Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

مالکیت مادی و معنوی آثار علمی، فرهنگی و هنری: مواضع سوسیالیست‌ها و لیبرال‌ها


۱۳۹۳/۲/۱۲ - ۲۲:۰۰

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


مجید محمدی

مجید محمدی

اینکه مولدان و صاحبان اکتشافات و اختراعات، ابداعات و نوآوری‌ها، و آثار فرهنگی و هنری اعم از قطعات موسیقی، نوشته‌های ادبی، آثار هنری، نماد‌ها، طرح‌ها و آثار گرافیک مالک حقوق مادی و معنوی آثار خود هستند مورد توافق همه نیست. در این میان لیبرال‌ها از مدافعان جدی و سوسیالیست‌ها از منتقدان و منکران جدی این حقوق انحصاری -هرچند در کوتاه‌مدت- هستند. البته بسیاری از سوسیالیست‌ها مواضع خود را به روشنی بیان نمی‌کنند اما در واکنش‌های آن‌ها به موارد جنجالی به خوبی می‌توان دیدگاه آن‌ها را کشف کرد. تفاوت موضع این دو اردوگاه فکری و سیاسی در کجاست و هر کدام چه مبانی‌ دارند؟ (در این نوشته وقتی سخن از لیبرال‌ها و سوسیالیست‌ها می‌شود منظور اغلب آنها است.)

این‌ها تفاوت‌های مواضع این دو گروه هستند:

حق مالکیت: آری یا نه؟ 

سوسیالیست‌ها نه تنها با مالکیت مادی مشکل دارند و تا حدی که بتوانند آن را محدود می‌کنند یا به توزیع بیشتر مایملک افراد می‌پردازند بلکه با مالکیت معنوی نیز مشکل دارند. مالکیت به عنوان یک حق خدشه‌ناپذیر، یکی از موانع جدی سوسیالیسم (جامعه‌ی اشتراکی) تلقی می‌شود. مالکیت برای آن‌ها همانند حق حیات یک حق خدشه‌ناپذیر به شمار نمی‌آید. در برابر، لیبرال‌ها هم مالکیت مادی و هم مالکیت معنوی را محترم می‌شمرند و انگیزه‌ی برخورداری از آن‌ها را روشی برای خلاقیت و تولید ثروت در جامعه می‌دانند. از نگاه لیبرال‌ها مالکیت خصوصی ابزار مناسبی برای قدرت بخشی به مردم و کوچک‌سازی دولت و افزایش ثروت در جامعه است. در چنین شرایطی است که دولت کمتر می‌تواند آزادی‌های شهروندان را محدود کند.

به همین دلیل است که سوسیالیست‌ها در برابر فعالیت سایت‌هایی که امکان بهره‌برداری مجانی از موسیقی یا فیلم یا آثار تحقیقاتی و فکری را بدون پرداخت فراهم می‌کنند سکوت می‌کنند. علت عدم حمایت صریح آن‌ها از سرقت در فضای مجازی غیر قانونی بودن این اعمال در کشورهای غربی است. اما سوسیالیست‌ها در کشورهای کمونیستی و اقتدارگرا و ضد امپریالیست هیچ‌گاه با عدم رعایت حقوق مادی و معنوی پدیدآورندگان مخالفتی نکرده‌اند.

مالکیت و نابرابری

سوسیالیست‌ها معتقدند که مالکیت مادی و معنوی ابداعات و اختراعات مثل مالکیت بر ابزار تولید مقوم نابرابری است. از نگاه آنان در صورت استیفای حقوق مربوط به مالکیت مادی و معنوی، فقرا نمی‌توانند به برخی آثار فرهنگی و هنری یا اکتشافات و اختراعات دسترسی پیدا کنند. هم‌چنین به علت عدم دسترسی عمومی، بخشی از پدید آورندگان بالقوه یا بالفعل از تجربه‌آموزی محروم می‌مانند و این به فرایند تولید آثار خدشه وارد می‌کند. آن‌ها معتقدند دانش تازه متکی است بر دانش قبلی، و کم‌تر در دسترس بودن دانش، مانع از نوآوری می‌شود.

در مقابل لیبرال‌ها بر این باورند که بدون حقوق ناشی از مالکیت مادی و معنوی تولیدات و خدمات فرهنگی و هنری، اولا انگیزه‌ی افراد برای خلاقیت کاهش می‌یابد؛ ثانیا منابع در دسترس برای خلق کاهش می‌یابد (چون منابع دولتی و عمومی محدود است)؛ و ثالثا برخی بدون پرداخت هزینه از دسترنج دیگران برخوردار می‌شوند که منصفانه نیست. هم‌چنین با رونق ابداع و خلاقیت، نهادهای آموزشی نیز از آن‌ها و رشد اقتصادی ناشی از آن‌ها برخوردار می‌شوند.

مالکیت مادی و معنوی و فقر

سوسیالیست‌ها اقتصاد را به صورت یک کیک شکل گرفته شده تصور می‌کنند و معتقدند هرچه از جیب فقرا بیرون رود مستقیما به جیب اغنیا می‌ریزد (بازی با مجموع صفر). اما لیبرال‌ها اقتصاد را پویا‌تر می‌بینند و فکر می‌کنند این کیک می‌تواند با خلاقیت و نوآوری و کارآفرینی بزرگ‌تر و بزرگ‌تر شود و در فرایند توسعه، فقرا و اغنیا هر دو می‌توانند برخوردار شوند (بازی برد-برد). لیبرال‌ها خلاقیت و نوآوری را در نظام بازار آزاد ممکن می‌دانند.

سوسیالیست‌ها مقابله با مالکیت مادی و معنوی را روشی برای مبارزه با فقر معرفی می‌کنند. اما لیبرال‌ها معتقدند برای مبارزه با فقر راه‌های بسیار موثر‌تر و کم‌مخاطره‌تری مثل افزایش تولید و ایجاد اشتغال وجود دارد.

شرکت بزرگ، شرکت کوچک یا فرد؟

سوسیالیست‌ها مالکیت مادی و معنوی آثار فرهنگی و هنری و ابداعات و اختراعات را با منافع شرکت‌های بزرگ پیوند می‌زنند تا آن را نفی یا محدود کنند اما لیبرال‌ها معتقدند که خواه یک شرکت بزرگ و خواه یک شرکت کوچک، فرد باید قادر باشد از نتیجه کار و تلاش و سرمایه‌گذاری خود برخوردار شود. برخی از سوسیالیست‌ها تا این‌جا هم پیش می‌روند که اصولا رژیم مالکیت مادی و معنوی را شکل داده شده توسط شرکت‌های بزرگ (بالاخص امریکایی) معرفی کنند. لیبرال‌ها معتقدند با برچسب شرکت بزرگ نمی‌توان نهاد‌ها و موسسات را از حقوق قانونی‌شان محروم کرد.

مالکیت حقوق مادی و معنوی دارو‌ها و تجهیزات پزشکی

سوسیالیست‌ها تلاش می‌کنند مالکیت معنوی را خطری برای جان انسان‌ها (مثلا در حوزه‌ی تحقیقات دارویی و پزشکی) معرفی کنند در حالی که از نظر لیبرال‌ها این دو هیچ تضادی با هم ندارند و در ‌‌نهایت به حداکثر رساندن سود (منطق سرمایه‌داری) موجب بسط خدمات خواهد شد. نوآوری در تولید دارو و ابزار‌ها و خدمات پزشکی خواه با حمایت بخش دولتی (که لیبرال‌ها با آن مخالفتی ندارند) و خواه با حمایت بخش خصوصی، در ‌‌نهایت و در درازمدت به حفظ جان انسان‌های بیشتری منجر خواهد شد حتی اگر در ابتدا به دلیل گرانی به اقشار خاصی محدود شود.

بخش خصوصی و فرایند خلاقیت

لیبرال‌ها معتقدند که نفی مالکیت مادی و معنوی ابتداعات و اختراعات به سرعت منجر به کاهش قابل ملاحظه‌ی نقش بخش خصوصی در فرایند خلاقیت می‌شود. نمونه‌های آن ایران، کوبا، کره‌ شمالی و دیگر کشورهایی که بی‌توجه به مالکیت مادی و معنوی هستند. در مقابل کشورهایی که رژیم مالکیت مادی و معنوی ابداعات را جدی می‌گیرند در فرایند خلاقیت، کارنامه‌ی درخشان‌تری دارند. البته بسیاری از سوسیالیست‌ها کشورهای مذکور را اصولا سوسیالیستی نمی‌دانند.

انگیزه‌ی نوآوری؟

سوسیالیست‌ها می‌گویند بخش عمده‌ی نوآوری‌ها مثلا در حوزه‌ی کامپیو‌تر، اینترنت، ترانزیستور‌ها، لیزر و کشف دی.ان.اِی، نه ناشی از انگیزه‌ی کسب منافع شخصی و گروهی بلکه ناشی از تلاش افراد برای کسب دانش در بخش دولتی و عمومی و محصول کار جمعی است. آن‌ها در اینجا نمی‌گویند دانشمندان برای تامین زندگی و تحقیقات خود به منابع مالی نیاز دارند و اگر این، از طرف بخش خصوصی تامین نشود دولت باید آن را جیب خود شهروندان بپردازد. لیبرال‌ها می‌گویند بنیادهای دولتی یا اعطای جایزه (پیشنهادهای سوسیالیست‌ها برای تشویق نوآوری)، لازم اما ناکافی‌اند. هم‌چنین با اتکا به انگیزه‌ها که به راحتی قابل کشف نیستند نمی‌توان حقوق افراد را نقض کرد.

لوازم بازار آزاد

سوسیالیست‌ها چون به سازوکار بازار آزاد باور ندارند به حقوق مالکیت فکری یعنی کپی‌رایت، مارک‌های تجاری، ثبت اختراعات و اکتشافات، حقوق طراحی صنعتی، رمز و رازهای کسب و کار و مانند آن‌ها نیز باور ندارند. اما لیبرال‌ها این امور را لازمه‌ی بازار آزاد می‌دانند و از آن‌ها حمایت می‌کنند.

سوسیالیست‌های فکری یا اطلاعاتی مالکیت معنوی یا حقوق فکری را انحصار اطلاعاتی یا حمایت‌گرایی اطلاعاتی می‌نامند. اما در هیچ دوره‌ای از تاریخ مالکیت معنوی تا این حد که در جوامع سرمایه‌داری جدی گرفته می‌شود جدی گرفته نمی‌شده است. علت آن هم نقش ایده‌ها در تحولات اجتماعی و فنی است. اهمیت ایده‌ها آن است که افراد بدون برداشتن از ثروت دیگران با ایده‌های تازه می‌توانند بر ثروت جامعه و خود بیفزایند.

مجازات ناقضان: آری یا نه؟

از نگاه لیبر‌ال‌ها با توجه به قوانین موجود ملی در بسیاری از کشور‌ها و قوانین بین‌المللی، سارقان مالکیت مادی و معنوی آثار خلاقه‌ی بشری و ناقضان حقوق معنوی مجرم‌اند و جرم کسانی که راه را برای نقض بیشتر این حقوق باز می‌کنند مضاعف است اما سوسیالیست‌ها این دسته‌ی دوم را قهرمان و شایسته‌ی بزرگ‌داشت می‌شمرند. یک مورد قابل توجه اِرون شوارتز بود که بیش از یک میلیون مقاله از پایگاه علمی جی استور دانلود کرده بود. او از سوی دولت فدرال ایالات متحده تحت تعقیب قضایی بود اما پس از خودکشی از سوی چپ‌ها بزرگ داشته شد.

* این یادداشت به سفارش “مرکز ایرانی مطالعات لیبرالیسم” و جهت انتشار در وب‌سایت‌های “بامدادخبر” و “تقاطع” نوشته شده و بازانتشار آن، تنها با ذکر نام این مرکز و منبع انتشار آن مجاز است.

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید