Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

از شمشیر مینایی تا ظهور دوباره احمدی‌نژاد و نعیمه اشراقی


۱۳۹۲/۸/۵ - ۱۳:۳۰

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


احمد عشقیار

ahmad_eshghyar

۱- نعیمه اشراقی (سردار فتوشاپ) ظهور خواهد کرد. در دنیای سیاست ایران چیزی بعید نیست، هیچ چیز، هیچ مطلق. این بار شاید اما به جای بالاگذاری تصویر خود با چکمه زرشکی و روسری زرد، با بیکینی بر لب استخر جماران ظاهر شود. این بار به جای صحبت از خنده رویی و علاقه پدربزرگش به جوک در مورد کشته شدگان جنگ ۸ ساله یا خوش تیپی مادربزرگش در انتخاب پیژامه یکدست، از چیره دستی آن پیر سفرکرده در رقص سامبا و طبیعی بودن سایز سینه‌های آن مرحومه سخن بگوید. در ایران هیچ چیز بعید نیست، هیچ چیز. تصور دخترکان نوبالغی که از این سخنان و آن تصویر به وجد آمده‌اند و از تحریف سیره پیرجماران در ده‌ها سال اخیر سخن‌ها می‌گویند، نه تنها باعث سوت کشیدن سر نگارنده نمی‌شود که از نظر وی طبیعی‌ترین واکنش در این سرزمین اهورایی است.

احمدی‌نژاد هم ظهور خواهد کرد، شاید نه در کنار مهدی موعود و نه سوار بر اسب سفید. به گمان نگارنده احمدی‌نژاد این بار شاید با مویی بافته و تی-شرتی منقش به تصویر باب مارلی بر تن، در حالی که پرچم رنگین کمانی در دست دارد، در دفاع از حقوق همجنس گرایان سخنرانی‌های شورانگیز بکند. تصور جوان همجنس‌گرای نوبالغ که اشک در چشمانش جمع شده است، دور از تصور نیست.

مگر پرتاب سوفلور (۱) «آن مردی که رفت» (۲) به جایگاه بزرگ‌ترین دیپلمات تاریخ بشریت تعجبی برانگیخت؟ مگر کسی از تنظیم زاویه صندلی این بزرگ دیپلمات (۳) توسط شخص شخیص خداوند تعجب کرد؟ مگر وقتی سخنگوی وزارتخانه این سیاس مادرزاد، که مجید توکلی را نمی‌شناسد، گفت که «گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل را به رسمیت نمی‌شناسد»، صدای خروشی برخاست؟ مگر وقتی که فرستاده وزارتخانه این ابرمرد سیاست خارجی گفت «پیروان بهائیت در ایران از سوی خود بهائیان در معرض تفتیش و تحمیل عقاید قرار می‌گیرند»، صدای صیحه‌ای برخاست؟ نه، همه چیز در امن و امان است و طبق سنت مالوف ادامه خواهد داشت.

۲- در میان اخبار خبر لغو ورود بدون روادید اهالی ممالک محروسه به پنج کشور شرقی کمتر مورد توجه قرار گرفت. لغو رفت و آمد آزادانه ایرانیان به مالزی (۴)، اندونزی، گرجستان، مصر وعمان، آن هم در آغاز به کار دولتی که شعارش «بازگردان اعتبار به پاسپورت ایرانی» بود، دلایل متفاوتی داشته است، اما دردناک‌ترین آن‌ها دلیل طرف عمانی است: گدایی شهروندان ایرانی در خاک این کشور. مسلم است که دنبال کردن مساله در کشوری که راه حل واحده همه روسای دولت سه دهه اخیرش برای هر مشکلی، انکار مشکل از بیخ و بن بوده است، برای خبرنگار آزاد و مستقل نه می‌صرفد و نه ارزشش را دارد. هاشمی رفسنجانی زمانی که غرب به دولتش برای آزادی فرج سرکوهی فشار می‌آورد، به طور کلی منکر حضور فرج سرکوهی در ایران شد، سید محمد خاتمی در مورد روسپی‌گری زنان ایرانی در دبی و فجیره، بی‌محابا دست به سخنرانی پرشوری زد که «به زنان و دختران پاک این سرزمین تهمت ناپاکی زده‌اند» (نقل به مضمون) و در نمونه آخر محمود احمدی‌نژاد بالکل منکر وجود تورم، مشکلات اقتصادی، زندانیان سیاسی و همجنس‌گرایان در ایران شد تا این پرونده تکمیل شود. قطعاً کسی که دستی بر آتش خبر‌ها دارد خوب می‌داند که وارد شدن به این حیطه‌ها نه عاقبت مادی دارد و نه نام نیک.

۳- عبدالله موستوفی در کتاب شرح زندگانی من داستانی نقل می‌کند از دوران فتحعلی شاه قاجار که عیناً نقل می‌کنم.

گویند در جنگ دوم روس و ایران وقتی قشون روس به تبریز وارد شد و مصمم بود به سمت میانه حرکت کند، دولت ایران خود را در مقابل کار تمام شده‌ای دید و ناچار شد شرایط صلحی را که دولت روس املا می‌کرد بپذیرد. فتحعلی شاه برای اعلان ختم جنگ و تصمیم دولت در بستن پیمان آشتی، درباریان را خبر کرد. قبلاً به جمعی از خاصان دستوراتی راجع به اینکه در مقابل هر جمله‌ای از فرمایشات شاه چه جواب‌هایی باید بدهند داده شده بود و همگی نقش خود را روان کرده بودند. شاه بر تخت جلوس کرد و دولتیان سرفرود آوردند. شاه به مخاطب سلام، خطاب کرد و گفت: اگر ما امر دهیم که ایلات جنوب با ایلات شمال همراهی کنند و یک مرتبه بر روس منحوس بتازند و دمار از روزگار این قوم بی‌ایمان برآورند چه پیش خواهد آمد؟ مخاطب‌سلام که در این کمدی نقش خود را خوب حفظ کرده بود تعظیم سجده مانندی کرد و گفت: «بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!» شاه مجدداً پرسید: «اگر فرمان قضا جریان شرف صدور یابد که قشون خراسان با قشون آذربایجان یکی شود و تواما بر این گروه بی‌دین حمله کنند چطور؟» در جواب عرض کرد: «بدا به حال روس!! بدا به حال روس!!»

فتحعلی شاه پرسش را تکرار کرد و گفت: «اگر توپچی‌های خمسه را هم به کمک توپچی‌های مراغه بفرستیم و امر دهیم که با توپ‌های خود تمام دار و دیار این کفار را با خاک یکسان کنند چه خواهد شد؟» باز جواب این بود: «بدا به حال روس!! بدا به حال روس!» شاه تا این وقت روی تخت نشسته پشت خود را به دو عدد متکای مروارید دوز داده بود. در این موقع دریای غضب ملوکانه به جوش آمد و روی دوکنده زانو بلند شد شمشیر خود را که به کمر بسته بود به قدر یک وجبی از غلاف بیرون کشید و این دو شعر را که البته‌زاده افکار خودش بود با صدای بلند خواند:

کشم شمشیر می‌نایی / که شیر از بیشه بگریزد

زنم بر فرق پسکوویچ / که دود از پطر برخیزد

مخاطب سلام با دو نفر که در یمین و یسارش رو به روی او ایستاده بودند خود را به پایه عرش سایه تخت قبله عالم رساندند و به خاک افتادند و گفتند: «قربان مکش، مکش که عالم زیر و رو خواهد شد.» شاه پس از لمحه‌ای سکوت گفت: «حالا که این‌طور صلاح می‌دانید ما هم دستور می‌دهیم با این قوم بی‌دین کار به مسالمت ختم کنند.»

نمایش تصویری این فرومایگی در بهترین شکلش آن چیزی است که کیارستمی در «باد ما را خواهد برد» نشان می‌دهد. معلم روستا از زخم‌های صورت مادرش با غم و اندوه یاد می‌کند که یکی در عزای مرگ خواهر شوهر و برای اثبات عشق به همسر بوده و دیگری در عزای قوم و خویش نادیده رییس کارخانه. مراسمی که همه اهالی روستا (ساکنان ملک اهورایی؟) برای اثبات نزدیکی، قابل اعتماد بودن و گشودن رهی اندر دل معشوق صاحب زر و زور، به جد و جهد در گریه و زاری مشغول بودند.

۴- گذشت دو سده گویا تحولی در احوالات مردمان مرز پرگهر پدید نیاورده است. همه همچنان نقش خود را به خوبی بازی می‌کنند. در حالی که با ادامه روند سقوط اقتصادی کشور در ۳۵ سال اخیر در کنار پیشرفت همسایگان، صادرات مواد مخدر، گدا و روسپی می‌رود که بر صادرات نفتی چیره شود، در حالی که همه ساکنان ملک اهورایی در حال تجربه بیکاری ۶۰درصدی جوانان، افق دهشتناک آینده‌ای غرق درد و اندوه را به چشم سر می‌بینند، در حالی که همه به دنبال دلالی ملک و دلار برای فخرفروشی فردا روز به کارگر و کارمند و خیابان خواب تیره روز هستند، از حفظ لبخند بر لب و ذکر «امید بی‌ثمر» به آینده‌های روشن و افتخار به اینکه همچنان کشورهایی هستند که وضع کلیشان از ما خراب‌تر است، دریغ نمی‌کنند.

برتولت برشت زمانی گفته بود: «آنکه می‌خندد هنوز خبر هولناک را نشنیده است». دانستن نظر وی در مورد مردمانی که «خبر هولناک» را خیلی هم خوب شنیده‌اند و دیده‌اند، اما نه غم فردا دارند و نه دغدغه نسل پسین، برای نگارنده خواندنی است، هر چند پاسخ شاید در چند سطر پسین‌‌ همان شعر نهفته است که

«این چه زمانه ایست

که حرف زدن از درختان عین جنایت است

وقتی از این همه تباهی چیزی نگفته باشیم!

کسی که آرام به راه خود می‌رود گناهکار است».

زمانه اما شاید تقصیر کار نباشد آن گونه که اخوان می‌گوید. همیشه چرخ زندگی بر مدار میانمایگی چرخیده، دیروز و امروز و فردا هم ندارد.

پی نوشت: نگارنده با همه این احوال از آینده ناامید نیست. هر آنچه گفته شد، افقی است که در چشم می‌آید، هر آن ممکن است اتفاقی خارج از اراده و تصمیم صاحبان زر و زور معادلات را به هم بزند. پدیده‌ای که نگارنده را آزار می‌دهد، آن شکل از اخلاق فرومایگان است که به مدام و مدام به ما می‌گوید آسودگی در آن است که «با سری افکنده در پای ضریحی سرد یک عمر زانو بزنیم».

حین نگارش این یادداشت با پدیده لخت کردن (یا دست کم تلاش برای لخت کردن) دختران میرحسین موسوی توسط وزارت اطلاعات دولت تدبیر و امید مواجه بودیم. بسیاری از دوستان به نگارنده گوشزد کردند که واکنش عمومی (دست کم در فضای آنلاین) به دولت آنقدر بود که امید را زنده نگاه دارد و الخ. نگارنده اما معتقد است که نبرد اصلی در جای دیگری در جریان است. نبرد اصلی بر سر فتح چاه‌های نفت، مافیای زمین و مسکن و خودرو است که در جریان است. فاتح این نبرد نابرابر تا به اینجا «ابلیس پیروز مست» معممی است که بر چاه‌های نفت خوابیده است و رویای بمب هسته‌ای در سر می‌پروراند.

—————————————————-

۱- سوفلور کلمه‌ای است اصالتا فرانسوی به معنای کسی که زمزمه می‌کند. کاربرد اصلی آن در تئا‌تر است و به کسی اطلاق می‌شود که دیالوگ بازیگران را برایشان از دور زمزمه می‌کند تا روند بازی مختل نشود. بدون شرح اضافی:

https://www.youtube.com/watch?v=9Va20H2g1Fw

۲- اشاره به توییت محمدجواد ظریف که گفته بود آن مردی که هولوکاست را انکار می‌کرده، رفته است.

۳- بدون شرح: http://www.youtube.com/watch?v=DgbJNaFxDAI

۴- البته طبق اعلام سایت سفارت مالزی در تهران شهروندان ایرانی هم‌چنان می‌توانند به مدت ۱۴ روز بدون درخواست ویزا در کشور مالزی اقامت داشته باشند.

http://www.kln.gov.my/web/irn_tehran/home/-/asset_publisher/8pPT/blog/visa-on-arrival-voa?redirect=%2Fweb%2Firn_tehran%2Fhome

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید