https://www.statcounter.com/counter/counter.js website statistics

Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

همه مقصرند؛ جز آقای دزد!


2014/10/28 - 7:06

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


سلمان سیما

Salman-Sima

مدت‌ها پیش فامیل ما به همراه خانواده به مکه رفت؛ مدت زمانیکه مکه بود به خانه اشان دزد آمده بود. بعد که از مکه آمدند و دیدند‌ای داد و هوار خانه را دزد زده است؛ به کلانتری محل اطلاع دادند و تحقیقات آغاز شد. پلیس معتقد بود که دیوارهای حیاط کوتاه است و لذا دزد از حیاط خانه آمده است. سرهنگی که رئیس کلانتری بود می‌گفت: خوب تقصیر خودتان است که دیوار‌ها نرده ندارد. بهتر است که نرده‌ای برای دیوار‌ها بکشید. چند روز بعد نرده‌های محافظ کشیده می‌شود. خلاصه اینکه پس از اتمام حاجی بازی‌ها و دید و بازدید‌ها و در یکی از شب‌ها در حالیکه هنوز تعدادی سوغاتی گران قیمت و… در خانه بوده است؛ این فامیل ما می‌رود جای دیگری مهمانی. در این چند ساعت دوباره دزد خانه اشان را می‌زند. از مهمانی برگشته و عصبانی می‌شوند. دوباره کلانتری در جریان قرار می‌گیرد و دوباره شکایت انجام می‌شود. تیم ویژه‌ای برای انگشت نگاری و تحقیقات و… می‌آید. جناب سرهنگ می‌گوید: این نرده‌ها به اندازه کافی نمی‌تواند از ورود دزد ممانعت کند. بهتر است از نرده‌هایی که بالایش شیشه دارد و دزد نمی‌تواند به سادگی از نرده‌ها بالا برود، استفاده شود. نرده‌های جدید خریداری می‌شود و مطابق دستور پلیس محل عمل می‌شود. بعد از چندین ماه این فامیل ما با خانواده به کربلا می‌رود و سعی می‌کنند تا جایی که می‌شود چیز قیمتی در منزل نگذارند؛ در این مدت باز هم دزد به خانه می‌زند ولی خوب چیز زیادی دستگیر آقای دزد نمی‌شود. وقتی که از سفر کربلا به خانۀ دزد زده بر می‌گردند اینبار عصبانی‌تر از همیشه هستند. باز کار به پلیس و کلانتری و شکایت و صورت جلسه کردن می‌رسد. آقای سرهنگ رئیس پلیس ضمن زیارت قبول گفتن و دادن این نظریه که دزد حتما از آشنایان و اقوام است؛ به این فامیل ما می‌گوید: حاج آقا شما که وضع مالی اتان خوب است. چرا خانه را به دوربین مدار بسته مجهز نمی‌کنید؟ این فامیل ما هم عصبانی و خشمگین می‌شود و به جناب سرهنگ می‌گوید: «گویا همه در این دزدی‌ها مقصر بوده‌اند؛ جز خود آقای دزد!» چند سال بعد که یک باند بزرگ دزدی شناسایی و افشاء می‌شود؛ کاشف به عمل می‌آید که‌ای دل غافل خود جناب آقای سرهنگ سر دستۀ دزد‌ها بوده است و برای ورود به خانه از کلید استفاده می‌کرده است.

افزایش اعدام‌ها و اعدام محسن امیر اصلانی و ریحانه جباری و واکنش‌های صورت گرفته به آن‌ها مرا یاد این ماجرا انداخت.   هر‌گاه اعدامی صورت می‌گیرد؛ گروهی برای توجیه کردن آن اعدام بسیج می‌شوند و مقصر را وارونه جلوه می‌دهند. اگر یک شهروند کُرد اعدام شده باشد؛ سریع عکسی با اسلحه از وی را منتشر می‌کنند، اگر فردی به جرم ارائه تفسیر و یا قرائتی متفاوت از قرآن اعدام شود او را به هزار و یک اتهام دیگر متهم می‌کنند. اتهاماتی که حتی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی هم آن‌ها را وارد ندانسته است.  در مورد اعدام ریحانه جباری نیز با افزودن جنبه‌های پلیسی و جنایی شروع به توجیه اعدام وی کرده‌اند. گویا زمین و زمان در اعدام ریحانه جباری مقصر هستند به جز جمهوری اسلامی ایران!

یکی می‌گوید اعدام در جاهای دیگر هم وجود دارد و امری طبیعی است، دیگری می‌گوید چون موضوع ریحانه جباری رسانه‌ای شد اعدام شد. آن دیگری ریحانه را قاتل می‌داند و اعدام را حق او بر می‌شمرد. در مورد قهرمان بودن و یا نبودن؛ و همچنین فاسد بودن و  یا فاسد نبودن ریحانه اظهار نظرات فراوان می‌شود. عده‌ای دیگر وقیحانه فعالین حقوق بشر و اهالی رسانه را هدف قرار می‌دهند و اعدام ریحانه جباری را تقصیر این افراد عنوان می‌کنند. دیگری که استاد حقوق است به اینکه افکار عمومی حکم اعدام و قصاص را که حکمی پذیرفته شده در دستگاه قضایی است زیر سوال می‌برد معترض است و آن را بی‌معنا می‌پندارد. تعدادی هم که دلسوزی اشان بیشتر است و خود نیز از زندانیان سیاسی بوده‌اند با استدلال بر اینکه صدور حکم اعدام مراحل پیچیده‌ای دارد و حکم اعدام به نظر قضات متعدد می‌رسد از اعتماد به دستگاه قضایی سخن می‌گویند و من از خود می‌پرسم چگونه است وقتی قوه قضائیه حکم به زندان این افراد داده است از عدالت خارج شده است و زمانیکه حکم به اعدام ریحانه جباری می‌دهد باید به‌‌ همان سیستم قضایی اعتماد کرد. قاضی پرونده نیز در اوج بی‌شرمی سرویس دادن ریحانه را امری معمول و طبیعی می‌پندارد. در حالیکه پرونده ریحانه جباری بازتاب‌های جهانی پیدا کرده بود و خود جمهوری اسلامی به خوبی از تبعات این اعدام آگاه بود؛ عده‌ای نیز مغموم هستند که چرا کشورهای غربی و رسانه‌های بین المللی به این موضوع واکنش نشان می‌دهند. به دیگر سخن عده‌ای کاسه داغ‌تر از آش شده‌اند و بیش از خود جمهوری اسلامی نگران خدشه دار شدن چهره بین المللی جمهوری اسلامی هستند. البته با نظری به اظهارات سردار احمد وحیدی وزیر دفاع کابینه محمود احمدی‌نژاد در خصوص دفاع از اعدام ریحانه جباری درخواهیم یافت که توجیه‌گران اعدام ریحانه جباری تنها نیستند. دفاع احمد وحیدی از آدم‌کشی زیاد جای تعجب ندارد زیرا که هم خود جنابِ سردار به اتهام آدم‌کشی تحت تعقیب پلیس بین‌الملل قرار دارد و هم مقتول در این پرونده سابقا عضوی از امنیتی‌های نظام اسلامی بوده است. دست آخر عده‌ای نیز هستند که با مقصر جلوه دادن خانواده سربندی، تمام کاسه‌کوزه‌ها را سر این خانواده می‌شکنند.

آن‌چه این وسط کوشش می‌شود تا فراموش شود نقش اساسی جمهوری اسلامی ایران است که اختیار ممات و حیات انسان‌ها را به انسان‌های دیگر واگذار کرده است و گاهی اوقات نیز خودش رأسا بر عهده می‌گیرد. از یاد نبریم که جمهوری اسلامی ایران حکومتی است که از زمان روی کار آمدنش ستون‌های خود را بر ستاندن جان انسان‌ها استوار کرده است و چون نیک‌تر به تاریخ بنگریم حتی قبل از پیدایشش با به آتش کشیدن سینما رکس آبادان جان‌های بسیاری را گرفت. حال اصلا فرض کنیم که ریحانه جباری را اپوزیسیون و رسانه‌ها و فعالان حقوق بشر اعدام کردند؛ هزاران هزار انسان دیگر را چه کسی اعدام کرد؟

One Response to همه مقصرند؛ جز آقای دزد!

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید