حجاب اجباری» را در کنار زدن موانع از پیش پای زنان ایرانی موثر می‌داند.

– شما به کمپین “نه به حجاب اجباری” پیوستید، چه دغدغه‌ای موجبات این پیوستن را مهیا ساخت؟

سلام و درود بر شما. موقعیت ما قرینه شرایط ترکیه است. در آنجا زنان محجبه در حال مبارزه با رقبای تمامیت گرای سکولار خود هستند که می‌خواهند عدم حجاب را بر آنان تحمیل کنند. در این رویاروئی بسیاری از مردان و زنان سکولار ترکیه به ایشان پیوسته‌اند. اورهان پاموک نویسنده سکولار ترک و برنده جایزه نوبل ۲۰۰۷ میلادی در کتاب عمیق و خواندنی خویش «برف» به حقانیت این مبارزه زنان ترک برای نیل به آزادی و استقلال در حوزه فردی صحه می‌نهد. وضع ما در ایران ظاهرا برعکس اما در حقیقت کاملا قرینه آنست. در اینجا زنان روشنگرا، اعم از محجبه و غیر محجبه و مردان روشنفکر اعم از مذهبی و غیر مذهبی می‌خواهند در برابر خود کامگی و مرد سالاری که منویات خویش را در قالب تقید به حدود اسلامی برای لباس زنان بیان می‌کند قد علم کرده، حقوق حقه نیمی از جامعه ایران را در تعیین حدود و ثغور حیات، ارزش‌ها و باورهای خصوصیشان را طلب کنند. این جنبش نه تنها برای احیای حقوق بشری بلکه اعتلای اصول اخلاقی است و یکی از اهداف آن ریشه کن کردن «ریای نهادینه شده»‌ای است که بر مبنای آن شما چه اعتقادی به اسلامی بودن یا انسانی بودن نوعیا حدی از پوشش داشته باشید و چه نداشته باشید مجبورید از حدود تحمیل شده حکومتی خاصی تبعیت کرده به آن تظاهر کنید. این سیاست جابرانه که نزد بنیادگرایان خشن با عبارت «یا روسری یا توسری» شناخته شده نه تنها به لحاظ جغرافیائی قرینه‌ای آموزنده در ترکیه دارد بلکه بلحاظ تاریخی نیز تالی شرم آوری در ایران دارد. زیرا این شرایط اجباری (منتها عکس آن!) در زمان رضا شاه موجود بوده. استاد انسان‌شناسی ما در دانشگاه تهران دکتر روح الامینی می‌گفتند حکومت به اجبار از سر مادر من حجاب بر گرفت و با زور بر سر دخترم حجاب انداخت. مخرج مشترک این سیاست‌ها جبر حکومتی، بی‌اعتنائی به استقلال روحی و فکری فردی، و مطلق انگاشتن یک تفسیر انسانی از حجاب اسلامی است. مبارزه با آن نیز نه تنها بنام اسلام بلکه بنام انسانیت است.

بیاد دارم بیش از یک دهه قبل هنگامی که خانم کَوَکچی نماینده محجبه مردم ترکیه را نمایندگان متعصب سکولار مجلس ترکیه از حق مسلم خویش و کرسی پارلمانیشان محروم و ایشان را مجبور به زندگی در تبعید موقت کردندیکی از بنیادگرایان حکومتی ایران اعلامیه‌ای در حمایت ایشان منتشر کرد. خانم کوکچی نیز با کمال شجاعت و صراحت حمایت این بنیاد گرای ایرانی را رد کردند و گفتند میان تلاش برخی از زنان ما برای محجبه ماندن و تلاش برخی از زنان شما برای رهائی از حدود تحمیلی حجاب اجباری هیچگونه تفاوتی وجود ندارد! ما همگی برای هدفی واحد مبارزه می‌کنیم و آن آزادی و اختیار انتخاب است! هنگامی که سالی بعد خانم کوکچی را در شهر دالاس (که در آن پدرشان امام مسجد معظم ریچاردسون هستند) ملاقات کردم مراتب تشکر خویش را برای عدم پذیرش حمایت آن بنیادگرای ابن‌الوقت ایرانی را به حضورشان اعلام کردم.

– پس از پیروزی انقلاب اسلامی  دغدغه‌ی آزادی پوشش خصوصا برای زنان را در نواندیشان دینی چندان سراغ نداریم و یا کمتر شنیده‌ایم چنین اعتراضی به حجاب اجباری در بین روشنفکران دین‌دار صورت گرفته باشد دلیل این امر را چه می‌دانید؟

مدتی طول کشید تا خطوط و ثغور فشار و تضیییغات حکومتی در مورد حجاب زنان شکل فعلی را پیدا کرد و با آنکه نهضت آزادی و سایر نیروهای اصلاح‌طلب در اوایل امر به این فشارها بی توجه نبودند و اعلامیه‌هایی نیز منتشر کردند و سخنانی گفتند می‌توان گفت که این عکس‌العمل‌ها کافی نبود و می‌بایست توجه بیشتری به این جبهه از مبارزه برای آزادی فضای فردی و مدنی می‌شد. امیدوارم تلاش نسل جدید ایرانیان سبز و آزاده پاسخ مثبت و به سزای خویش را از جامعه نواندیشان و اصلاح‌طلبان دریافت کنند.

– به عنوان فردی که در حوزه‌ی دین‌شناسی تحقیق و تدریس کرده‌اید و خود نیز باورهای دینی دارید آیا بر این اعتقادید که یک زن مسلمان می‌تواند در عین باورمندی به اسلام، حجاب شرعی را رعایت نکند؟ اگر پاسخ‌تان مثبت است چه دلایل معرفتی بر این امر وجود دارد؟

در این زمینه سخن بسیار گفته شده و اخیرا نیز مقاله تحقیقی آقای ترکاشوند دست به دست می‌گردد که در آن بدلایل متقن بیان شده که حجاب معمول صدر اسلام این نبوده که اکنون در عربستان، ایران، یا افغانستان تحمیل می‌شود. اما من به عنوان یک جامعه‌شناس مقایسه‌ای می‌بینم که استاندارد‌های فرهنگ‌های دینی در مورد حجاب از یک زمان تا زمان دیگر و از یک مکان تا مکان دیگر تفاوت کرده و می‌کنند. و در هر زمان و مکانی نیز عالمان دینیبنیاد گرای آن زمان و مکان سنت جامعه خویش را یکسره در توافق با اسلام سره می‌بینند و همه انواع و اطوار دیگر آنرا انحرافی از نص قران و سنت پیامبر و سایر بزرگان دین اعلام می‌کنند. حتی هنگامی که مرحوم مطهری نقاب و دستکش را برای پوشش زن مسلمان غیر لازم دانست در همین ایران ما بسیاری فریاد وا شریعتا بر کشیدند و در بی‌دینی و فساد فکری آقای مطهری فرس راندند! نفس این تنوع آرا انسان منصف را به این شک می‌اندازد که این تفاسیر تا چه حدی تخته بند زمان و مکان و فرهنگ خویشند؟ آیا منصفانه نیست که بگوئیم هر نسلی مطابق با دید و انتظار و جهان بینی و هژمونی و عادات محیطی خویش اسلام را می‌فهمد و قدرتمندان هر حباب زمانی-مکانی-فرهنگی نیز می‌خواهند فهم و سلیقه خویش را مطلق سازی کنند؟ آنچه در یک اقلیم نفس اسلام پنداشته می‌شود در اقلیم دیگر مضحک بنظر می‌رسد. «جمهوری اسلامی» ایران منع رانندگی زنان در عربستان را غیر قابل فهم می‌شمارد و «جمهوری اسلامی» پاکستان کشمکش بر سر حد و مفهوم حجاب اسلامی در ایران را به عنوان معمائی می‌بیند. چندی قبل به عنوان می‌ه‌مان در جشنی رسمی برای روز استقلال جمهوری اسلامی پاکستان شرکت داشتم. دیدم دو دسته خانم‌ها حاضرند. آن‌ها که حجابشان مویشان را می‌پوشاند و آن‌ها که حجابشان را روی شانه‌شان انداخته‌اند. جلسه با خواندن آیاتی از کلام الله مجید آغاز شد. در اینجا همه خانم هائی که روسری بر شانه داشتند آنرا بر سر کشیدند. تلاوت که پایان گرفت دوباره آنرا از سر برداشتند. کسی هم به اصطلاح ما «چپ چپ» به آن‌ها نگاه نکرد. رسمشان این بود، بلکه فهمشان از اسلام این بود. بعد که پرسیدم دانستم خانم هائی که حجاب دائم بر سر دارند کسانی هستند که به حج رفته‌اند و این علامت حاجیه بودنشان است. با خودم گفتم اینجا مساله حجاب به لحاظ فرهنگی حل شده است و کسی را در مورد حدود آن مواخذه نمی‌کنند. در طرفین نیز کسی نیست که بغضا لمعاویه افراط و تفریط کند و آنرا به رخ طرف مقابل بکشد. (مظهری از این پدیدار را چندی قبل به مناسبت قضیه خانم گلشیفته فراهانی در مقاله‌ای که در سایت جرس موجود است تحلیل کردم). هر چند در پاکستان همه خانم‌ها هم لباس پوشیده (از آن نوع که در بر مرحوم خانم بی‌نظیر بوتو دیدیم) دارند و بر عکس خانم‌های هندی شکم خویش را با ساری می‌پوشانند، همه آن‌ها این امکان را دارند که حجاب را بر شانه یا سر بکشند. در تجربه و مطالعاتم به اینجا رسیده‌ام که جوامع گوناگون اسلامی در بعد مکانی، و هر جامعه اسلامی در بعد زمانی و فرهنگی به درک یگانه‌ای از مفهوم «عفاف» (که در همه ادیان بشری موجود است) می‌رسند. از این رو به جاست که انواع و اقسام پوشیدگی را بدون پیش‌داوری درباره اسلامی بودن یا نبودن آن تحمل کنیم.

– اگر رعایت حجاب را اختیاری بدانیم حد و حدود این اختیار تا کجاست؛ و آیا در اختیار دولت‌ها است که این حدود را تعیین کند؟

طبیعی است که اگر امروز به ناگاه حجاب در ایران اختیاری شود به سبب فشارها و تضییقات سه دهه گذشته شاهد افراط و تفریط‌هایی خواهیم بود. اما این پاندول به سوی حد وسط ملاحظات فرهنگی در ایران سیر خواهد کرد و در میان مدت و درازمدت حدودی متناسب با فرهنگ ایرانی، سکولار، اسلامی، و ما قبل اسلامی ما خواهد یافت.  به هر حال تعیین این حدود در سیطره هیچ دولت یا حکومتی نیست بلکه در فضای مدنی و در چارچوب اختیار زنان تکوین می‌یابد.

– آیا کارهایی مانند مشارکت در کمپین‌هایی چون “نه به حجاب اجباری” می‌تواند گامی در برداشتن موانع پیش روی زنان ایرانی برای انتخاب آزادنه‌ی نوع پوشش باشد؟

بله من از این همت دوستان بسیار خوشوقتم.  این پیام را به همگان برسانیم که زنان ایرانی مادران، خواهران، همسران، و دختران شما هستند.  به آنها اعتماد کنید. آزادی آنها را ارج بگذارید.  و اگر از اشاعه فساد می‌هراسید چشمان خویش را به اصطلاح زیبای فارسی “درویش” و به بیان رسای قرانی “نگاهداری” کنید.  آنگاه که زن را به عنوان “عامل مستقل، و قادر به تعامل متقابل” بنگریم دیگر او به عنوان “شیئی منفعل” و مومی در چشم و دست شهوت‌ران مرد نخواهیم نگریست.  به امید آن روز.

One Response to تعیین حدود حجاب در سیطره هیچ دولتی نیست

  1. کوروش صالحی پور باورصاد Reply

    ۱۳۹۲ خرداد ۴ at ۱:۴۲ بعد از ظهر

    تنها راه باقیمانده که بتوان با توسل به آن نشاط را در جامعه دید

    آگاهی را تعلیم دادن است وای بر عهده شما عزیزان است

    متشکرم

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید