Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

تبارشناسی مدیران خبرگزاری “فارس” از آغاز تا کنون؛ تانگوی سرداران سپاه با فضای رسانه‌ای


۱۳۹۳/۳/۱۸ - ۱۵:۴۵

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


یوحنا نجدی

najdi_youhan

دیباچه: در بسیاری از تحلیل‌ها و گزارش‌ها، از خبرگزاری “فارس” به عنوان رسانه‌ای «متعلق به سپاه پاسداران»، «نزدیک به نهادهای امنیتی» و «ارگان سپاه» یاد می‌شود؛ چه اینکه نگاهی بر خبرهایی که روی خروجی “فارس” قرار می‌گیرد و رویکرد سیاسی آن بویژه درباره جنبش سبز، گروه‌های سیاسی مخالف یا حتی منتقد نظام و همچنین سینه چاکی بی چون و چرای آن برای علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی عملا خبرگزاری “فارس” را به یکی از بلندگوهای هسته اصلی قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.

یادداشت حاضر، تلاش می‌کند تا از طریق تبارشناسی مدیران عامل و شماری از مسوولان رده بالای خبرگزاری “فارس” و بررسی کارنامه آنها پیش و پس از حضور در این رسانه، نوری بر پیوندهای مشترک میان “فارس” و سپاه پاسداران بتاباند هرچند حلقه‌های پیوند سپاه و “فارس” آن‌چنان گسترده و پنهانی است که تلاش برای بررسی تمام زوایای آن، تنها گویای بخشی از ماجرا است آن‌چنان‌که به قول حضرت حافظ «حرفی است از هزاران کاندر عبارت آمد».

٭٭٭

خبرگزاری “فارس” بهمن ماه سال ۱۳۸۱ و در شرایطی که بیشتر روزنامه‌ها و دو خبرگزاری ایسنا و ایرنا در اختیار گروه‌های اصلاح‌طلب قرار داشت، با هدف مقابله با موج رسانه‌ای جناح دوم خرداد و هم‌چنین ترویج دیدگاه‌های اصول‌گرایان فعالیت خود را آغاز کرد. ساختمان مرکزی این خبرگزاری ابتدا در چهار راه کالج، کوچه شهید سعیدی در تهران قرار داشت؛ جایی که شماری از چهره‌های سیاسی محافظه‌کار از جمله اکبر نبوی، عبدالحسین روح‌الامینی نجف‌آبادی، بیژن مقدم و مهدی فضایلی تقریبا از اوایل سال ۱۳۸۱ به منظور هم‌فکری برای راه‌اندازی یک خبرگزاری گرد هم جمع می‌شدند. این افراد در ابتدا قصد داشتند هم‌زمان دو خبرگزاری به نام‌های “فارس” و “تابان” را در مقابل رسانه‌های جریان اصلاحات راه‌اندازی کنند اما سرانجام تصمیم گرفتند تا نیروهای خود را در قالب یک خبرگزاری گرد آورند.

مجوز خبرگزاری “فارس” در سال ۱۳۷۸ برای سعید نجار نوبری، “مدیرکل وقت روابط عمومی دادگستری استان تهران” صادر شده بود و از این رو، جمع یاد شده بر آن شدند تا ذیل عنوان خبرگزاری “فارس” فعالیت خود را سر و سامان دهند. فرسوده و قدیمی بودن دفتر این خبرگزاری نوپا در چهارراه کالج باعث شد تا کارکنان آن برای مدتی به دفتری که پیشتر برای خبرگزاری “تابان” در خیابان میرداماد تهران در نظر گرفته شده بود، نقل مکان کنند.

مهدی فضایلی، نخستین مدیرعامل این خبرگزاری درباره انتخاب نام “فارس” برای آن می‌گوید: «نام خبرگزاری در ابتدا و تا قبل از معرفی شدن، خیلی زیاد با استان فارس اشتباه می‌شد و برخی هم این ایراد را می‌گرفتند که این نام، خبرگزاری را محدود به “فارس”ها می‌کند ولی به تدریج این اشکالات برطرف شد.»

لوگو یا نشان این خبرگزاری نیز به گفته نخستین مدیرعاملش، توسط فردی به نام “نیرومنش” که «جوان مهندس خوش‌فکر و گم‌نامی» بود و «الآن هم در کار مستندسازی است» طراحی شد اگرچه برخی آن را «پسندیدند» و «برخی گفتند شبیه انرژی اتمی است!»

“فارس” در بخش معرفی خود می‌نویسد که آرم “فا” گویای “امواج مدور آب” است که «یکی از قابلیت‌های خبر یعنی ایجاد امواج و حرکت در جامعه» را به اذهان متبادر می‌سازد وهمچنین رنگ آبی ارغوانی که برای آرم تعیین شده از “رنگ‌های اصیل ایرانی” است که در تزئینات هنر معماری بسیاری به کار می‌رود. نقطه “فا” نیز که به رنگ نارنجی انتخاب شده از زردی خورشید گرفته شده است.

خبرگزاری “فارس”، یکی از ابزارهای رسانه‌ای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی محسوب می‌شود که بسیاری از مدیران و گردانندگان اصلی سابق و کنونی آن، همان‌گونه که بعدتر خواهیم گفت، از جمله اعضای سپاه پاسداران و سازمان بسیج محسوب می‌شوند. سابقه همکاری با روزنامه “کیهان” که مستقیما زیرنظر علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی اداره می‌شود و همچنین روزنامه “جوان”، نزدیک به نهادهای امنیتی و سپاه در کارنامه اغلب مدیران و دبیران سرویس سیاسی “فارس” به چشم می‌خورد و این افراد همواره با افتخار از سابقه همکاری خود با اینگونه رسانه‌ها و نهادها سخن می‌گویند.

تولد “فارس” و نخستین مدیرعامل؛ رسانه‌ای برای محافظه‌کاران

مهدی فضایلی، از خانواده‌ای سپاهی و زاده اصفهان نخستین مدیرعامل خبرگزاری “فارس” بود که از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۶ در این سمت فعالیت کرد. زمستان سال ۱۳۷۶ یعنی کمتر از شش ماه بعد از روی کار آمدن دولت نخست سید محمد خاتمی بود که روزنامه “فردا” به مدیرمسوولی احمد توکلی، عضو باسابقه مجلس و کاندیدای دو دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال‌های ۱۳۷۲ و ۱۳۸۰ منتشر شد و آقای فضایلی دبیری “سرویس سیاست داخلی” آن را بر عهده گرفت. “فردا” بعد از انتشار نزدیک به ۱۴۰ شماره از ادامه انتشار بازماند. فضایلی اما سال ۱۳۷۸ نیز در روزنامه نوپای “جوان”، نزدیک به نهادهای امنیتی در سپاه پاسداران، ابتدا به عنوان دبیر سرویس سیاسی و چندی بعد در مقام سردبیری آن فعالیت کرد.

با این حال، وی نه تنها از تجربه فعالیت در این دو نشریه خاطرات خوبی ندارد بلکه اساسا یکی از دلایل راه‌اندازی خبرگزاری “فارس” را جلوگیری از تکرار این تجارب و پایان بخشیدن به این ادعا که «نیروهای اصولگرایان نمی‌توانند کار رسانه‌ای انجام دهند»، توصیف می‌کند: «در محافل مختلف بحث خلا وجود یک منبع خبری و رسانه خبری اصولگرا مطرح بود و این گلایه مطرح بود که تا کی باید از “ایسنا” و “ایرنا” استفاده کنیم. رسانه‌های ما به محتوای مورد نیاز خیلی سخت می‌توانستند دسترسی پیدا کنند لذا این موضوع به عنوان یک مطالبه عمومی اصولگرایان درآمده بود و در محافل رسانه‌ای و سیاسی این بحث مطرح می‌شد.»

بیژن مقدم، در شروع به کار “فارس”، هم‌زمان مسوولیت دبیری سرویس سیاسی و سردبیری آن را برعهده گرفت.

نخستین مدیرعامل “فارس”، نه تنها با ارکان قدرت، نهادهای نظامی و حتی بیت رهبر جمهوری اسلامی بیگانه نبود بلکه خود درباره سابقه فعالیت‌های خود در این نهادها چنین می‌گوید: «۲۰ سالم بود که سرپرستی واحد عقیدتی سیاسی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء را به عهده‌ام گذاشتند یا حدوداً سی ساله بودم که معاون آقای ناطق نوری در دفتر بازرسی مقام معظم رهبری شدم.»

برادر وی، سردار احمد فضائلی، از جمله سرداران باسابقه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که گفته می‌شود در دوران جنگ ایران و عراق، نقش پررنگی در واردات اسلحه به ایران ایفا کرده است. احمد فضایلی از سال ۱۳۷۸ به مدت شش سال ریاست فرماندهی دانشگاه امام حسین تهران را برعهده داشت و سال ۱۳۸۴، با حکم یحیی رحیم صفوی، فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سمت مشاور عالی وی منصوب شد. احمد فضائلی، دارای مدرک دکترای مدیریت آموزشی و عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین تهران است.

سعید نجار نوبری که مجوز خبرگزاری “فارس” برای وی صادر شده بود، بهار سال ۱۳۸۲ کلیه سهام این “موسسه فرهنگی” را به آقایان مهدی فضایلی، حسن مرادی دادخواه و حسن شیرازی زاده انتقال داد و این افراد به عضویت هیأت مدیره “فارس” درآمدند. این تغییر سهام در تاریخ ۱۰ خردادماه سال ۱۳۸۲ به شماره ۸۰۸۴/۳۲ در روزنامه رسمی جمهوری اسلامی درج شد.

فضائلی هم‌چنین نقش پررنگی در تاسیس “انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان”، تشکل موازی با “انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران” ایفا کرد. در آگهی تاسیس “انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان” که در تاریخ ۴ خردادماه سال ۱۳۸۲ به شماره ثبت ۷۲۲۰/۳۲ در روزنامه رسمی جمهوری اسلامی منتشر شد، نام آقای فضایلی به عنوان یکی از “اعضای موسس” آن به چشم می‌خورد. وی از تیرماه سال ۱۳۸۶ و به مدت دو سال دبیرکلی این نهاد را برعهده گرفت.

آقای فضائلی از جنبش سبز و اعتراضات مردمی بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ به عنوان “نبرد حق علیه باطل” یاد می کند: «در فتنه ۸۸ جریان حق و باطل با یکدیگر درگیر بودند و همه می‌دانند که از ضدانقلاب‌ها، تا دشمنان دین و همجنس‌بازان در جبهه باطل بودند.»

وی هم‌چنین عضو هیأت منصفه مطبوعات نیز بود که دی ماه سال ۱۳۸۹ به دلیل آنچه که «بی‌اعتنایی قاضی به رای هیأت منصفه» درخصوص پرونده روزنامه دولتی “ایران” عنوان کرد، از این سمت استعفا داد. به این ترتیب، در دور جدید فعالیت هیئت منصفه مطبوعات که از مهرماه سال ۱۳۹۰ کار خود را آغاز کرد، نام مهدی فضائلی دیده نمی‌شود.

آقای فضائلی به عنوان یک عضو حقیقی عضو شورایی موسوم به شورای فرهنگ عمومی کشور است؛ نهادی که از زیر مجموعه‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران محسوب می‌شود و ریاست آن برعهده وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

فضایلی تقریبا یک سال بعد از خروج از “فارس”، تمام سهام خود در “موسسه خبرگزاری فارس” را به مدیرعامل بعدی این خبرگزاری، حمیدرضا مقدم‌فر واگذار کرد و رسما از این موسسه خارج شد. این تغییر سهام دوازدهم شهریور ماه سال ۱۳۸۷ با شماره ت۱۷۵۴۷/ ۳۲ در روزنامه رسمی کشور به اعلام عمومی رسید.

وی از سال ۱۳۸۹ تاکنون به عنوان مدیرعامل انتشارات “سروش” فعالیت می‌کند.

دومین مدیرعامل؛ عصر سرکوب و تصفیه

حمیدرضا مقدم‌فر، دومین فردی بود که بر صندلی خبرگزاری “فارس” تکیه زد و از دی ماه سال ۱۳۸۶ تا مرداد سال ۱۳۹۰ در این سمت باقی ماند. همزمان با روی کار آمدن آقای مقدم‌فر در این خبرگزاری، وبسایت “تابناک”، متعلق به محسن رضایی (فرمانده پیشین سپاه پاسداران بین سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶) در معرفی مدیرعامل جدید “فارس” نوشت که در کارنامه وی «سابقه عضویت در حزب جمهوری اسلامی، تدریس و مدیریت در آموزش و پرورش، همکاری و فعالیت در امور فرهنگی و مدیریتی سپاه، عضویت در مدیریت و تحریریه نشریات سیاسی و فرهنگی و عضویت در هیأت مدیره مؤسسه مطالعات و تحقیقات رسانه‌ای دیده می‌شود.»

درباره دوران مدیرعاملی آقای مقدم‌فر، به دو نکته اساسی می توان اشاره کرد. نخست آنکه در این دوران، اختلافات درونی در “فارس” بیش از گذشته شدت یافت. این اختلافات اگرچه پیشتر نیز در این خبرگزاری ریشه دوانده بود اما نوع مدیریت مهدی فضائلی، مقبولیت وی در میان پرسنل و ریش سفیدی وی در جریان برخی اختلاف نظرها عملا به مثابه سرپوشی بر تضاد دیدگاه‌ها و منافع در “فارس” عمل می‌کرد.

با این حال، به دنبال روی کار آمدن مدیرعامل جدید، چهره‌های رادیکالی همچون عبدالرضا داوری و عباس توانگر به میدان‌داران اصلی “فارس” تبدیل شدند. عباس توانگر که سردبیری “فارس” را برعهده داشت همزمان مسوولیت گزینش نیروهای جدید و کنترل پرسنل را نیز عهده‌دار شد و این مسوولیت را آن‌چنان سخت‌گیرانه پیگیری کرد که خاکستر اختلافات درونی این خبرگزاری تا حد استعفا و اخراج دهها تن از خبرنگاران و کارکنان باسابقه این خبرگزاری شعله‌ور شد.

دومین مساله مهم در دوران مدیرعاملی آقای مقدم‌فر به جنبش سبز و مجموعه حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهور سال ۱۳۸۸ مربوط می‌شود. نزدیکی خبرگزاری “فارس” به سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی باعث شد تا سپاه که در سال ۱۳۸۸ مسوولیت سرکوب جنبش سبز را برعهده داشت، عملا آشکارتر از قبل از این خبرگزاری به مثابه پایگاه اطلاع رسانی علیه جنبش سبز و رهبران آن استفاده کند.

این رویکرد تنها به خروجی‌های خبرگزاری “فارس” محدود نشد بلکه در درون این خبرگزاری نیز تصفیه گسترده پرسنلی که به همراهی با جنبش سبز متهم شده بودند، آغاز شد؛ تصفیه‌سازی‌هایی که حتی از پیش از انتخابات سال ۱۳۸۸ آغاز شد و تا میانه‌های سال ۱۳۸۹ همچنان ادامه یافت. اگرچه بین سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۰ خبرها و شنیده‌های متعددی درباره اخراج، استعفا یا حتی پناهندگی شماری از اعضا و خبرنگاران “فارس” به گوش می‌رسید اما آمار قطعی حاکی از آن است که در این مدت، دست کم شصت نفر از کارکنان اغلب باسابقه “فارس” از این خبرگزاری اخراج شده و یا استعفا دادند.

از جمله، یوسف اسدی، قدیمی ترین خبرنگار “فارس” که از ۱۳ آبان سال ۱۳۸۱ یعنی از ابتدای شکل‌گیری این خبرگزاری در آن فعالیت می‌کرد، اسفندماه سال ۱۳۸۷ از فارس اخراج شد. وی که برای پوشش اخبار به مجلس شورای اسلامی رفته بود، در بازگشت به محل کار خود مطلع شد که به دلیل مصاحبه با الیاس نادران و احمد توکلی، دو نماینده اصولگرا اما مخالف محمود احمدی‌نژاد، رییس وقت جمهوری اسلامی، از “فارس” اخراج شده است.

به نوشته وی، مدیران “فارس” برای تصفیه و زمینه‌چینی به منظور استعفا و اخراج خبرنگارانی که مایل به ادامه همکاری با آنها نبودند، هیچ حد و مرز اخلاقی برای خود قائل نمی‌شدند: «رضا داوری، در مقابل سوال آقای وحید عسگری، دبیر سیاست خارجی فارس {درباره علل اخراج شماری از کارکنان فارس}، به زدن اتهام روی آورد و اخراجی‌های “فارس” را به داشتن مشکل اخلاقی و مالی در فارس متهم کرد.»

شماری از کارکنان خبرگزاری “فارس” که در این دوران اخراج شده و یا مجبور به استعفا شدند، عبارتند از: محمد صفری، مدیرکل سیاسی؛ وحید عسگری، دبیر سیاست خارجی؛ عطا افشاری، دبیر استان‌ها و صوت و تصویر؛ مجید سعیدی، دبیر عکس؛ حسن داداشی، مشاور مدیرعامل؛ احمد غلامی، خبرنگار؛ سهیلا فلاحی، خبرنگار؛ مریم فلاحی، خبرنگار؛ محمد عرفانی، خبرنگار سیاسی؛ فرهمند علی پور، خبرنگار؛ مسعود لواسانی، خبرنگار؛ وحید بابایی، کارپرداز.

تیرماه سال ۱۳۸۸ نیز “فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران (آی. اف. جی)” با ابراز “نگرانی شدید” نسبت به “ادامه آزار روزنامه‌نگاران در ایران”، از اخراج یا استعفای نزدیک به ۴۰ نفر از خبرنگاران “فارس” خبر داد: «در هفته‌های اخیر ۳۹ روزنامه نگار و کارمند خبرگزاری محافظه کار “فارس” اخراج یا مجبور به استعفا شده‌اند که به خاطر درگیری آنها با مدیران پیرامون خط مشی خبری این نهاد بوده است.»

همچنین دو نفر از عکاسان خبری این خبرگزاری به نام‌های جواد مقیمی و حسین سلمان‌زاده نیز که به دلیل تهیه گزارش تصویری از اعتراضات خیابانی بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ از سوی مدیران “فارس” تحت فشار قرار گرفته بودند، سرانجام به ترکیه رفتند و تقاضای پناهندگی خود را ارائه دادند.

جواد مقیمی و حسین سلمان‌زاده مهرماه سال ۱۳۸۸ با حضور در برنامه افق صدای امریکا از انواع فشارها و محدودیت‌ها و همچنین نوع رویکرد مدیران “فارس” به پوشش اخبار مربوط به جنبش سبز سخن گفتند. آقای مقیمی در این برنامه در خصوص هشدار مدیر خبرگزاری “فارس” به وی به دلیل طرفداری از جنبش سبز گفت: «مدیر خبرگزاری “فارس” به من گفت که متوجه شده‌ایم که دو تن از عکاسان ما مخفیانه عکس گرفته و آنها را برای رسانه‌های خارجی فرستاده‌اند. ما منتظر اطلاعات بیشتر هستیم و به زودی با آنان برخورد می‌کنیم.»

مجید سعیدی، نخستین دبیر سرویس عکس “فارس” نیز که تا سال ۱۳۸۶ و به مدت پنج سال در این سمت فعالیت کرده بود، تیرماه سال ۱۳۸۸ در جریان بازداشت گسترده فعالان سیاسی، رسانه‌ای و روزنامه‌نگاران بازداشت شد و پس از مدتی در دادگاه‌های نمایشی بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات، شرکت داده شد و چندی بعد به قید وثیقه آزاد گردید. وی سرانجام از سوی دادگاه به سه سال حبس تعزیری محکوم شد.

این جو امنیتی و کنترل شدید خبرنگاران و کارکنان “فارس” تنها توسط یک چهره سپاهی-امنیتی می‌توانست تحقق یابد و بدین منظور انتخاب حمیدرضا مقدم‌فر به عنوان مدیرعامل، به تعبیری مناسب‌ترین گزینه به شمار می رفت.

حمیدرضا مقدم‌فر، با سال‌ها سابقه فعالیت در سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی، با اسم مستعار “حاج حمید ناصری” در میان سپاهیان و نیروهای اطلاعاتی مشهور است. گفته می‌شود که وی مسوولیت بازجویی در پرونده “موسسه نظرسنجی آینده” در سال ۱۳۸۰ را که متهمان اصلی آن آقایان عباس عبدی، حسین قاضیان و بهروز گرانپایه بودند، برعهده داشت.

به موجب آگهی شماره ۰۵۶۹۶/۳۲ که ۲۴ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۲ در روزنامه رسمی کشور درج شد، وی همچنین عضو و نایب‌رییس هیأت مدیره “موسسه فرهنگی، علمی و هنری غیرانتفاعی ثامن الحجج”، به شماره ثبت ۹۵۲۴ است.

از جمله اقدامات مقدم‌فر در دوران مسوولیت در “فارس”، می‌توان به راه‌اندازی باشگاه آموزش خبرنگاری “فارس” موسوم به توانا در تیرماه سال ۱۳۸۷ اشاره کرد. این باشگاه با برگزاری چند کارگاه سعی کرد تا شماری از جوانان علاقمند به کار خبرنگاری و همسو با سیاست‌های “فارس” را شناسایی و جذب کند. به دنبال اخراج و تصفیه شماری از کارکنان و خبرنگاران “فارس”، مسوولان این خبرگزاری اغلب جایگزین‌های آنها را از میان پرورش‌یافتگان “توانا” برگزیدند.

خبرگزاری “فارس” در دوران مدیریت مقدم‌فر روزهای ویژه‌ای را به ویژه در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ از سر گذراند. این خبرگزاری، نخستین رسانه‌ای بود که خبر پیروزی محمود احمدی‌نژاد در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ را در ساعات پایانی رأی‌گیری و پیش از اعلام نخستین نتایج شمارش آراء از سوی وزارت کشور روی خروجی خود قرار داد؛ موضوعی که بعدها از سوی گروه‌های مختلف سیاسی و به ویژه رهبران جنبش سبز به عنوان یکی از قطعات پازل تقلب و مهندسی آرا در جریان انتخابات سال ۱۳۸۸ از آن یاد شد.

حمیدرضا مقدم‌فر بعد از پایان فعالیت‌اش در خبرگزاری “فارس” بار دیگر به سپاه پاسداران بازگشت و با یک درجه ترفیع، “سرتیپ تمام” شد و از آن زمان تاکنون به عنوان “معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران” مشغول به فعالیت است.

با این حال، مقدم‌فر از کار رسانه‌ای دست نکشید؛ آن‌چنان‌که در راه‌اندازی خبرگزاری “تسنیم“، دیگر خبرگزاری متعلق به سپاه پاسدران که مهرماه سال ۱۳۹۱ آغاز به کار کرد، نقش مهمی داشت. وی این بار، پشت صحنه حضور دارد و “رییس شورای سیاست‌گذاری تسنیم” است اما نزدیک‌ترین افراد به مقدم‌فر یعنی مجید قلی‌زاده به عنوان مدیرعامل و عباس توانگر در مقام سردبیر این خبرگزاری مشغول به فعالیت هستند.

در تحلیل نهایی، خبرگزاری “فارس” در دوران مدیرعاملی حمیدرضا مقدم‌فر از رابطه نزدیک‌تری با نهادهای امنیتی و سپاه پاسداران برخوردار شد و رابطه این خبرگزاری به ویژه با بخش‌های امنیتی سپاه، بیش از گذشته نمایان گشت و در این میان، اوج‌گیری اعتراضات مردمی و نقش بی‌بدیل سپاه در سرکوب جنبش سبز عملا پرده از بنیان‌های امنیتی “فارس” کنار زد.

سومین مدیرعامل؛ «ما بسیجی‌ها ۱۸ تیر کتک خوردیم»

سیدنظام‌الدین موسوی مردادماه سال ۱۳۹۰ به عنوان سومین مدیرعامل خبرگزاری “فارس” جایگزین حمیدرضا مقدم‌فر شد. آقای موسوی از فعالان شناخته شده و قدیمی بسیج دانشجویی است که در سرکوب دانشجویان در قیام ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸ به عنوان “مسئول دفتر سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران” نقش فعالی ایفا کرد. وی در آن زمان، دست راست علیرضا زاکانی، از سرداران سپاه و رییس وقت بسیج دانشجویی دانشگاه تهران به شمار می رفت.

این فارغ‌التحصیل علوم سیاسی از دانشگاه تهران، پیش از حضور در “فارس”، سال ۱۳۸۷ مدیرمسوول روزنامه “جوان” شد و بدین ترتیب، از تجربه کار رسانه‌ای در همراهی با نهادهای امنیتی و سپاه برخوردار شد. عضویت موسوی در سپاه و بسیج، روزنامه “جوان” را به تریبون اصلی این نهادها تبدیل کرد به گونه‌ای که در اغلب پایگاه‌های بسیج، علاوه بر روزنامه “کیهان”، روزنامه “جوان” نیز به طور گسترده‌ای توزیع می‌شد.

وی آذرماه سال ۱۳۹۰ در گفتگو با وب‌سایت “رجانیوز”، از پایگاه‌های خبری نزدیک به محمدتقی مصباح یزدی و جبهه پایداری، در توضیح فعالیت خود در قیام دانشجویی ۱۸ تیر ماه سال ۱۳۷۸ می‌گوید: «تجمع از جلوی ساختمان ۲۲ {دانشگاه تهران} شروع شد. از طرفی چون ایام امتحانات بود، خیلی اقبالی به اینها نشد و یادم هست که از کم بودن جمعیت عصبانی شدند … نهایتاً حدود ۱۵۰ نفر که شدند و دیدند در کوی نمی‌توانند کاری کنند، بیرون رفتند. ما هم رفتیم ببینیم چه خبر است. اسم تجمع به نام انجمن نبود ولی فعالین آن، عناصر انجمن تهران و دفتر تحکیم بودند.»

نظام‌الدین موسوی معتقد است که در قیام ۱۸ تیر بیشتر کسانی که کتک خوردند، از جمله «بسیجی»ها و «بچه حزب‌اللهی»ها بودند: «خیلی از کسانی که آن شب کتک خوردند، بچه بسیجی‌ها و رزمنده‌ها بودند، چون ساختمان ۱۵ و ۱۴ عموماً بچه‌های ایثارگر بودند. آنهایی هم که چه مقصر و چه غیر مقصر از دست نیروی انتظامی فرار می‌کردند هم می‌رفتند داخل اتاق اینها که بعداً ما اینها را تحت عنوان “آسیب‌دیدگان اصلی کوی دانشگاه” به مراجعه قانونی مختلف معرفی کردیم تا حق تضییع شده شان را اعاده کنند.»

وی خود را آن‌چنان «فدایی» علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی می‌داند که مدعی است در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ زمانی که شماری از دانشجویان شعارهایی علیه رهبری سر دادند، بی‌اختیار عنان از کف داد، «کلاسور»اش را بر زمین کوبید و به میان شعاردهندگان رفت: «در این فضا طیف مخالف نظام آمدند، روی موج سوار شدند و اولین بار بود که به طور خاص علیه رهبری شعار دادند که دیگر من نتوانستم خودم را کنترل کنم و کلاسوری که دستم بود را زمین زدم و وسط جمعیت رفتم، شروع کردم به شعار دادن در دفاع از رهبری. من که این کار را کردم یکی دو نفر دیگر از بچه‌ها آمدند و به من ملحق شدند اما عده زیادی از افراد مقابل، روی سر ما ریختند و با سنگ و چوب به ما حمله بردند.»

عباس درویش توانگر، سردبیر وقت خبرگزاری “فارس”، چهارم مردادماه سال ۱۳۹۰ طی سخنانی در جریان مراسم معارفه نظام‌الدین موسوی، وی را “از یاران قدیمی فارس” معرفی کرد: «موسوی از بطن “فارس” است و از ابتدای فعالیت “فارس” همراه این خبرگزاری بوده و در مقطعی دبیر اخبار ویژه خبرگزاری “فارس” بوده است. همچنین عضویت در هیأت مدیره این خبرگزاری را نیز در سابقه خود دارد.»

سردبیر “فارس”، با اشاره به سابقه زیاد آقای موسوی در بسیج دانشجویی، از آن دوره به عنوان «درخشان‌ترین دوره‌های بسیج دانشجویی» نام برد.

نظام‌الدین موسوی همچنین شهریورماه سال ۱۳۹۰ در نخستین جلسه هفتمین دوره هیئت مدیره انجمن روزنامه نگاران مسلمان، به عنوان “دبیر کل” این انجمن انتخاب شد و همچنان نیز در این سمت حضور دارد؛ انجمنی متشکل از هواداران سرسخت حکومت جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای که به عنوان یک تشکل موازی با “انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران” فعالیت می کند.

آقای موسوی همچنین بهار سال ۱۳۸۸ به عنوان “مدیرعامل شرکت توزیع مجتمع پیام‌آوران نشر روز” به شماره ثبت ۱۶۵۶۱۸ معرفی شد و خبر مدیرعاملی وی در این شرکت، دوم خرداد ماه سال ۱۳۸۸ به شماره ۳۲ت/۰۵۳۲۴ در روزنامه رسمی جمهوری اسلامی منتشر شد. بر اساس این اطلاعیه، حمیدرضا مقدم‌فر، مدیرعامل پیشین خبرگزاری “فارس” نیز عضو هیأت مدیره این شرکت محسوب می‌شود. سرتیپ پاسدار سیدمسعود جزایری، “معاون کنونی امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح” نیز دیگر عضو هیأت مدیره این شرکت اعلام شده است.

“فارس” در دوره مدیریت آقای موسوی، رفته رفته از محمود احمدی‌نژاد فاصله گرفت و تندترین انتقادها را از اسفندیار رحیم مشایی، یار غار احمدی‌نژاد، روی خروجی خود قرار داد. این انتقادها و شکاف میان سپاه و نهادهای امنیتی با محمود احمدی‌نژاد و یارانش آن چنان بالا گرفت که وی مهر ماه سال ۱۳۹۱ در یک کنفرانس خبری در پاسخ به سوال خبرگزاری “ایرنا”، بدون نام بردن از “فارس” گفت: «یک خبرگزاری که وابسته به یک نهاد امنیتی است نباید ورود کند به مسائل سیاسی.»

خبرگزاری “فارس” طی دو سال و نیم اخیر در زمان مدیرعاملی آقای موسوی، همچنان به مثابه بازوی رسانه‌ای سپاه و نهادهای امنیتی فعالیت می کند. علاقه مدیرعامل این خبرگزاری به “اخبار ویژه” و “شنیده‌ها” در محافل سیاسی باعث شده تا ستون «اخبار ویژه» روزنامه تندروی “کیهان”، صبح به صبح و برای ساعت‌ها روی صفحه اول خروجی وبسایت فارس قرار گیرد.

بازدید اخیر علی فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران از خبرگزاری فارس. فرد سمت راست، نظام‌الدین موسوی، مدیرعامل این خبرگزاری است.

بازدید اخیر علی فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران از خبرگزاری فارس. فرد سمت راست، نظام‌الدین موسوی، مدیرعامل این خبرگزاری است.

منابع مالی؛ «دست ما چندان هم باز نیست»

در شرایطی که کار رسانه‌ای و خبرنگاری در جمهوری اسلامی یکی از پُرریسک‌ترین مشاغل با حقوق ناکافی به شمار می‌رود، خبرگزاری “فارس” از جمله معدود رسانه‌هایی محسوب می‌شود که از همان ابتدا کارکنانش را از لحاظ مالی به طور قابل ملاحظه‌ای تامین کرد. وابستگی به سپاه و نهادهای امنیتی که همه ساله از بودجه سرشاری برخوردار هستند، عملا دغدغه مدیران “فارس” و سایر رسانه‌های این نهادها را بر طرف کرده است؛ هرچند مدیران چنین رسانه‌هایی اغلب درباره تامین بودجه خود توسط سپاه سخنی به میان نمی‌آوردند.

مهدی فضائلی، نخستین مدیرعامل “فارس” حتی مدعی است که این خبرگزاری در ابتدای راه‌اندازی از محدودیت بودجه‌ای رنج می‌برد: «ما دستمان خیلی هم باز نبود و مشکل بودجه داشتیم… اگر مشکل بودجه نبود حتماً ساختمان دیگری را برای خبرگزاری تهیه می‌کردیم و آن قدر، هم برای بازسازی و هم در دوره بهره‌برداری اذیت نمی‌شدیم.»

وی در توضیح منبع مالی این خبرگزاری، از لفظ “سرمایه‌گذار” استفاده می کند و چنین می گوید: «در آغاز کار مسئله‌ای را با سرمایه‌گذار حل کردیم و توافق کردیم. به عبارت دیگر سنگ‌هایمان را همان اول واکندیم. همان اول گفتیم ما را به عنوان مجموعه‌ای که کار را بلد هستیم قبول دارید یا اینکه می‌خواهید خود شما هم در کار حرفه‌ای دخالت کنید؟ که سرمایه‌گذار اعلام کرد شما را قبول داریم و ما ورود نمی‌کنیم. دوم اینکه شما به لحاظ فکری ما را قبول دارید یا احیاناً تردیدی دارید که در این زمینه هم گفتند کاملاً قبول داریم. نتیجه این دو این بود که ما خواهش کردیم به ما اعتماد کنند و اجازه دهند کارمان را انجام دهیم و هر جا سوال و ابهامی بود مطرح کنند؛ آنها هم کاملاً پذیرفتند.»

آقای فضائلی از “سلامت مالی” به عنوان یکی از مولفه‌های اصلی “فارس” نام برده و می‌گوید زمانی که “چند نفر از نیروهای خدماتی و پشتیبانی فارس” سعی کردند مواردی از فساد مالی مدیران این خبرگزاری را فاش کنند، تنها چیزی که یافتند این بود که «فلانی برای خودش کباب کوبیده ویژه سفارش می‌دهد و فلان مدیر هم از ماشین خبرگزاری برای کارهای شخصی استفاده می‌کند».

وی حتی از طفره رفتنش از پاسخ به پرسش علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی درباره منابع مالی “فارس” در جریان دیدارش با وی خبر می دهد و زیرکی خود در این مورد را به “اصفهانی بودنش” نسبت داده است: «روزی با آقای هاشمی رفسنجانی ملاقات داشتم… یکی از سوالات ایشان در باره بودجه و منبع تامین مالی خبرگزاری بود. من هم این موارد را ردیف کردم فروش عکس، تفاهم‌نامه، آگهی و… ولی خوب معلوم بود که این پاسخ برای فرد باتجربه و زیرکی مثل آقای هاشمی قانع‌کننده نبود. ایشان گفت بعید است اینها کفاف بودجه خبرگزاری را بدهد! من هم گفتم بله، البته کمک‌هایی را هم دریافت می‌کنیم. ایشان علاقمند بود اسم سرمایه‌گذار و حامی مالی را از زبان بنده بشنوند و من بنا داشتم هم دروغ نگویم و هم نامی از سرمایه‌گذار نبرم (سرمایه‌گذار ما علاقمند بود بی‌ریا کار کند!) و سرانجام شاید ویژگی اصفهانی بودنم موجب شد بنده موفق شوم! البته قطعا ایشان حدس می‌زد و چیزی شنیده بود ولی به هر حال اینکه از بنده بشنوند فرق می‌کرد، لذا من به بنای خودم پایبند ماندم که شاید ایشان انتظار نداشت.»

با این حال، نخستین مدیرعامل “فارس” تایید می‌کند که «حامی مالی “فارس” خیلی مورد سوال بود و حدس و گمان‌های زیادی درباره آن مطرح می‌شد» به گونه‌ای که «یک روز آن را به قوه قضاییه منتسب می‌کردند، یک روز به آقای محسن رضایی، یک روز سپاه و یک روز گزینه‌های دیگر.»

وی درعین حال تصدیق می کند که “دستمزد خوبی” به کارکنان “فارس” پرداخت می‌شد: «ما از متوسط حقوقی که در رسانه‌ها پرداخت می‌شد بالاتر پرداخت می‌کردیم به خاطر این که معتقد بودیم همکاران‌مان از یک کفی نباید کمتر دریافت کنند ضمن اینکه این را یکی از وظایف مهم مدیر می‌دانم که به فکر معیشت پرسنل باشد.»

در همین راستا، “شرکت تعاونی مسکن کارکنان خبرگزاری فارس” در شهریورماه سال ۱۳۸۶ تاسیس شد و خبر تاسیس آن به تاریخ ۳/۶/۱۳۸۶ با شماره ۳۲/۸۶ث/۱۱۶۸۱ در روزنامه رسمی جمهوری اسلامی درج گردید.

در این میان، تردید نیست که بودجه سرشار سپاه پاسداران و سایر نهادهای امنیتی، عملا مشکلی برای تامین منابع مالی رسانه‌های وابسته به این نهادها باقی نخواهد گذاشت. به عنوان مثال، در لایحه بودجه سال ۱۳۹۳ که نخستین لایحه بودجه ارائه شده از سوی دولت حسن روحانی محسوب می‌شود، بعد از ارتش، بیشترین افزایش بودجه متعلق به سپاه پاسداران است که بودجه آن با ۳۰ درصد افزایش نسبت به سال قبل رقمی معادل ۴۴ هزار و ۵۶۶ میلیارد و ۶۸۶ میلیون ریال درنظر گرفته شد.

فارس و سپاه؛ پیوندهایی فراتر از مدیران عامل

روزنامه جوان، خبرگزاری تسنیم، نشریه صبح صادق، وبسایت‌های مشرق نیوز، جهان نیوز، جام نیوز، تریبون، بولتن نیوز، ۵۹۸ و عمارنامه و بسیاری پایگاه‌های خبری دیگر اگرچه هرکدام تا حدی افکار و رویکردهای سپاه و بخش‌های امنیتی آن را نمایان می‌سازند، با این وجود خبرگزاری “فارس” هم‌چنان آشناترین و پرمخاطب‌ترین ارگان خبری سپاه پاسداران محسوب می‌شود. بررسی سوابق شماری دیگری از مسوولان و خبرنگاران رده بالای “فارس” نیز نشان‌دهنده پیوند انکارناپذیر این خبرگزاری با سپاه و نهادهای امنیتی است.

از جمله این افراد، مرتضی قمری وفا، نویسنده کتاب “براندازی در سکوت (آسیب‌شناسی دوران گذار به جامعه مردم‌سالار دینی)”، سردبیر سابق نشریه “یاران بسیجی” (یکی از ارگان‌های بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران)، عضو سابق سرویس سیاسی روزنامه “کیهان” است که از سال ۱۳۸۴ عضو شورای سیاستگذاری خبرگزاری “فارس” بود و بعد از روی کار آمدن نظام‌الدین موسوی در این خبرگزاری، به عنوان “معاون خبر” مشغول به کار شد.

آقای موسوی در معرفی مرتضی قمری وفا می گوید: «قمری وفا از آبان ۸۴ به خبرگزاری “فارس” پیوست و مدیر گروه سیاسی و سیاست خارجی شد و در اردیبهشت ۸۶ هم به سمت مدیرکل امور رسانه‌ها و افکار عمومی دفتر رییس جمهور منصوب گشت. وی در ادامه و در آذر ماه  ۸۷ و پیش از انتخابات ریاست جمهوری، به روزنامه “ایران” رفت و به عنوان سردبیر و معاون مدیرمسوول، همسو با جبهه مدافعان انقلاب و ولایت، به مقابله با جریان داخلی و خارجی فتنه پرداخت؛ تا اینکه در اواسط فروردین سال۹۰ اعضای هیأت مدیره و مدیران ارشد مؤسسه مطبوعاتی “ایران” از سوی عناصر انحراف کنار گذارده شدند.»

“مشاور معاونت فرهنگی سپاه پاسداران”، “عضو شورای سیاستگذاری فصلنامه دولت اسلامی”، “عضو شورای مشورتی سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)” و “عضو علی‌البدل هیأت مدیره پیشین انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان” نیز از دیگر سوابق موجود در کارنامه آقای قمری وفا محسوب می‌شوند.

محمد پاریاب دیگر چهره رسانه‌ای “فارس” است که البته دامنه فعالیت‌اش را تنها به رسانه‌ها محدود نکرد. وی در زمان انتخابات ریاست جمهوری سالی ۱۳۸۴ و اوج منازعه محمود احمدی‌نژاد و علی اکبر هاشمی رفسنجانی، دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری “فارس” بود. این همکار سابق نشریه “صبح صادق”، ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ از هیچ کوششی برای حمله به هاشمی رفسنجانی و تخریب چهره وی خودداری کرد و به دنبال پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات، بلافاصله پاداش خود را از دولت وی دریافت کرد.

آقای پاریاب، دی ماه سال ۱۳۸۴ با حکمی از سوی غلامحسین الهام، سخنگوی وقت دولت احمدی نژاد به عنوان “معاون سخنگو و دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت” منصوب شد اما آذرماه سال ۱۳۸۶ از این سمت استعفا داد. با این حال، این آخرین پله ترقی‌های آقای پاریاب نبود و وی چندی بعد به عنوان “مدیرعامل موسسه آتیه” که کارهای فنی و چاپ روزنامه “خورشید” (نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی) را انجام می‌داد، منصوب شد.

پایان‌بندی؛ سپاه رسانه می‌خواهد

خبرگزاری “فارس” بی‌شک آشکارترین نمود رسانه‌ای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی است. رسانه‌ای که البته نزدیکی آن به سپاه و بخش‌های امنیتی آن مدتهاست که بر همگان آشکار شده است. با این وجود، همان‌گونه که در بدنه سپاه می‌توان به جریان‌های مختلفی اشاره کرد، ارگان‌های رسانه‌ای آن نیز از این قاعده مستثنی نیستند آن‌چنان‌که مهدی فضائلی، از رویکردهای مدیریتی بیشتری در تاسیس و تثبیت “فارس” استفاده کرد اما حمیدرضا مقدم‌فر تنها به پشتوانه پیشینه بسیجی خود راهی “فارس” شد و اصلی‌ترین مسوولیت خود در تصفیه “فارس” را سخت‌گیرانه به پیش برد.

نظام‌الدین موسوی، تا حدود زیادی، همان رویکرد مقدم‌فر را در پیش گرفته است با این تفاوت که به دلیل رفتارهای مذبذب محمود احمدی‌نژاد به عنوان یک چهره اصول‌گرا، “فارس” اینک ترجیح می‌دهد که در دفاع از اصول‌گرایی جانب احتیاط را رعایت کند و به جای آن، بیش از گذشته، وفاداری خود به علی خامنه‌ای، رهبر کهنسال جمهوری اسلامی را برجسته می‌سازد.

سپاه پاسداران را اگر اصلی‌ترین بازیگر سیاسی در جمهوری اسلامی کنونی ندانیم، دست کم، بی‌تردید، یکی از تاثیرگذارترین نهادها در معادلات کنونی و پیش روی قدرت در حکومت تهران محسوب می‌شود. نهادی که ابتدا نظامی بود، سپس به اقتصاد روی آورد، چندی بعد به صنعت و انرژی رفت و در آخرین فاز، به نهادی امنیتی نیز تعمیم یافت و اینک ترکیبی از تمامی این موارد است. از این رو، امروز مطالعه درباره مناسبات قدرت در جمهوری اسلامی، بی توجه به مواضع سرداران سپاه، مطالعه جامعی محسوب نمی‌شود و همین کافی است تا خبرگزاری “فارس”، به مثابه رسانه‌ای برآمده از بدنه سپاه، در قامت نهادی فراتر از یک رسانه تعریف شود.

* این یادداشت به سفارش “مرکز ایرانی مطالعات لیبرالیسم” و جهت انتشار در وب‌سایت‌های “بامدادخبر” و “تقاطع” نوشته شده و بازانتشار آن، تنها با ذکر نام این مرکز و منبع انتشار آن مجاز است.

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید