Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

سرود ملی ایران؛ از عمو سبزی فروش تا‌ ای ایران


۱۳۹۱/۶/۵ - ۲۳:۳۱

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


بامدادخبر کاملیا حاج قاسمنخستین سرود ملی ایرانیان که این روز‌ها «وطنم وطنم‌» نام گرفته، تنها یک بار در دوران مظفرالدین شاه قاجار نواخته شد و نزدیک به یک قرن به فراموشی سپرده شد.

این سرود، قطعه‌ای بدون کلام بود که توسط «ژان باتیست لومر» فرانسوی درسال ۱۲۵۲ هجری قمری ساخته شد و پس از گذشت یک قرن، پیمان سلطانی آن را بازسازی کرد و بیژن ترقی نیز تصنیفی برای آن سرود و توسط سالار عقیلی اجرا شد.

پیمان سلطانی، رهبر ارکس‌تر ملل می‌گوید که پیشنهاد خواندن این سرود به خواننده دیگری داده شده بود اما او چون در حال ضبط آلبوم خود بود، خواندن آن به سالار عقیلی سپرده شد.

پیمان سلطانی همچنین می‌گوید که سالار عقیلی این سرود را بدون اجازه در برنامه‌های دولتی خواند که پس از انتخابات از صداوسیما پخش شد‌، بنابراین تصمیم گرفت که خودش سرود دوباره بازسازی کند و شهرام ناظری هم آن را اجرا کند.

این سرود دو روز مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، توسط پیمان سلطانی با انتشار نامه‌ای در رسانه‌ها، به میرحسین موسوی تقدیم شده بود.

تاکنون ۳۰ سرود از سرودهای ملی و میهنی توسط پیمان سلطانی بازسازی شده است.

قرار است، این سرود‌ها توسط رامبد سدیف، شهرام ناظری، نصرالله ناصح‌پور، صدیق تعریف، همایون شجریان، حسین‌علی شاه‌پور، سینا سرلک و چند تن از خوانندگان موسیقی سنتی اجرا شود.

به گفته علی عزتی، سرپرست مجموعه سرودهای ملی و میهنی، چهارسرود دیگر این مجموعه توسط شهرام ناظری ضبط خواهد شد و تاکنون بازسازی ۳۰ سرود دیگر نیز توسط پیمان سلطانی انجام شده است.

پیمان سلطانی گفته تا زمانی که این آلبوم به طور کامل ضبط نشود، برای انتشار آن با هیچ ناشری وارد گفت‌وگو نمی‌شود.

یکی دیگر از تصنیف‌های این مجموعه که «هان‌ای ایرانیان، ایران اندر بلاست‌» نام دارد، پس از انتخابات توسط حسین‌ علیشاه‌پور اجرا شد و در سایت‌های اینترنتی طرفدارانی پیدا کرد.

پیش از این دکتر جلال گنجی فرزند سالار معتمد گنجی نیشابوری که در دوران سلطنت احمدشاه قاجار برای تحصیل به آلمان رفته بودند نقل کرده بود که یک بار به ناچار همراه با دانشجویان ایرانی دیگر در برابر امپراتور آلمان به جای سرود ملی، شعر عمو سبزی فروش را خوانده بودند.

 «ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصیل می‌کردیم.»

روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عدۀمان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشور‌ها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می‌کند و‌‌ همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند.

چاره‌ای نداشتیم. همۀ ایرانی‌ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم، و اگر هم داریم، ما به‌یاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم. یکی از دوستان گفت: این‌ها که فارسی نمی‌دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوئیم همین سرود ملی ما است. کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند.

اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ می‌دانستیم، با هم تبادل کردیم. اما این شعر‌ها آهنگین نبود و نمی‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزی‌فروش را همه بلدید؟. گفتند: آری. گفتم: هم آهنگین است، و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزی‌فروش که سرود نمی‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: «عمو سبزی‌فروش… بله. سبزی کم‌فروش… بله. سبزی خوب داری؟… بله.»

 فریاد شادی از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرین نمودیم. بیشتر تکیۀ شعر روی کلمۀ «بله» بود که همه با صدای بم و زیر می‌خواندیم. همۀ شعر را نمی‌دانستیم. با توافق هم‌دیگر، «سرود ملی» به این‌صورت تدوین شد:

 عمو سبزی‌فروش!… بله.

سبزی کم‌فروش!…. بله.

سبزی خوب داری؟.. بله.

خیلی خوب داری؟… بله.

عمو سبزی‌فروش!… بله.

سیب کالک داری؟… بله.

زال‌زالک داری؟….. بله.

سبزیت باریکه؟….. بله.

شبهات تاریکه؟….. بله.

عمو سبزی‌فروش!… بله.

این را چند بار تمرین کردیم. روز رژه، با یونیفورم یک‌شکل و یک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزی‌فروش» خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما هم‌صدا شدند، به‌طوری که صدای «بله» در استادیوم طنین‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌ خیر گذشت.

سلام شاهنشاهی، نخستین سرود رسمی ایران بود که در دوران زمامداری رضا شاه پهلوی تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نواخته می‌شد.

این سرود یکی از سه سرود رسمی کشور در دوره پهلوی است. دو سرود دیگر یکی سرود پرچم و دیگری سرود ملی نام داشتند. آهنگ هر سه سرود یکسان و تفاوت فقط در شعر آن‌ها بود.

هنگامی که رضاشاه قصد سفر به ترکیه را داشت، به انجمن ادبی ایران تکلیف کرد که برای ایران سرودی ملی تهیه کنند تا در مراسم مورد استفاده قرار گیرد. شیخ‌الرئیس افسر شعر را سرود و سالار معزز نیز آهنگ آن را ساخت.

رضاشاه پس از شنیدن شعر شخصا دو جای آن را اصلاح کرد. یکی آنجا که گفته بود: «از اجنبی جان می‌ستانیم» که رضاشاه گفت: «از دشمنان جان می‌ستانیم» و دیگر آنجا که گفته شده بود «شهنشه زنده بادا» که رضاشاه تغییر داد به «شاهنشه ما زنده بادا» علی‌نقی وزیری نیز بعد‌ها آهنگ دیگری بر همین شعر ساخت.

پس از انقلاب و پیش از سال۱۳۷۱، آهنگ سرود جمهوری اسلامی ایران براساس شعری از ابوالقاسم حالت تصنیف شد. این سرود «پاینده بادا ایران» نام دارد و آهنگ ساخته شده برای آن شباهت بسیار زیادی به سرود شاهنشاهی داشت.

شُد جمهوری اسلامی به پا

که هم دین دهد هم دنیا به ما

از انقلاب ایران دِگر

کاخ ستم گشته زیر و زِبَر

تصویر آیندهٔ ما،

نقش مراد ماست

نیروی پایندهٔ ما،

ایمان و اتحاد ماست

یاریگر ما دست خداست

ما را در این نبرد او رهنماست

در سایهٔ قرآنجاودان

پاینده بادا ایران

آزادی چو گل‌ها در خاک ما

شکفته شد از خون پاک ما

ایران فرستد با این سرود

رزمندگان وطن را درود

آیین جمهوری ما

پشت و پناه ماست

سود سلحشوری ما

آزادی و رفاه ماست

شام سپاه سختی گذشت

خورشید بخت ما تابنده گشت

در سایهٔ قرآنجاودان

پاینده بادا ایران

 

هم اکنون سرود جمهوری اسلامی ایران به این شرح است:

سر زد از افق

مهر جاودان

فروغ دیده حق باوران

بهمن فر ایمان ماست

پیامت‌ای امام

استقلال آزادی نقش جان ماست

شهیدان پیچیده در گوش زمان فریادتان

پاینده مانی و جاودان

جمهوری اسلامی ایران

         

         

         

شعر این سرود در واقع به صورت گروهی سروده شد. بدین صورت که پنج تن از شاعران از جمله علی معلم دهقانی، مهرداد اوستا، حمید سبزواری، محمود شاهرخی و مشفق کاشانی به اتفاق هم این سرود را بدین صورت سرودند و آهنگ آن نیز توسط منوچهر ریاحی ساخته شد.

این در حالی است که بسیاری از ایرانیان سرود «ای ایران» را سرود ملی واقعی ایران می‌دانند و در محافل و جلسات گوناگون خود آن را به طور دسته جمعی می‌خوانند.

شعر این سرود از دکتر حسین گل گلاب و آهنگ نخستین آن اثر استاد روح الله خالقی است. ویژگی برجستهٔ شعر‌ای ایران آن است که تقریباً همهٔ واژگان آن به فارسی است.

اسماعیل نواب صفا در کتاب خاطرات خود به نقل از دکتر حسین گل گلاب، شاعر این سرود آورده‌است: وقتی در سال ۱۳۲۳ ایران تحت اشغال متفقین بود. بعد از ظهر یکی از روزهای تابستان در خیابان، شاهد حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با مردم بودم و از ناراحتی نمی‌دانستم چه کنم، بی‌اختیار راه انجمن موسیقی را که تازه تأسیس شده بود، پیش گرفتم. وقتی خالقی مرا دید گفت: چرا ناراحتی؟ واقعه را برایش تعریف کردم. او گفت ناراحتی فایده‌ای ندارد بیا کاری کنیم و سرودی بسازیم. این بود که سرود‌ای ایران خلق گردید.

ای ایران‌ای مرز پر گهر

ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی و جاودان

ای دشمن ارتو سنگ خاره‌ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون شد پیشه‌ام

دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو کی ارزشی دارد اینجان ما

پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت دُر و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم

برگو بی‌مهر تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان بپاست

نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پیشه‌ام

دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو کی ارزشی دارد اینجان ما

پاینده باد خاک ایران ما

ایران‌ای خرم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم

جز مهرت بر دل نپرورم

از آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم

مهرت ار برون رود چه می‌شود دلم

مهر تو چون شد پیشه‌ام

دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو کی ارزشی دارد اینجان ما

پاینده باد خاک ایران ما

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید