Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

نقشه‌ اجتماعی ایالات متحده: شاخص‌های تاریخی-جغرافیایی


۱۳۹۲/۱۱/۲۱ - ۹:۴۰

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


مجید محمدی

Majid-Mohamadi

از لحاظ تقسیمات کشوری ایالات متحده به ۵۰ ایالت و چند منطقه‌ی تحت نظارت دولت فدرال (مثل پورتو ریکو) تقسیم می شود. از لحاظ سیاسی می توان این کشور را به ایالات قرمز (که معمولا به نامزدهای جمهوریخواه رای می دهند) و آبی (که معمولا به دمکرات‌ها رای می دهند) و در میان آنها به آبی کم رنگ یا قرمز کم رنگ (با گرایش بیشتر به یکی از این دو) تقسیم کرد. چند ایالت هم وضعیت پاندولی دارند (مثل فلوریدا یا اوهایو) که در نقشه‌های سیاسی به رنگ خاکستری نمایش داده می شوند. اما در حوزه‌ی مسائل اجتماعی موضوع به این سادگی نیست. حتی تقسیم کشور به مناطق ساحلی (ساحل غربی و شرقی) و غیر ساحلی نیز که برخی از آن برای توصیف تفاوت‌ها در حوزه‌ی اجتماعی یا سیاسی استفاده می کنند توضیح دهنده‌ی تفاوت‌های بنیادی نیست.

اخیرا کالین وودارد گزارشگر روزنامه‌ی پورتلند پرس هرالد تقسیم جالب توجهی از مناطق ایالات متحده بر اساس سیر تحول تاریخی مناطق گوناگون و همگونگی‌های اقلیمی و اجتماعی عرضه کرده است که تا حدی تفاوت‌های مناطق این کشور را از حیث اجتماعی توضیح می‌دهد. او یک نقشه‌ی تازه‌ی اجتماعی برای ایالات متحده با یازده منطقه عرضه کرده است. این نقشه البته بخش‌هایی از کانادا و مکزیک را هم در بر می گیرد اما در این نوشته فقط به ایالات متحده می‌پردازیم:

BamdadKhabar_US

Courtesy Tufts Magazine

نقشه‌ی او و مرزهای مناطقش با بسیاری دیگر از نقشه‌های فرهنگی ایالات متحده قرابت دارد مثل نقشه‌ی توزیع لهجه‌ها، برساخته‌های فرهنگی، غلبه‌ی فرقه‌های مذهبی، و تقسیم ناحیه به ناحیه‌ی رفتار رای دادن مردم در مناطق مختلف کشور. همین تفاوت نواحی بوده که باعث تحرک در ایالات متحده شده و افراد کم کم جای خود را در جوامعی با همسانی ذهنی پیدا کرده‌اند. وودارد نقشه‌اش را در کتابی با عنوان “ملل امریکا: تاریخ یازده فرهنگ ناحیه‌ای رقیب در امریکای شمالی” عرضه کرده است.

او ایالات متحده را در قالب یازده منطقه توضیح می دهد:

سرزمین یَنکی‌: این منطقه توسط پیوریتن‌ها بنیاد گذاشته شده که در ایالات شمال شرقی و غرب میانه‌ی صنعتی ساکن شده‌اند. پیوریتن‌ها که از اروپا به دلیل تحت فشار بودن به امریکا مهاجرت کرده بودند مردمی سخت کوش و پرکار اما اهل ریاضت بوده‌اند. این مردم با مقررات دولتی راحت تر هستند. آنها به آموزش و خیر عمومی بیش از مناطق دیگر قدر می گذارند.

هلند جدید: هنگامی که نیویورک بنیاد گذاشته شد هلند از پیچیده ترین جوامع غربی بود. ساکنان این منطقه که به هلند نگاه ویژه‌ای داشتند و برخی از آنها از اخلاف هلندی بودند نیویورک و دیگر مناطق این خطه را به مرکز تجارت بین المللی تبدیل کردند. این منطقه همچنین پذیرای گروه‌هایی بوده که بیش از همه تحت تعقیب و آزار  در سرزمین خود بوده‌اند.

سرزمین‌های میانه: این منطقه که از غرب سرزمین کویکرها تا ایالت آیووا و مناطق پر جمعیت غرب میانه گسترش یافته منطقه‌ای تکثر گراست که در حول و حوش طبقه‌ی متوسط سازمان یافته است. در این منطقه دخالت دولت مورد پسند نیست و مردم به دنبال خلوص ایدئولوژیک و قومی نیستند.

آب‌های بلند: مناطق ساحلی در مستعمرات انگلیسی ویرجینیا، کارولینای شمالی، مری لند و دلِوِیر به احترام به مراجع اقتدار و سنت تمایل دارند. این سرزمین در دوره‌ای قدرتمند ترین منطقه‌ی ایالات متحده بود اما در دوره‌ی بسط ایالات متحده به غرب افول کرد.

آپلیکیای بزرگ تر: این منطقه از ایالات ویرجینیای غربی تا کوه‌های بزرگ اسموکی (در ایالت تِنِسی) و شمال غربی تگزاس بسط می یابد. ساکنان این منطقه از اخلاف ایرلند‌ی‌ها، انگلیسی‌ها، و اسکاتلندی‌ها هستند که به آزادی‌های فردی بسیار ارزش می گذارند. ساکنان این منطقه شدیدا به اشراف کوهپایه و مهندسان اجتمایی یَنکی شدیدا مظنون هستند.

انتهای جنوب: این منطقه که به دیکسی نیز معروف است در نظام کاستی تاسیس شده توسط برده دارانی که تلاش کردند جامعه‌ی برده داری هند غربی را نسخه برداری کنند ریشه دارد. ارزش‌های کهنه‌ی جنوب عبارتند از حقوق ایالات و کنترل محلی و جنگیدن علیه بسط قدرت دولت فدرال.

شمال: جنوب غربی تگزاس و منطقه‌ی مرزی با مکزیک از قدیمی ترین جوامع در امریکاست. زبان (دقیق تر بگوییم لهجه) این ناحیه بسیار متفاوت است با زبان دیگر مناطق امریکا. ارزش‌های این منطقه عبارتند از کار سخت و خودکفایی.

ساحل چپ: این منطقه ترکیبی است از استقلال آپلیکیا و آرمانگرایی یَنکی که تا اندازه‌ای گل و گشاد در منطقه‌ی میان اقیانوس آرام از یک سو و رشته کوه‌های ساحلی مثل کَسکیدز و سی‌یِرا نوادا در سوی دیگر تعریف شده است. استقلال و ابداع لازم از سوی کاشفان اولیه همچنان خود را در نواحی دره‌ی سیلیکون و شرکت‌های فنی در حول و حوش سیاتل منعکس می سازند.

غرب دور: دشت‌های بزرگ و غرب کوهی با آمدن صنعت ساخته شدند و در اقلیمی دشوار و گاه غیر قابل زندگی  شکل گرفتند. غرب دوری‌ها شدیدا آزادیگرا (لیبرتاریان) هستند و عمیقا به موسسات بزرگ مظنونند، خواه شرکت‌های راه آهن و انحصارات و خواه دولت فدرال.

فرانسه‌ی جدید: این مناطق قبلا مستعمره‌ی فرانسه بوده‌ان و در پیرامون نیواورلئان و کِبِک قرار دارند. مردم این مناطق به اجماع و برابری خواهی معروفند. این مردم آزادیخواه ترین مردمان در قاره‌ی امریکا هستند با مدارایی غیر معمول در برابر همجنسگرایان و مردمانی از همه‌ی نژادها و پذیرش نقش حکومت در اقتصاد.

 نخستین مردمان: جمعیت اندکی از نخستین مردمان یعنی بومی‌های امریکا که سرزمینشان را به ساکنان جدید اروپایی ندادند باقی مانده است. اینها در سرزمین‌های شمالی کانادا و آلاسکا ساکن هستند. آنها بر سرزمین خود حاکمیت دارند اما جمعیتشان در حدود ۳۰۰ هزار نفر است.

 بنا به گزارش وودارد تنش میان این یازده ملت یا منطقه از هر جهت به چشم می خورد، از سیاست تا ارزش‌های اجتماعی. ایالاتی که دارای بیشترین نرخ‌های مرگ‌های خشونت آمیز هستند در انتهای جنوب، آبهای بلند، و آپلیکیای بزرگ تر قرار دارند. این مناطق استقلال و خودکفایی را ارزش می گذارند. ایالاتی با کمترین نرخ‌های مرگ‌های خشونت آمیز در سرزمین یَنکی، هلند جدید و سرزمین‌های میانه قرار دارند مناطقی که دخالت دولت با شک و تردید کمتری مواجه می شود.

ایالات واقع شده در انتهای جنوب با احتمال بیشتری دارای قانون “سر موضع خود بمان” (تا حد شلیک اسلحه در صورت احساس خطر که در ماجرای شلیک زیمرمن به تریوان مارتین جوان سیاهپوست مطرح شد) نسبت به ملل شمالی‌اند. بیش از ۹۵ درصد از اعدام‌ها در ایالات متحده از سال ۱۹۷۶ در انتهای جنوب، آپلیکیای بزرگ تر، آبهای بلند و غرب دور رخ داده است. ایالات مناطق سرزمین یَنکی و هلند جدید در این سال ها فقط یک نفر را اعدام کرده‌اند. در حوزه‌ی سقط جنین نیز همین شکاف میان ایالات دسته‌ی اول و دوم به چشم می خورد.

با این همه اختلاف ارزشی تصور این که مردم ایالات متحده بتوانند در موضوعات مربوط به خشونت مثل کنترل اسلحه به اجماع برسند بسیار بعید به نظر می رسد. شکاف فرهنگی عمیق میان آپلیکیا و سرزمین یَنکی، انتهای جنوب و هلند جدید بسیار عمیق است. اما بعید نیست ائتلاف‌های تازه بتواند شرایط را تغییر دهد.  

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید