Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

جنبش دموکراسی‌خواهی در چین ۱۹۸۷ تا ۱۹۸۹


۱۳۹۳/۸/۱۱ - ۱۲:۳۰

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


لستر کورتز (استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه جرج میسن)

Lester-Kurtz

خلاصه‌ی مبارزات:

تظاهرات دانشجویان چینی در اواخر سال ۱۹۸۶ و اوایل ۱۹۸۷ از نارضایتی در ابعاد ملی خبر می‌داد. این نارضایتی ناشی از سطح بالای فساد در حکومت، تورم و افزایش نابرابری درآمد‌ها بود. نوشته‌های امثال “لیژی فنگ” (Fang Lizhi)، فیزیکدانی که جوانان را به درک دموکراسی از پایین ترغیب می‌کرد نیز بی‌تاثیر نبود. دو روز پس از درگذشت دبیرکل سابق حزب کمونیست “یائوبنگ هو” (Hu Yaobang) که اندیشه‌های اصلاح‌طلبانه داشت، در روز ۱۵ آوریل ۱۹۸۹، گروهی مرکب از ششصد استاد و دانشجوی جوان، دسته‌گلی به یاد او در میدان “تیان‌آن‌من” قرار دادند. این میدان، به صورت نمادین، مرکزی برای قدرت سیاسی چینی‌ها است و در نزدیکی دروازه‌ای به همین نام قرار دارد؛ دروازه‌ای که در سال ۱۴۱۷ ساخته شده و به مفهوم صلح آسمانی است. این حرکت سایرین را نیز تشویق کرد که عصر‌‌ همان روز و روز بعد دست به عملی مشابه بزنند. روز دوم، تظاهرات گسترش پیدا کرد و لیستی از مطالبات منتشر شد که در آن خواسته شده بود که به میراث “یائوبنگ هو” توجه شود، میزان دستمزد و دارایی ماموران دولتی افشا شود؛ سانسور مطبوعات متوقف شود؛ دستمزد استادان و معلمان افزایش یابد و هزینه‌های دولتی برای آموزش بیشتر شود. این، آغاز هفت هفته‌ی نفس‌گیر از تظاهرات‌های دانشجویی در میدان تیان‌آن‌من، برگزاری اعتصاب غذا و تلاش برای مذاکره با مسوولان حزب کمونیست بود. در همین حال میلیون‌ها نفر در همبستگی با دانشجویان در حاشیه‌ی شهر‌ها فعالیت می‌کردند.

هم‌زمان با گسترش تظاهرات، اختلافات استراتژیک و ایدئولوژیک میان دانشجویان هم شدت گرفت و جنبش را به دو دسته میانه‌رو و تندرو تقسیم کرد. جنبش‌های مرتبط اما جداگانه معلمان، روزنامه‌نگاران و کارگران در کنار جنبش دانشجویی به وجود آمد. تعداد کسانی که به تظاهرات دانشجویان می‌پیوستند در نوسان بود. ویژگی چند گروهی بودن جنبش اجازه هماهنگی استراتژیک را به آن نداد.

تظاهرات‌ها شکافی را در میان نخبگان طبقه حاکم ایجاد کرد که در آن افراط‌گرایان خواهان افزایش فشار‌ها و سرکوب بودند. قوانین سخت‌گیرانه و حکومت نظامی نه تنها از سطح اعتراضات نکاست بلکه به دامنه‌ی آتش اعتراضات نیز افزود. به ویژه زمانی که دانشجویان با اعتصاب غذای خود توجه جمعیت‌های منطقه‌ای را به حرکت خود جلب کردند.

سرانجام در چهارم ژوئن، رژیم به نیروهای نظامی و صد‌ها تانک و زره پوش دستور داد که میدان را محاصره کنند و به سوی تظاهرات‌کنندگان بی‌سلاح و حتی روزنامه‌نگارانی که که مشغول گزارش رویداد‌ها بودند آتش گشودند تا به همه اقشار جامعه پیام بفرستند که در‌ها برای اصلاحات دموکراتیک بسته است. بسیاری از تظاهرکنندگان کشته شدند، بقیه یا ساکت شدند، یا به زندان رفتند و تبعید شدند، اما این لحظه تاریخی فراموش نشد.

تاریخ سیاسی:

جنبش دانشجویی سابقه‌ای طولانی در تحولات سیاسی چین دارد. از سلسله “هان” تا “سانگ” و نیز “جیگ”، جنبش دانشجویی از اهداف بزرگی حمایت کرده است. از حیات ملی گرفته تا تمامیت ارضی و عدالت اجتماعی و حکومت صالح. دانشجویان اتفاقات بزرگ سیاسی را در چین مدرن رقم زدند از جمله جنبش چهارم ماه می‌ در سال ۱۹۱۹ که با بندهای معاهده ورسای مخالفت می‌کرد و با بسیج ملی، گسترش نفوذ حزب کمونیست را در این کشور تسریع کرد.

جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹ با پیروزی انقلابیون کمونیست بر ملی‌گراهای “کومین تانگ” و عقب‌نشینی آن‌ها به تایوان تاسیس شد. حزب جدید کمونیست چین، تغییرات بزرگی در زندگی چینی‌ها ایجاد کرد. این تغییرات از طریق اقتصاد برنامه‌ریزی‌شده متمرکز، اصلاحات ارضی و توزیع مجدد زمین میان رعیت‌ها پیگیری شد و موجی از تغییرات فرهنگی را هم به همراه آورد که تلاش می‌کرد فرهنگ سنتی چین را از بین ببرد. برنامه «گام بزرگ رو به جلو» که ده سال پس از شکست ملی‌گرایان آغاز شد نه تنها اقتصاد را به سرعت صنعتی کرد بلکه به بزرگ‌ترین قحطی تاریخ هم بدل شد که میلیون‌ها کشته بر جای گذاشت. در دهه‌ای که از سال ۱۹۶۶ آغاز شد، انقلاب فرهنگی تحولات بزرگی را در کشور سبب شد. در همین زمان حزب کمونیست، کنترل دولت و از این طریق کنترل اقتصاد و نهادهای فرهنگی-اجتماعی چین را هم به دست گرفت. “دنگ شیائوپینگ” Deng Xiaoping که طی برنامه انقلاب فرهنگی تحقیر شده بود با مرگ مائو به قدرت رسید و تلاش کرد دست به یک سری اصلاحات بزند. “ژائو ژیانگ” (Zhao Ziyang) را به نخست‌وزیری و “هو یائوبنگ” (Hu Yaobang) را به دبیرکلی حزب ارتقاء داد. هرچند که بعد‌ها او با هر دو آن‌ها مخالف شد و آن‌ها را به سبب دور سریع اصلاحات که خود را ابتدا طرفدار آن می‌خواند، مقصر دانست.

کسری طولانی‌مدت بودجه دولتی از سال ۱۹۸۵، قیمت کالاهای مختلف به ویژه مواد غذایی را به شدت افزایش داد -تا پنجاه درصد در یک سال. فساد گسترده، امتیازات ویژه‌ای که به فرزندان مسوولان رده‌بالای حزب کمونیست داده می‌شد، فضای متفاوتی را ایجاد کرد. اگرچه رسانه‌ها به شدت تحت نظارت بودند، در راستای تلاش‌های اصلاح‌طلبانه که در راس حزب سعی می‌کرد چهره حزب را بازسازی کند، رسانه‌ها اخبار مربوط به فساد را منتشر کردند. این کار به دامنه‌ی نارضایتی‌ها افزود. قشر فرهنگی چین و روشنفکران که به صورت سنتی مسوول اعتراضات بودند، نوشتن مقاله درباره دموکراسی و نامه‌های سرگشاده به کمیته مرکزی حزب و شورای حکومتی را آغاز کردند.

تظاهرات “تیان‌آن‌من” بخشی از جنبش بزرگ دموکراسی‌خواهی در چین بود. این جنبش چند-بُعدی در سال ۱۹۸۹ در میان چند سالگرد مهم قرار گرفته بود. سالگرد انقلاب فرانسه، هفتادمین سالگرد جنبش چهارم میو چهلمین سالگرد تاسیس جمهوری خلق چین. این جنبش در چین کمونیست منحصر به فرد بود، جایی که اختلاف عقیده به سرعت سرکوب می‌شد، این جنبش توانست به سرعت دور بگیرد و دانشجویان را بسیج کند و تا اندازه‌ای سایر چینی‌ها را نیز در سراسر کشور و به ویژه در پایتخت، ترغیب کند تا به آن بپیوندند.

“دنگ شیائوپینگ” (Deng Xiaoping) که پیش‌تر “هو یائوبنگ” را طرد کرده بود، “ژائو ژیانگ” را به سبب ملایمت با تظاهرکنندگان از کار برکنار کرد و از موضع سرسختانه به مقابله با تظاهرکنندگان “تیان‌آن‌من” برخاست. بر اساس اسنادی که به خارج از دفتر حزب قاچاق شد، “دنگ” با گذشت زمان علیه دانشجویان سرسخت شد. او ۱۳ می‌، دو روز پیش از ورود صدر هیأت رئیسه شوروی، گورباچف، به اعضای کمیته مرکزی حزب کمونیست می‌گوید: «نمی‌توانیم بیش از این دست روی دست بگذاریم، این جنبش زیادی طولانی شده. الآن یک ماه است.»

کنش‌های استراتژیک: 

دانشجویان اعلام کردند که از ابزارهای بی‌خشونت استفاده می‌کنند، چرا که به دنبال قدرت نظامی نبودند و پیش‌بینی می‌کردند که استفاده از خشونت بهانه‌های زیادی برای سرکوب جنبش‌شان در اختیار رژیم قرار می‌دهد. علاوه بر آن جنبش به دنبال سرنگونی حکومت نبود و دانشجویان احساس می‌کردند مطالبات‌شان از مسیرهای غیر مسالمت‌آمیز برآورده نمی‌شود.

نظریه‌پردازان مبارزات بی‌خشونت، جین شارپ و بوریس جنکینز که در زمان تظاهرات‌ها در پکن حاضر بودند، زمانی که از مشارکت‌کنندگان درباره استراتژی‌شان پرسیده بودند، جواب‌های متناقضی دریافت، و نتیجه‌گیری کرده بودند که: پیدا کردن رَدی از تفکر استراتژیک در جنبش دانشجویان دشوار است. دانشجویانی که شارپ و جنکینز با آن‌ها ملاقات کرده بودند، با مبارزات بی‌خشونت قبلی آشنایی داشتند، اما به نظر نمی‌آمد درک کاملی از ابعاد تئوریک و استراتژیک مبارزات بی‌خشونت داشته باشند و از سازوکار آن آگاه نبودند.

به عنوان یک شاهد درجه اول دیگر، فرانک نیمینگ می‌نویسد: «فعالین دانشجویی، بی‌تجربه در بسیج جنبش، با دو مشکل اساسی روبه رو بودند. اول اینکه چگونه از درگیری داخلی حزب کمونیست مستقل و جدا بمانند و دوم اینکه چگونه از انتقاد از ساختار سیاسی کشور خودداری کنند؛ عاملی که سرکوب فوری آن‌ها را رقم می‌زد. از طریق شبکه‌های اجتماعی، سازمان‌ها و رسانه‌ها، مشارکت کنندگان دانشجو ابعاد بی‌عدالتی را اول برای سایر دانشجویان تشریح کردند و سپس به بقیه جامعه تعمیم دادند. در مجموع اگر چه جنبش بسیج شد و در غالب گروه‌های کوچک و افراد جلو رفت، اما هماهنگی‌های عمومی وجود نداشت. رهبری بیشتر غیر رسمی بود و در طول دورانی کوتاه، جنبش دست به دست می‌شد. کنش‌های استراتژیک بلند مدت بیش از تاکتیک‌های کوتاه مدت در حاشیه قرار داشت.»

در طی دوران مبارزه، تظاهرکنندگان تیان آن من با سرکوب رسمی فزآینده‌ای مواجه شدند و از طرف دیگربا اقبال عمومی رو به رو بودند. ترتیب زمانی رویداد‌ها به این گونه بود که ابتدا به یاد هویائوبنگ، تجمع‌هایی صورت گرفت. پس از آن تظاهرات دانشجویان با تعداد رو به رشد تماشاچی‌ها ادامه یافت. پس از آن نوبت به تظاهرات روزنامه نگاران رسید. اعتراضی متشکل از ده هزار دوچرخه سوار که در میدان با هم ملاقات می‌کردند و در آخر اعتصاب غذایی که همزمان با بازدید گورباچف برنامه ریزی شده بود. اعتصاب غذا با موجی از حمایت مردمی رو به رو شد. به این دلیل که اعتصاب کنندگان قشرهای مختلف اجتماع را درگیر کرده بودند. در هر مرحله، دانشجویان تلاش کردند بر ضعف‌های سازمانی و نیز فقدان پوشش رسانه‌های دولتی غلبه کنند. دانشجویان تلاش کردند اعتراضات مردمی را در کنش‌هایشان منعکس کنند و رنگ و بویی از بیان چینی ملی گرایی کنفوسیوسی و حتی منابع کمونیستی در کار‌هایشان دیده می‌شد.

در هر مرحله از توسعه جنبش، مامورین حزب کمونیست تلاش کردند که جنبش را سرکوب کنند؛ در حالی که تلاش می‌کردند بر اختلافات داخلی حزب نیز فائق آیند. از صورت جلسه‌های درز کرده حزب معلوم است که آن‌ها به خوبی از رشد وافزایش حمایت عمومی از جنبش دانشجویی آگاه بودند و از بحران و آشفتگی می‌ترسیدند.

مرگ هو امکانی برای بیان اعتراض‌ها و نشان دادن مخالفت‌ها ایجاد کرد و عملا تجمع‌های آرامی را در میدان شکل داد که دانشجویان روحی دموکراتیک را در آن کاشته بودند. آن‌ها با تنظیم و ارائه لیستی از درخواست‌ها در ملاقات با نماینده حزب شروع کردند.

بعد از تظاهرات‌های اولیه، دانشجویان حمایت آن‌هایی را که برای تماشای تظاهرات آماده بودند را نیز به دست آوردند. اگرچه تمایزی میان خود و سایر شهروندان حامی قائل بودند. این حامیان با حضور خود تاثیری بزرگ، در عین حال آرام، در روحیه دانشجویان داشتند. این حضور کار را برای رژیم سخت‌تر می‌کرد. چرا که امکان سرکوب وحشیانه را از آن می‌گرفت. در ابتدا از این رو که تظاهرات غیردانشجویان دشوار بود، دانشجویان خود را به عنوان نمایندگان قشر بزرگتری از عموم مردم معرفی کردند، چرا که امکانی ویژه و به نوعی مصونیت داشتند.

برخی از کارگران بعدا به تظاهرات‌های رسمی پیوستند. این گروه پس از آنکه در سرمقاله روزنامه دولتی «خبر روز» جنبش دانشجویان را حرکت اراذل و اوباش خواند و آن را توطئه‌ای برنامه ریزی شده قلمداد کرد، دست به تظاهرات زدند. این روزنامه موضع دنگ را که- علی رغم بازنشستگی- تلاش می‌کرد اعمال قدرت کند، منعکس می‌کرد. حتی مهم‌تر از بسیج کارگران در حمایت از دانشجویان، برقراری حکومت نظامی و سپس اعتصاب غذای دانشجویان بود. کارگران بر اساس واحد صنفیشان سازمان دهی می‌شدند که نقش اجتماعی- سیاسی مهمی در کنترل جامعه داشت. همه با هم راهپیمایی می‌کردند و پرچم واحد صنفی را حمل می‌کردند که از مسئولیت افراد مشارکت کننده می‌کاست و اعتراضات را از حلقه روزنامه نگاران، دانشجویان و روشنفکران فرا‌تر می‌برد. هر چند که این تاکتیک خطر را برای واحدهای صنفی بالا برد تا جایی که بسیاری از سرپرستان این واحد‌ها را از ترس خطرهای آینده از ادامه سازمان دهی‌ها منصرف کرد.

جنبش علی رغم دغدغه‌های عمومی نظیر فساد در حکومت، کاهش میزان دستمزد‌ها و افزایش بی‌عدالتی‌ها در توزیع امکانات در مناطق مختلف، هرگز به طبقه فرو دست جامعه نرسید. علاوه بر آن سازماندهی غیر متمرکز جنبش که در جاهایی به نفع آن بود، موانعی در برنامه ریزی استراتژیک جنبش ایجاد کرد. ژائو معنقد است: رهبران جنبش و سازمان‌ها که حرکت‌های استراتژیک بلندمدت را پیشنهاد دادند، به سبب آنکه این حرکت‌ها در زمان ارائه به اندازه کافی تندروانه نبود، به سرعت به حاشیه رفتند. اختلاف‌ها میان سازمان‌های مختلف بالا گرفت. به ویژه اختلافی بزرگ میان هسته مرکزی تظاهرات میدان تیان آن من و اتحادیه دانشجویان مستقل که به اتحادیه معروف بودند، پیش آمد؛ اگرچه افراد زیادی در هر دو عضو بودند.

شارپ و جنکین دو درس استراتژیک از مشاهده‌شان از جنبش و مرگ آن را بیان می‌کنند: اول از همه، اشغال بی‌خشونت یک موقعیت فیزیکی خاص، حتی با اررش نمادین، همواره برای معترضان خطرناک است؛ برای اینکه سرکوب و حذف آن آسان است. مهم‌تر از آن، هر چه این مکان ارزش نمادین بیشتری داشته باشد، احتمال آنکه حاکمان شدت عمل داشته باشند بیشتر است. اگر تظاهر کنندگان‌‌ همان طور که یکی از رهبران، کایچی وئر، پیشنهاد داده بود در روز ۲۷ می‌عقب نشینی کرده بودند، می‌توانستند اعلام پیروزی کنند و پیامشان را در پایتخت و حومه آن گسترش دهند. دومین مشکل استراتژیک این بود که سازمان دهندگان نتوانستند در ابعاد بزرگ جمعیتی را برای عدم همکاری با سیستم بسیج کنند، به ویژه گروه‌هایی نظیر خدمات دهندگان شهری، نیروهای نظامی، پلیس و کارگران حمل و نقل و ارتباطات.

تلاش‌های رژیم برای سرکوب جنبش از اولین روز اعتراضات آغاز شد و در طول دوران ادامه یافت. در روز اول پس از مرگ هو حراست دانشگاه پکن سعی کرد اجازه ندهد دانشجویان تجمع کنند و در عرض یک هفته از استان هبی نیروی نظامی به پکن آمد. پلیس ضد شورش بسیج شد و مسئولین به روزنامه‌ها و رسانه‌ها گفتند که حق پوشش اخبار تظاهرات را ندارند. ۲۴ آوریل کمیته مرکزی حزب تشکیل جلسه داد – البته بدون حضور ژیانگ ژائو که عقاید اصلاح طلبانه داشت و در برای سفری دولتی به کره شمالی رفته بود- لی پنگ Li Peng ریاست جلسه را به عهده داشت و جنبش را «اغتشاش» توصیف کرد. دو روز بعد روزنامه دولتی «خلق» سرمقاله‌ای شدید اللحن نوشت.‌‌ همان روز پلیس میدان تیان آن من را تخلیه کرد و به معترضین اجازه بازگشت نداد، هر چند که این، اقدامی موقتی بود.

زیر فشار برای بازگرداندن نظم، حکومت اجازه تشکیل جلسه با نمایندگان رسمی اتحادیه دانشجویان را داد اما نه با اتحادیه مستقل دانشجویی پکن که وئر در آن عضویت داشت. اگرچه ژیانگ ژائو به نمایندگان بانک توسعه آسیا گفت درخواست‌های دانشجویان باید محقق شود، اما او از طرف سایر اعضای کمیته مرکزی حزب که با سرکوب موافق بودند تحت فشار بود و منزوی شده بود. پیشنهاد او برای پس گرفتن سرمقاله ۲۶ آوریل روزنامه «خلق» در رای گیری، چهار به یک شکست خورد و تلاش‌های او برای قانع کردن دانشجویان به ترک تیان آن من هم راه به جایی نبرد. ملاقات دانشجویان با لی پنگ و سایر مسئولین که از تلویزیون هم پخش شد به خوبی پیش نرفت چرا که حکومت حاضر نشد هیچ امتیازی بدهد. دو روز بعد قانون حکومت نظامی در پکن اعلام شد و ۲۵۰ هزار نیرو در اطراف شهر مستقر شدند. دفتر خبرگزاری‌ها و رسانه‌های خارجی بسته و ارتباطات ماهواره‌ای قطع شد.

یک میلیون نفر در روز بعدی تظاهرات شرکت کردند و حکومت نظامی را نادیده گرفتند و در میان نیروهای مسلح شکاف ایجاد شد. صد فرمانده ارشد نظامی به لی پنگ نوشتند که از وادار کردن سربازان به شلیک به سوی مردم معذورند. کنگره ملی خلق چند روز جلو‌تر در روز ۲۲ آوریل فراخوان داده بود تا قانونی بودن حکومت نظامی را بررسی کند. حکومت نظامی از پکن فرا‌تر رفت و لی پنگ و سایرین ژیانگ ژائو را به حمایت از دانشجویان متهم کردند. اتهاماتی که در سطحی وسیع‌تر در جلسات حزب کمونیست مطرح شد و به صورت سندهایی در میان رهبران حزب توزیع شد. حکومت با بازداشت چندتن از رهبران جنبش، انتقاد از مجسمه فرشته آزادی که در میان افراشته شده و نماد جنبش بود و سازماندهی تظاهرات در حومه پکن و در حمایت از سیاست‌های حزب کمونیست، فشار و سخت گیری بر جنبش را تشدید کرد. ارتش هم در میان تظاهرکنندگان نفوذ کرده بود.

China-Tiananmen-Protest-1989

اعتراض و ترغیب:

در عرض یک ماه، جنبش در بیش از هشتاد شهر میلیون‌ها نفر را با خود همراه کرد. طیفی از کنش‌های استراتژیک که بیشتر بر اعتراض و ترغیب دیگران استوار بود تا بر عدم همکاری و یا دخالت در عملکرد رژیم، شامل موارد زیر می‌شد:

• کلاس‌های دموکراسی در محیط دانشگاه که از ۱۹۸۸ به بحث درباره راهکارهای دموکراتیک و نارضایتی‌ها می‌پرداخت.

• نوشته‌های فنگ لیژی Fang Lizhi ستاره‌شناس و متخصص فیزیک نجومی که جوانان را دراواسط دهه هشتاد به تمرین دموکراسی از پایین توصیه می‌کرد. یک نامه از او به یک روزنامه هنگ کنگی که از تشکیل گروه‌های مردمی برای پیشبرد اصلاحات حمایت کرده بود، در مارس ۱۹۸۸ در دانشگاه چاپ شد.

• یک نامه که به امضای بیش از سی روشنفکر رسیده بود، در یک کنفرانس مطبوعاتی برای روزنامه نگاران خارجی مطرح شد. در این نامه رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی درخواست شده بود. نامه دیگری ده روز بعد به امضای بیش از چهل محقق در آکادمی علوم اجتماعی چین رسید.

• وسیله عمده ارتباط پوسترهای دیواری بودند، چرا که رسانه‌های مستقل تحت کنترل دولت قرارداشتند. اگر چه پوستر‌ها گاهی وقت‌ها در رسانه‌ها بازتاب داشت.

• تا ۱۹۸۸ پوسترهای دیواری در دانشگاه پکن برای یک نظام چند حزبی تبلیغ و ازانحصار حزب کمونیست انتقاد می‌کرد.

• در روزهای پس از مرگ هو، در ۳۱۱ دانشگاه در پکن، پوسترهایی با موضوعاتی مثل رسانه‌های آزاد، انجمن‌های آزاد، دموکراسی و فساد دولتی منتشر شدند.

• شعرنویسی بر دیوارهای عمومی و میدان تیان آن من.

• روز دوم ماه می‌یک متن دوازده ماده‌ای بعد از جمع آوری امضاء به کمیته مرکزی حزب کمونیست ارائه شد که در آن درخواست گفتگوی برابر مطرح شده بود. این متن در روزنامه‌های دولتی بازتاب داشت.

• درخواست‌ها با فراخوان‌های مبهمی برای دموکراسی شدت یافت. سپس در سرمقاله ۲۶ آوریل روزنامه خلق، جنبش مورد حمله قرار گرفت و سرانجام طرح استعفای رهبر حزب مطرح شد.

• غیردانشجویان نشانه‌هایی از حمایت نشان می‌دادند بدون اینکه به صورت رسمی به تظاهرات پیوندند. کمک‌هایی از جمله، کمک‌های مالی به دانشجویان و یا در اختیار گذاشتن غذا، بستنی و نوشیدنی و درخواست از پلیس و نیروهای نظامی برای اینکه به دانشجویان اجازه عبور از موانع خیابانی داده شود.

• تظاهرات با پرچم‌هایی از واحدهای صنفی، دانشگاه و یا دبیرستان که بخش اصلی سازمان اجتماعی در چین کمونیست بود، برگزار می‌شد.

• تظاهرات در ۴۱ شهر مختلف برگزار شد.

• استفاده از شبکه تلفنی و طبل برای ارتباط میان گروه‌های پراکنده دانشجویی و همین طور یک بلندگوی بزرگ در میدان تیان آن من

• گروه‌هایی از دانشجویان با بلندگوهای دستی در محله‌های پکن حرکت کرده و مردم را از جنبش و مطالباتشان آگاه می‌کردند. دانشجویان مردم را به حمایت از خود دعوت می‌کردند.

• ساختن مجسمه‌ای از فرشته آزادی و نصب آن در میدان تیان آن من.

• استفاده از رسانه‌ها، از ارگان‌های دانشجویی گرفته تا رسانه‌های بین المللی، برای رساندن پیام جنبش.

کنش‌های عدم مشارکت:

• تحریم کلاس‌ها توسط دانشجویان

• اعتصاب غذا: به ویژه یک اعتصاب در ابعاد بزرگ که از روز ۱۳ ماه می‌آغاز شد و شش هزار دانشجو از ابتدا در آن شرکت کردند. این شاید بزرگ‌ترین اعتصاب غذا در تاریخ باشد.

• نامه‌ای سرگشاده از صد افسر بازنشسته که به قانون حکومت نظامی اعتراض می‌کردند.

• خواست سربازان و حتی افسران به برگرداندن رویشان وقتی که بعد از اعلام حکومت نظامی در بیستم ماه می‌، مردم را در حال رفتن به تیان آن من می‌دیدند.

دخالت‌های بی‌خشونت:

• به دست‌گیری سازمان‌های دانشجویی موجود و تشکیل اتحادیه مستقل دانشجویی دانشگاه‌های پکن و نمایندگان گفتگو.

• تشکیل کمیته‌های اعتصاب غذا و کمیته‌هایی برای حمایت از اعتصاب غذا کنندگان و ادامه آن توسط مرکزیت میدان تیان آن من، پس از اتمام اعتصاب غذا.

• اشغال میدان، شروع با تظاهرات چهاردم آوریل ۱۹۸۹ و ادامه دادن تا سرکوب نظامی جنبش در چهارم ژوئن.

• دانشجویان تونلی انسانی به عرض یک متر میان تظاهرکنندگان و پلیس‌های

مستقر در میدان ایجاد می‌کردند.

وضعیت امروز:

سولینگر می‌گوید سرکوب خشونت آمیز جنبش شاهدی برای ضعف دولت بود. البته عدم توانایی دانشجویان برای حفظ یک جنبش با پایه قوی هم به چشم می‌آمد که نتوانست این دولت ضعیف را به چالش بکشد.

در پایان، دولت تا شرایط ناپایدار فاصله زیادی داشت، اما با طوفانی از واکنش‌های جهانی رو به رو شد. برای مدتی پس از چهار ژوئن، اعتراضات به صورت مخفی و آرام مانند دیوار دانشگاه ادامه داشت و دانشجویان رویکردی – نپرس و نگو- درباره موضع یکدیگر نسبت به حاکمیت پیدا کردند. چند تن از رهبران مهم از کشور فرار کردند، برخی از آنان جنبش‌های مقاومت در تبعید را سازمان دهی کردند؛ از جمله فدراسیون چین دموکراتیک که یان جیاکی، مدیر سابق نهاد مطالعات سیاسی در آکادمی علوم اجتماعی و یکی از حامیان مهم جنبش دانشجویان، مسئولیت آن را به عهده داشت. برخی از رهبران مهم جنبش از جمله کایشی وئر و لینگ چای به دانشگاه‌های آمریکایی و اروپایی نقل مکان کردند.

مسوولان حزب تلاش کردند آسیب‌های داخلی و بین‌المللی آن را کاهش دهند. استراتژی آنان برای این کار به جای اصلاحات سیاسی که در بیداری پس از سرکوب تیان آن من جامعه را فراگرفته بود، تمرکز روی توسعه اقتصادی بود. این استراتژی دولت اقتدارگرا را بر سر قدرت نگاه داشت، اما ده‌ها هزار حرکت اعتراضی پراکنده پس از آن در سراسر چین اتفاق افتاد که ظرف سال‌های اخیر بیشتر هم شده است. نظرسنجی در سال ۲۰۰۸ نشان می‌داد که تعداد قابل توجهی از شهروندان چینی از سمت و سویی که کشور به خود گرفته است، رضایت دارند. در سال ۲۰۰۲، ۴۸ درصد از مردم از اوضاع رضایت داشتند و در سال ۲۰۰۸، ۸۶ درصد. اگرچه پاسخ‌دهندگان شکایت بیشتری از زندگی شخصی و خانوادگیشان داشتند.

تلاش‌های اخیر در استفاده از رسانه‌های نو، نظیر رسانه‌های آن‌لاین، برای اعتراض با موفقیت‌هایی همراه بوده است، اما رژیم هم به شدت در تلاش است و با آن برخورد می‌کند. “چیس‌ ات ال” (Chase et al) معتقد است اگرچه تلاش‌های حکومت برای کنترل اینترنت حتی با وسایل ساده، موفقیت‌آمیز بوده است، اما سرعت توسعه تکنولوژی اطلاعاتی در چین نشان می‌دهد که زمان به سود مخالفان رژیم است.

تلاش‌ها برای شکل دادن یک اپوزیسیون رسمی تا کنون با شکست مواجه شده است. اگرچه در زمان بازدید رسمی بیل کلینتون از چین درسال ۱۹۹۸ که برای امضای کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق سیاسی و بشر صورت گرفت، این ایده تقویت شد؛ اما تشکیل احزاب مخالف در چین ممنوع است. رهبران حزب دموکراسی چین که برای اولین بار ایجاد شد و به سرعت هم با آن برخورد شد، در اواخر سال ۱۹۹۸ حکم‌های زندان بین یازده تا سیزده سال دریافت کردند. اتحاد توسعه چین، که در اصل یک نهاد محیط زیستی است، از فعالیت منع شد. با این همه تا پایان دهه نود، بیش از یک میلیون سازمان غیر دولتی در چین تشکیل شده است.

یکی از تناقض‌های سرکوب توسط رژیم چین این بود که به ایجاد شرایط مناسب برای انقلاب‌های ۱۹۸۹ در اروپای شرقی کمک کرد. در ماه‌های پس از قتل عام میدان تیان آن من در چهارم ژوئیه، شوروی در مرزهای اروپای شرقی‌اش مضمحل شد. انقلاب‌هایی که در آن‌ها، رژیم‌ها یکی پس از دیگری یا به مذاکره با جنبش‌ها مجبور شدند و یا اینکه به برگزاری انتخابات آزاد تن دادند. کاری که گذار به حکومت پس از کمونیسم را تسهیل کرد. یکی از دلایل پیشرفت تاریخی سقوط دیوار برلین در نوامبر ۱۹۸۹، این بود که شوروی از فرستادن نیرو برای حفظ این رژیم‌ها خودداری کرد. رهبر حزب کمونیست آلمان شرقی، اریک هونکر طرفدار «راه حل چینی» بود و آن را برای برخورد تظاهرکنندگان در لیپزیک و برلین شرقی توصیه می‌کرد. او معتقد بود که نیرو‌ها باید جوانان را به آتش ببندد تا اعتراضات سرکوب شود. ظاهرا حتی برخی از مشاوران هونکر غیر عملی بودن پیشنهاد او را می‌دانستند. رییس خشن پلیسِ امنیت که در آن زمان ۸۲ ساله بود، به هونکر گفت: «اریک نمی‌توانیم صد‌ها هزار نفر را بکشیم.»

میخائیل گورباچف در خاطرات‌اش می‌نویسد: «خدا را شکر، رهبری جدید آلمان شرقی این قدر شهامت و به اندازه کافی عقل داشت که کشتار تظاهرکنندگان را متوقف کند.» اصلاحاتی که توسط گورباچف حمایت می‌شد بسیار کمتر از آن درخواست‌هایی بود که دانشجویان چینی مطرح می‌کردند. قیام میدان “تیان‌آن‌من” و سرکوب وحشیانه آن شوک بزرگی را به سراسر سرزمین‌های کمونیستی فرستاد. اگر این جنبش مقدمات گذار چین در سال ۱۹۸۹ را فراهم نکرد، اما شاید به مبارزات بی‌خشونت در دیگر کشورهای دنیا کمک کرده باشد.

————————–

توضیح: متن اصلی این یادداشت در تارنمای «مرکز بین‌المللی مبارزات بی‌خشونت» (ICNC) منتشر شده است.

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید