Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

انتقاد شدید دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال از سیاست‌های جمهوری اسلامی در قبال اعراب و اسراییل


۱۳۹۳/۵/۳ - ۱۰:۴۰

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


Israel-Palestine-Conflict

بامدادخبر: گروه دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران با صدور بیانیه‌ای درباره‌ی از سرگیری نزاع اسراییلی-فلسطینی در منطقه در هفته‌های اخیر، سیاست خارجی جمهوری اسلامی را در شعله‌ورتر شدن آتش این جنگ موثر دانسته و با انتقاد از این سیاست‌، حمایت حکومت ایران از گروه‌ تروریستی “حماس” را بر خلاف منافع مردم ایران خوانده‌اند.

نویسندگان این بیانیه هم‌چنین کشتار غیرنظامیان از یکو سو و استفاده از کودکان به عنوان «سپر انسانی» از سوی دیگر را محکوم کرده‌اند و ضمن ابراز ناامیدی از تغییر «سیاست خارجی زیان‌بار» جمهوری اسلامی، ابراز امیدواری نموده‌اند که یک «ایران دموکراتیک و آزاد»، ضمن برقراری ارتباط نزدیک با اسراییل، به برقراری گفتگو و صلح میان دو طرف و تشکیل دو کشور اسراییل و فلسطین در چارچوب مرزهای سال ۱۹۶۷ کمک کند.

این گروه سیاسی-دانشجویی در بخش دیگری از بیانیه‌ی خود از بروز رفتارها و گفتارهای نژادپرستانه در میان شماری از ایرانیان به ویژه در شبکه‌های اجتماعی نیز انتقاد کرده‌ و نوشته‌اند که این‌گونه رفتارها «با هیچ منطق و اخلاقی سازگار نیست».

متن کامل این بیانیه را که نسخه‌ای از آن در اختیار بامدادخبر قرار گرفته در ادامه بخوانید.

خاورمیانه‌‌ای که این سال‌ها در آتش سوریه و عراق می‌سوخت یک بار دیگر شاهد تنش و خشونت میان اسراییل و فلسطینی‌ها شده است. در این میان، بعد از بیش از دو هفته جنگ میان اسراییل و شبه‌نظامیان فلسطینی که به کشته شدن صدها نفر شامل غیرنظامیان منجر شده، سیاست خارجی جمهوری اسلامی هم‌چون ۳۵ سال گذشته شعله‌ورتر کردن این آتش به جای خاموش کردن آن است. درحالی‌که از امریکا و اتحادیه اروپا گرفته تا مصر و قطر و ترکیه تمام ابزارهای دیپلماتیک خود را برای برقراری آتش‌بسی هرچند موقت میان دو طرف به کار گرفته‌اند، این علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی است که خواهان مسلح کردن همه‌ی فلسطینی‌ها، هم در غزه و هم در کرانه‌ی باختری با هدف «نابودی نهایی» اسراییل شده است. ادامه‌ی سیاست‌ شکست‌خورده‌ای که تا به امروز نتیجه‌ای جز گسترش بذر نفرت و کینه و جنگ‌های داخلی در کشورهای منطقه از سوریه و عراق گرفته تا اسراییل و غزه نداشته است. امروز نه تنها اسراییل و متحدان بین‌المللی قدرتمندش علیه حاکمان تهران بسیج شده‌اند که بسیاری از مردمان مسلمان کشور‌های منطقه نیز دل خوشی از جمهوری اسلامی ندارند و دولت‌های آنان به تهدیدی جدی علیه ایران تبدیل شده‌اند.

پرسش هنوز این است که این رویکرد، بعد از گذشت بیش از سه دهه و نیم، به راستی چه دستاوردی برای ملت ایران به همراه داشته است؟ و کدام گره از کلاف درهم تنیده انبوهی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی ایران را گشوده است؟ حمایت از گروه‌هایی هم‌چون حماس که برای افزایش خون‌ریزی و تعداد تلفات، مدارس و بیمارستان‌ها را به انبار سلاح تبدیل کرده‌اند و حتی از کودکان برای ایجاد سپر انسانی استفاده می‌کنند، با کدام معیار اخلاقی و سیاسی سازگار است؟

از یاد نبریم که ایران از لحاظ جغرافیای سیاسی از یک سو در محاصره‌ی کشورهای عرب و سنی است و از سوی دیگر برای توسعه اقتصادی و رسیدن به جایگاهی که شایسته ایرانیان است، به تعامل، تجارت و رابطه نزدیک با ایالات متحده امریکا و کشورهای اروپایی نیاز دارد. این در حالی است که در نتیجه سیاست کنونی جمهوری اسلامی، امروز، نه تنها اعراب سنی به دشمنان ایران بدل شده‌اند بلکه امریکا و سایر کشورهای غربی نیز با ارتقای جایگاه اقتصادی و منطقه‌ای ایران به شدت مخالفت می‌کنند.

روی دیگر سکه اما نوع نگاه افکار عمومی به خشونت‌های اخیر در منطقه است. در این ارتباط، آن‌چه در ماه‌های اخیر باعث نگرانی شده است، رفتارهای نژادپرستانه و دین‌ستیزانه‌ی شماری از ایرانیان به ویژه در شبکه‌های اجتماعی است که در قالب توهین و نفرت‌پراکنی نسبت به افغان‌ها، اعراب، یهودیان، بهاییان، و اهل سنت نمود پیدا کرده و تکرار آن‌ها نشانه‌ای از نهادینه شدن این رفتار در میان بخش‌هایی از جامعه ایران است. تردیدی نیست که ریشه بخشی از این مشکل به استمرار سی و پنج سال حکومت کینه‌جو و خشونت‌طلب جمهوری اسلامی و نظام آموزشی برآمده از آن باز می‌گردد که در آن، چیزی جز کینه و نفرت علیه پیروان بسیاری از ادیان و مذاهب ترویج نمی‌شود. این در حالی است که نه تنها فرهنگ دیرپای ایرانی از زمان کوروش به مدارا با پیروان سایر ادیان و مذاهب شهرت داشته که ایرانیان همواره خود را به عنوان ملتی صلح‌جو و آرامش‌طلب در میان موزاییکی از تنوع فرهنگی و دینی در منطقه تعریف می‌کردند.

ما دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران ضمن محکوم کردن کشتار انسان‌ها فارغ از هر نوع دین، جنسیت، آیین، ‌نژاد و رنگ پوست و نیز استفاده از غیرنظامیان و به ویژه زنان و کودکان به عنوان سپر انسانی، بر این باوریم که مردم ایران هیچ منفعتی در حمایت از گروه‌های تروریستی ندارند. متاسفانه سیاست خارجی زیان‌بار و خطرناک کنونی در منطقه خاورمیانه به یکی از بنیان‌های ایدئولوژیک و حیاتی نظام جمهوری اسلامی بدل شده است و تا زمانی که این حکومت و نخبگان آن حاکم هستند امید تغییر آن نمی‌رود.

ما معتقدیم در یک ایران دموکراتیک و آزاد، منافع ملی چیزی جز این نیست که ایران ضمن برقراری ارتباط با اسراییل و داشتن رابطه نزدیک با این کشور، به برقراری گفتگو و صلح میان طرف‌های درگیر در منازعه و تشکیل دو کشور در چارچوب مرزهای چهارم ژوئن سال ۱۹۶۷ یاری رساند تا علاوه بر بیشینه کردن منافع ملی سرزمین‌مان، خاورمیانه نیز بعد از دهه‌ها به ساحل آرامش دست یابد.

اما روی دیگر سخن ما با مردم ایران است که این روز‌ها با وجود همه وعده‌ها برای گشایش در شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، هم‌چنان با کوهی از مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند. اگرچه ۳۵ سال حکومت جمهوری اسلامی تصویری وارونه از فرهنگ و تمدن ایرانی برای جهانیان به تصویر کشیده و اگرچه نظام آموزشی کودکان‌مان در اختیار نهادهایی است که تنها بذر نفرت و اسلام سیاسی را در ذهن نسل‌های بعدی می‌کارند، اما سر زدن رفتارها و گقتارهای نژادپرستانه از سوی بخشی از جامعه با هیچ منطق و اخلاقی سازگار نیست و تنها این شائبه را ایجاد می‌کند که ملت ایران نیز هم‌سو با حاکمان‌شان می‌اندیشند.

امید که روزی به جای خشونت، جنگ و اسلام سیاسی، شاهد آن باشیم که ندای آزادی، دموکراسی و زندگی مسالمت‌آمیز همه انسان‌ها با عقاید مختلف از ایران و خاورمیانه به دنیا مخابره شود.

دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران

مردادماه ۱۳۹۳

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید