https://www.statcounter.com/counter/counter.js website statistics

Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

مدرسه لیبرالی: لودویگ فون میزس


۱۳۹۱/۸/۱۶ - ۶:۵۶

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


بامدادخبر – مدرسه لیبرالی: لودویگ فون میزس (Ludwig von Mises) یکی از آخرین شاگردان مکتب اقتصاد اتریش بود. او دکترای خود در حقوق و اقتصاد را از دانشگاه وین در سال ۱۹۰۶ دریافت کرد. یکی از بهترین آثار او، نظریه پول و اعتبار بود که در سال ۱۹۱۲ منتشر شد و در طی دو دهه بعدی بعنوان راهنمای پول و بانکداری مورد استفاده قرار گرفت. در آن میزس نظریه اتریشی مطلوبیت نهایی را به پول نیز بسط می‌دهد. از نظر میزس دلیل مطلوبیت پول توانایی خرید کالاهای دیگر توسط آن است نه ذات خود پول.

میزس در‌‌ همان کتاب بحث می‌کند که سیکل‌های تجاری به دلیل توسعه کنترل نشده اعتبار بانکی به وجود می‌آیند. در سال ۱۹۲۶ میزس موسسه اتریشی تحقیقات سیکل‌های تجاری را بنیان گذاشت. تاثیرگذار‌ترین شاگرد او فردریک هایک بعد‌ها نظریه‌ی سیکل‌های تجاری میزس را توسعه داد.

یکی دیگر از قابل توجه‌ترین نظریات میزس این بود که سوسیالیسم از نظر اقتصادی محکوم به شکست است. در مقاله‌ای در ۱۹۲۰، میزس این‌گونه نوشت که یک دولت سوسیالیست نمی‌تواند محاسبات اقتصادی لازم برای سازمان‌دهی موثر یک اقتصاد پیچیده را انجام دهد. با اینکه اقتصاددانان سوسیالیستی چون اسکار لنج و آبا لرنر با او مخالفت کردند اما اقتصاددانان مدرن متفق‌القولند که بحث میزس به همراه توضیحات هایک بر آن درست است.

میزس معتقد بود که حقیقت‌های اقتصادی از یک سری بدیهیات روشن نشأت می‌گیرند و نمی‌توان آن‌ها را به صورتی تجربی آزمایش کرد. او نظرات خود را در مهم‌ترین اثرش، کنش انسانی، و سایر انتشاراتش شرح داد هرچند که چندان در جذب اقتصاددانان خارج از مکتب اتریش موفق نشد. میزس همچنین یکی از طرفداران مهم لسه فر بود؛ او معتقد بود دولت در هیچ جای اقتصاد نباید دخالت کند. جالب اینجاست که حتی میزس نیز چند استثناء مهم برای این دیدگاه داشت. به عنوان مثال او معتقد بود که سربازی وظیفه، در دوران جنگ، قابل توجیه است.

از ۱۹۱۳ تا ۱۹۳۴ میزس علاوه بر اینکه اقتصاددان اتاق بازرگانی وین بود، در دانشگاه وین نیز بدون حقوق به تدریس ادامه می‌داد. در اتاق بازرگانی او مشاور اقتصادی ارشد دولت اتریش بود. برای فرار از نفوذ نازی‌ها در زادگاهش اتریش، میزس در سال ۱۹۳۴ به ژنو رفت و در آنجا تا سال ۱۹۴۰ که به نیویورک مهاجرت کرد، استاد موسسه آموزشی مطالعات بین‌الملل بود. او از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۹ که بازنشسته شد استاد میهمان دانشگاه نیویورک بود.

نظرات میزس -در زمینه منطق اقتصادی و سیاست‌گذاری اقتصادی- طی دوران انقلاب کینزی‌ها که اندیشه اقتصادی آمریکا را از دهه ۱۹۳۰ تا دهه ۱۹۶۰ به دست گرفتند از محبوبیت چندانی برخوردار نبود. ناراحتی میزس از انقلاب کینزی‌ها و همچنین نابودی زادگاهش توسط هیتلر، او را از دهه ۱۹۴۰ به بعد بسیار تندخو کرد. تفاوت میان برداشتی که او در ابتدا نسبت به خودش به عنوان یک عضو جریان اصلی حرفه خود داشت و برداشت‌های بعدی او از خود به عنوان یک اقتصاددان مطرود، کاملا در نظریه پول و اعتبار مشخص است. در بخش اول که در ۱۹۱۲ نوشته شده است، بحث‌ها منطقی و خونسردانه است؛ اما آخرین بخش که در دهه ۱۹۴۰ اضافه شد، گوش‌خراش است.

میزس تاثیر فراوانی بر جوانان داشت. مکتب احیاشده اتریش در ایالات متحده بخش عمده‌ای از وجود خود را مدیون استقامت میزس است.


 ترجمه: سیاوش صفوی

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید