Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

تصویری: هدیه‌ حمید بابایی زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین به همسرش


۱۳۹۳/۳/۲۳ - ۸:۵۸

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


Hamid-Babaei-and-his-Wife

بامدادخبر: کبرا پارساجو، همسر حمید بابایی، زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ اوین، ضمن انتشار تصویر گردن‌بندی که در جریان ملاقات از همسرش هدیه گرفته، تاکید کرده که دوری ناشی از زندان، باعث خواهد شد تا در آینده قدر با هم بودن‌شان را بیشتر بدانند.

آقای بابایی دانشجوی دکترای فایننس دانشگاه لیژ بلژیک بود که مردادماه گذشته پس از بازگشت به ایران توسط وزارت اطلاعات بازداشت و بعدتر در دادگاهی غیرعلنی و چند دقیقه‌ای به شش سال حبس تعزیری و چهار سال حبس تعلیقی محکوم شد. این حکم چندی قبل در دادگاه تجدیدنظر استان تهران قطعی شد.

اخبار مربوط به حمید بابایی را می‌توانید در اینجا بخوانید.

یادداشت کوتاه خانم پارساجو به نقل از صفحه‌ی فیسبوک شخصی‌اش بدین شرح است:

از ترحم بی‌زارم. همیشه مغرور و قوی بودم (و هستم) به خاطر همین است که جواب دوستانی که ایمیل‌هایی با بوی ترحم برایم می‌فرستند، خیلی کوتاه و با پیچاندن موضوع می‌دهم. از دوستانی که با دیدنم نگاه ترحم‌آمیز به من می‌کنند دل‌گیر می‌شوم. اما از دوستانی که با محبت‌شان کنارم بودند خیلی ممنونم. خودم حس می‌کنم اتفاق خیلی بدی نیفتاده!!! درسته که اولش سخت بود اما الان که فکر می‌کنم در کنار دلتنگی زیادی که دارم این دوری من رو و همچنین حمید رو خیلی بزرگ‌تر و پخته‌تر می‌کنه. نگاه‌مون رو به زندگی جهت می‌ده و فرصت می‌ده که به گذشته نگاه کنیم و قدر با هم بودن رو بیشتر بدونیم…

البته امیدوارم که این دوری زیاد طولانی نباشد اما لااقل تا الان باعٍث شده که عشقم به حمید بیشتر و بیشتر شود و بیشتر به فکر باشم که زندگی که سعی کردند تیشه بر ریشه‌اش بزنند حفظ کنم. این دوری باعث شد که دلخوری‌هایی که قبلا به خاطر مسایل بی‌اهمیت پیش می‌آمد برایم خنده‌دار شوند… این دوری باعث شد که اطرافیانم را بشناسم… این دوری باعث شد اثبات کنم که می‌توانم… این دوری مرا ساخت و بیشتر می‌سازد…

من اما با وجود سختی‌های زیاد هم‌چنان قوی و مغرور می‌مانم تا آمدن حمید زندگی‌مان را دوباره خواهم ساخت…

پانوشت: ما دوشنبه ملاقات حضوری داشتیم و این گردن‌بند را حمید به من هدیه داد تا همشه به یاد داشته باشم که

به سان رود

که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند

رونده باش

امید هیچ معجزی زِ مرده نیست

زنده باش

Hamid-Babaei-Cobra-Parsajoo

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید