Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

مصرف کننده‌ی مقتدر


۱۳۹۲/۱/۱۵ - ۷:۳۵

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


لودویگ فان میزس

mises

ویژگی سرمایه‌داری مدرن، تولید انبوه کالا برای مصرف توده‌های مردم است. دست آورد چنین نظامی حرکت به سوی بهبود مداوم میانگین سطح زندگی افراد است یعنی جریانی که به ثروتمند شدن بسیاری از مردم می‌انجامد. سرمایه‌داری «انسان معمولی» را از مرتبه‌ی پرولتاریا بالا کشیده و وی را به‌یک «بورژوا» ارتقا می‌بخشد.

در بازار یک جامعه‌ی سرمایه‌داری، انسان معمولی مصرف کننده‌ای مقتدر است که نهایتا با خرید یا امتناع از خرید خود تعیین می‌کند که چه چیزی و با چه میزان و کیفیتی باید تولید شود. مغازه‌ها یا کارخانجاتی که صرفا یا عمدتا نیازهای تجملاتی ناب شهروندان ثروتمند‌تر را برآورده می‌کنند، تنها نقشی فرعی در اقتصاد بازار ایفا می‌کنند. این مغازه‌ها و کارخانجات هیچ وقت به مرتبه‌ی کسب و کارهای بزرگ نمی‌رسند. کسب و کارهای بزرگ همیشه – به طور مستقیم یا غیرمستقیم- به توده‌های مردم خدمت می‌کنند.

چنین ارتقایی ماحصل تغییرات اجتماعی رادیکال «انقلاب صنعتی» است. فرودستانی که در تمامی‌ اعصار پیشین تاریخ گروه‌های بردگان و خادمان، فقرا و مستمندان را تشکیل می‌دادند، به خریدارانی بدل شده‌اند که به‌یاری صاحبان کسب و کار می‌آیند. آن‌ها مشتریانی هستند که «همیشه حق با آنهاست»، حامیانی که این قدرت را دارند که عرضه کنندگان ثروتمند را فقیر و عرضه کنندگان فقیر را ثروتمند سازند.

اساس اقتصاد بازار که توسط راهکارهای قلابی دولت‌ها و سیاستمداران مختل نشده باشد چنان نیست که در آن اعیان و اصیل زادگانی وجود داشته باشند که توده مردم را تحت انقیاد خود قرار دهند، باج و خراج جمع آوری کنند و هنگامی که رعایا مجبورند با خرده‌های نان زندگیشان را سر کنند، ضیافت‌های مجلل برگزار کنند. نظام مبتنی بر سود آنهایی را ثروتمند می‌سازد که بتوانند نیازهای مردم را به بهترین و ارزان‌ترین راه ممکن تامین کنند. ثروت تنها از طریق خدمت رسانی به مصرف کنندگان به دست می‌آید. به محض اینکه سرمایه‌داران این وجوه را در مسیری به غیر از تامین خواسته‌های عموم سرمایه گذاری کنند، سرمایه‌هایشان را از دست خواهند داد. در یک رفراندوم هرروزه، هر ریال به مشتری ‌این حق را می‌دهد که تعیین کند چه کسی باید صاحب کارخانه‌ها، مغازه‌ها و مزارع باشد و آن‌ها را مدیریت کند. کنترل وسایل مادی تولید عملکردی اجتماعی است که یا مورد تایید مصرف کنندگان مقتدر قرار می‌گیرد یا از سوی آن‌ها رد می‌شود.

این است معنای اندیشه‌ی مدرن آزادی. هر فرد بالغی آزاد است زندگیش را بر اساس اندیشه‌هایش شکل دهد. آدمی ‌مجبور نیست مطابق طرح برنامه ریزی شده‌ی صاحبان قدرت زندگی کند. طرحی که صاحبان قدرت در صدد هستند آن را به واسطه‌ی پلیس، یا به عبارتی توسط دستگاه اجتماعی تهدید و اجبار، اجرایی کنند. آنچه آزادی افراد را محدود می‌سازد خشونت یا تهدید به خشونت علیه سایر افراد نیست، بلکه ساختار فیزیولوژیکی بدن فرد و کمیابی طبیعی گریزناپذیر عوامل تولید است. واضح است که بصیرت و صلاحدید فرد برای شکل دادن سرنوشت خویش نمی‌تواند هرگز از حدودی که قوانین طبیعی نامیده می‌شود تجاوز کند.

تصدیق این واقعیت‌ها به معنای توجیه آزادی فردی از منظر استانداردی مطلق یا اداراکی متافیزیکی نیست. واقعیات مذکور حاوی هیچ قضاوتی درباره دکترین مرسوم طرفداری از توتالیتاریسم، از نوع «راست» یا «چپ» نیست. تصدیق این واقعیت‌ها به مقابله با این ادعا‌ها نمی‌پردازد که توده‌های مردم احمق‌تر و نادان‌تر از آنند که بدانند چه چیزی به «بهترین» نحو نیاز‌ها و منافعشان را برآورد می‌کند و یا اینکه مردم به شدت نیازمند قیمی همچون دولت هستند تا مبادا به خودشان آسیبی برسانند. تصدیق این واقعیت‌ها به موشکافی و نقد این گفته نمی‌پردازد که ابرمردانی برای حکومت در نقش قیم مردم وجود دارند.


* برگزیده شده از کتاب ذهنیت ضدسرمایه‌دارانه که توسط لیونا عیسی‌قلیان و به سفارش بنیاد اطلس و برنامه فارسی آن چراغ آزادی ترجمه شده است. متن کامل این کتاب در سایت چراغ آزادی در دسترس است.

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید