Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

عدالت در وضعیت گذار


۱۳۹۱/۱۲/۲۵ - ۲:۳۶

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


احمد عشقیار

ahmad_eshghyar

در باب محاکمه و/یا مجازات ناقضین حقوق بشر در جمهوری اسلامی، در دوران پسا جمهوری اسلامی حرف‌های بسیار گفته شده است. در یک طبقه‌بندی کلی می‌توان همه نوشته‌ها را به دو دسته کلی با نگاه حقوقی و یا نگاه سیاسی نسبت به این مساله طبقه‌بندی کرد که هر یک از این دو با زاویه‌ای متفاوت به داستان نگاه می‌کنند. نگاه حقوقی در پی اجرای عدالت برای عدالت و نگاه سیاسی در پی تغییر ساختار سیاسی و روابط قدرت و نیز اطمینان از بازگشت‌ناپذیری این تغییر با کم هزینه‌ترین و آسان‌ترین روش است. البته هواداران هر دوی این دو نگاه، حساب خود را از کسانی که به فکر انتقام‌کشی هستند، جدا می‌کنند.

بد نیست پیش از بررسی وضعیت ایران پسا جمهوری اسلامی، نمونه‌های پیشین دادگاه های دوران گذار در کشورهای آلمان و ژاپن را مرور کنیم تا باز به ایران بازگردیم.

۱- آلمان پس از جنگ: روزولت، استالین یا چرچیل

پیش از پایان جنگ جهانی دوم و پس از مواجهه دنیا با جنایاتی فراتر از حد تصور بشر، رییس‌جمهور وقت ایالات متحده، «فرانکلین روزولت»، ایده محاکمه سران رایش سوم را دنبال می‌کرد. اما در این میان نظراتی متفاوت با طرح وی وجود داشت. تمایل «وینستون چرچیل» بر اعدام سریع و بدون محاکمه همه سران حکومت نازی و استالین به دنبال ایده اعدام هزاران افسر آلمانی بود.(۱) هر یک از این روش‌ها البته پشتوانه‌های خود را داشتند. روزولت بیشتر نگران آینده اروپا و آلمان بود.

در کنار نحوه مجازات جنایت‌کاران جنگی، «هنری مورگنتاو»، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، نیز در طرحی مشابه قرارداد ورسای، به دنبال ایجاد تحریم‌های کمرشکن برای آلمان بود. پس از مرگ روزولت جانشین وی، «هری ترومن»،  تکرار شرایطی را که قرارداد ورسای بر اروپا تحمیل کرد مناسب نمی‌دید و با ایده مجازات‌های اقتصادی مخالفت کرد.

روزولت معتقد بود افشای ابعاد جنایات و ابراز ندامت سران آلمان نازی به پایان یک دوران در آلمان و اروپا کمک رسانده، از «شهیدسازی» سران نازی جلوگیری می‌کند و شاید بتواند مانع وقوع مجدد چنین جنایاتی شود. در سوی دیگر چرچیل و استالین مخالف محاکماتی بودند که می‌توانست به نتایجی نامشخص به پابان برسد و در کارآمدی پیشنهاد روزولت تردید داشتند. این دو نیز خواستار پایان دوران حکومت نازی‌ها بر آلمان بودند، اما به عقیده چرچیل این امر تنها با توسل به حذف فیزیکی سران آن رژیم ممکن بود، و استالین به چیزی کمتر از اعدام فله‌ای هزاران افسر آلمانی قانع نبود.

در نهایت اما محاکمات برگزار و جنایات دوران حکومت نازی‌ها برملا شد. برخی از سران نازی ابراز ندامت کردند و برخی نه؛ تعدادی به اعدام محکوم شدند و تعدادی به زندان. اما آنچه با موفقیت نسبی همراه بود، پروژه کوبیدن میخ آخر بر تابوت نازیسم بود.

۲- توکیو، می ۱۹۴۶

دادگاه‌های جنایت جنگی توکیو نیز برای بررسی اتهاماتی شامل برده‌داری جنسی، وحشی‌گری با اسیران جنگی، آزمایش‌های بیمارگونه روی اسیران جنگی و کار اجباری اسرا برگزار شد و در نهایت ۷ نفر در زندان «سوگامو» به دار آویخته و ۱۶ نفر به زندان ابد محکوم شدند. از اینان ۱۳ نفر در سال ۱۹۵۵ به صورت مشروط آزاد شدند و یکی از آنها به نام «شیگومیتسو مامورو» توانست به مقام وزارت امور خارجه ژاپن برسد. با اینکه دولت ژاپن از مصائبی که طی سالیان بر مردم شرق آسیا رفته بود ابراز تاسف کرد و برای جبران خسارات دست به کار کمک به بنیادهای خیریه در شرق آسیا شد، بسیاری بر این باورند که این میزان از ابراز تاسف کافی نبوده و هر از گاهی زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد که شهروندان شرق آسیا خواستار عذرخواهی به سبک صدر اعظم آلمان، ویلی برانت، هستند که در مقابل ورودی گتوی ورشو زانو زد و از بازماندگان آن جنایات عذرخواهی کرد. گذر زمان، اصلاح ساختار سیاسی، حضور نیروهای خارجی و داد و ستد گسترده جهانی و منطقه‌ای، فرهنگ و سیستم تهاجمی ژاپنی را تغییر داد.

۳- ایران پسا جمهوری اسلامی

دو مورد پیش گفته شده دو نمونه از برخورد موفقیت‌آمیز با جنایاتی بسیار سهمگین‌تر از آنچه انسان ایرانی قرن بیست و یکمی بتواند حتی تصور کند، فراهم می‌آورد. در هر دو موارد برخورد با متهمین به جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، نه برخورد قضایی که برخورد سیاسی و برای نیل به دنیایی بهتر بوده است. نگارنده معتقد است که برخورد با متهمین به نقض حقوق بشر در ایران پس از جمهوری اسلامی نیز می‌بایست به شکل مشابهی باشد. به این معنی که می‌بایست برخوردها به شکلی باشد که نه از متهمین شهیدسازی صورت بگیرد، (نمونه صدام) و نه متهمین بتوانند بدون تعقیب قضایی در ساز و کار سیاسی و اقتصادی آتی دخالت کنند و به بازآفرینی آنچه بود دست بزنند. به اعتقاد نگارنده حداکثر تلاش دادگاه‌های پس از جمهوری اسلامی می‌بایست افشای ماهیت ضد بشری نظام جمهوری اسلامی از بدو تاسیس تا به انتها و تشویق متهمین به ابراز پشیمانی از گذشته با استفاده از اهرم تخفیف در مجازات و عدم استفاده از مجازات اعدام در مورد متهمینی که دست به نور انداختن به سیاه چاله نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی می‌کنند، باشد. این البته راه حلی سیاسی برای تضمین فردایی بهتر برای همه ایرانیان در درجه اول و دیگر مردم منطقه و جهان در درجه دوم است و مستلزم عزم مشترک سیاست‌مداران و حمایت جامعه جهانی است.

———————————-

(۱) کمی زمان برد تا روزولت متوجه شود که نظر استالین شوخی نیست و او به جد به دنبال اعدام فله‌ای افسران آلمانی است.

————————–

منبع:

War Crimes and Atrocities; Janice Anderson, Anne Williams, Vivian Head; Futura Publications; February 1, 2007

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید