Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

انقلاب مخملی در چکسلواکی ۱۹۸۹


۱۳۹۳/۸/۱۳ - ۵:۰۷

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


لستر کورتز (استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه جرج میسن)

Lester-Kurtz

خلاصه‌ی مبارزه:

تنها یازده روز بعد از هفدهم نوامبر ۱۹۸۹، زمانی که پلیس ضد شورش، دانشجویانِ تظاهرات‌کننده را در پراگ کتک زد، حزب کمونیست از قدرت عقب‌نشینی کرد و اجازه داد دولت تک-حزبی این کشور سقوط کند. تا ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹، آنچه «انقلاب مخملی» خوانده می‌شود و توسط ائتلاف بی‌خشونت «اجتماع مدنی» رهبری می‌شد، واسلاو هاول را از یک نمایش‌نویس مخالف به رییس‌جمهور دموکراتیک این کشور تبدیل کرد.

رویداد هفده نوامبر با بزرگ‌داشت پنجاهمین سالگرد شهادت “جان اوپلتال” دانشجوی کشته‌شده توسط نیروهای اشغال‌گر آلمان نازی آغاز شد. او به نماد مقاومت مردم چک بدل شده بود. این بزرگ‌داشت از طرف دولت منع شده بود. تظاهرات ضد نازی به اعتراض ضدکمونیستی بدل شد و سرانجام به پیدایش یک جنبش انجامید. پس از آن‌که مراسم رسمی خاتمه یافت، اعتراض‌کنندگان به سوی مرکز شهر پراگ راه افتادند و مسیر خود را تا میدان نمادین ونسسلاس “Wenceslas Square” ادامه دادند تا با پلیس ضدشورشی که آماده برخورد با آن‌ها بود رو‌به‌رو شدند. اگرچه اسناد مخفی مانده، اما به نظر می‌آید یک افسر نیروی امنیتی که در پوشش دانشجویی معترض ظاهر شده بود وانمود کرد کشته شده و شایعه اینکه پلیس یکی از دانشجویان را کشته، آتش خشم معترضان را برانگیخت.

هاول جلسه‌ای فوری برای فعالان سازمان فصل ۷۷ –درباره این سازمان به تفصیل در ادامه توضیح داده می‌شود- در تئا‌تر مجیک لانترن تشکیل داد. حاصل این جلسه اعلام موجودیت «اجتماع مدنی» یا Civic Forum بود. این سازمان، برنامه‌ریزی برای کنش‌های مردمی و تظاهرات‌های عمومی را به عهده گرفت؛ کنش‌هایی نظیر تکان دادن کلید به معنی زنگ پایان کار رژیم از این جمله بود. جنبش یک اعتصاب دو ساعته را ده روز بعد از هفده نوامبر تشکیل داد که نشان‌دهنده وسعت و عمق مخالفت‌ها علیه دولت بود و مذاکرات با نمایندگان حزب کمونیست و دولت را تحت تاثیر قرار داد. این پیشرفت‌های آرام، به استعفای دفتر سیاسی (Politburo) انجامید و سرانجام با شکست حاکمان در انتخابات، حکومتی دموکراتیک پدید آمد.

تاریخ سیاسی:

چکسلواکی بعد از جنگ جهانی اول به عنوان یک کشور مستقل از امپراطوری اتریش-مجارستان، جدا شد. پس از استقلال و همکاری مقطعی با آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، به قسمتی از بلوک شرق تحت حمایت شوروی در اروپای شرقی، تبدیل شد.

در بهار معروف پراگ در سال ۱۹۶۸، اصلاحات وسیعی در حکومت چکسلواکی به وقوع پیوست که الکساندر دوبچِک (Alexander Dubcek) را در راس داشت. اگرچه در برابر اصلاحات دهه ۱۹۸۰ گورباچف در شوروی، اصلاحاتِ بزرگی در جریان نبود، اما حقوق بشر و آزادی مطبوعات تشویق شد و جامعه مدنی فرصتی برای رشد و نمو پیدا کرد. این اصلاحات برای رژیم شوروی در آن زمان بیش از اندازه زیاد بود، و در اوت ۱۹۶۸، نیروهای پیمان ورشو به چکسلواکی لشکرکشی کردند. مقاومت مدنی بی‌خشونت توسط چک‌ها هزینه اشغال را برای شوروی بالا برد و کنترل کامل را برای هشت ماه متوقف کرد. سرانجام، پس از تجاوز ۱۹۶۸، سرکوب‌گر‌ترین رژیم اروپای شرقی به قدرت رسید و اصلاحات پیش از دوران تجاوز را به کلی از میان برد. محدودیت‌های شدیدی بر فعالیت‌های اقتصادی و آموزشی اعمال شد و آزادی بیان حتی در مقایسه با کشورهای کمونیست همسایه نیز به شدت کاهش یافت. آن طور که لاوسون می‌نویسد: در خلال سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۸۹، ۲۵۰ هزار نفر از مردم چک به جرم‌های سیاسی زندانی شدند. ۲۴۳ نفر اعدام شدند، سه هزار نفر در زندان‌ها، کمپ‌های کار اجباری و معادن مردند، چهارصد نفر در تلاش برای عبور از مرز کشته شدند و ۲۲ هزار نفر به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند.

مقاومت علیه حکومت خودکامه در دوران کمونیستی ادامه یافت. از جلسه‌های خانگی که از دهه پنجاه تشکیل می‌شد تا سازمان فصل ۷۷، سازمانی که برای نظارت بر کار حکومت در زمینه حقوق بشر و در قالب کنفرانس هلسینکی ایجاد شد. حلقه‌ای از روشنفکران تشکیل شد. این حلقه، روشنفکران اروپایی را به خود جذب می‌کرد تا در جلسات خانگی سخنرانی کنند. مخالفت با رژیم در ابتدا بیشتر فرهنگی بود تا سیاسی، بعد از سال ۱۹۶۸ به سبب شدت سرکوب حکومت، مخالفت گاهی در تئا‌تر و موسیقی خودنمایی می‌کرد. یک ماه پس از تجاوز شوروی در اوت ۱۹۶۸، موسیقی راک به رسانه‌ای برای بیان مخالفت‌های سیاسی تبدیل شد. از جمله گروه راکی که از مبارزات زیرزمینی مخملی الهام می‌گرفت، “مردم پلاستیکی دنیا” (Plastic People of the Universe) بود. این گروه صورت‌های خود را رنگ می‌کردند و ردای ساتن رومیان باستان به تن می‌کردند و آهنگ‌های اعتراضی خود را به زبان انگلیسی می‌نوشتند. زمانی که در سال ۱۹۷۶ زندانی شدند، واسلاو هاول تلاش برای آزاد شدن‌شان را به عهده گرفت.

Anti-Communist Demonstration in Prague

کنش‌های استراتژیک:

شاخص متمایزکننده کنش‌های انقلاب مخملی، تظاهرات عظیم و متعدد بود. تظاهراتی که تا یک میلیون نفر را در کشور ۱۶ میلیون نفری چکسلواکی به خیابان می‌آورد. همین‌طور تکان دادن کلید در عرصه‌های عمومی به نشانه مقاومت تبدیل شد. بیشتر این طرح‌ها از طرف نمایش‌نامه‌نویس نامی، “واسلاو هاول ارائه می‌شد. دهه‌ها مخالفت زیرزمینی و سازماندهی مخالفت‌ها به صورت پنهانی، در نوامبر ۱۹۸۹ فوران کرد و خاطره‌ی مقاومت دربرابر نازی‌ها و کمونیست‌ها را زنده کرد. جنبش، ریشه‌هایی در ساختارهای موازی داشت؛ به ویژه در تئا‌تر انتقادی، موسیقی و سخنرانی‌های خانگی که در دوره‌ی بد‌ترین سال‌های سرکوب و خفقان، روح مقاومت را در میان روشنفکران و فرهنگیان زنده نگه داشته بود.

بیست و یک سال پس از شکست اصلاحات چک کمونیستی در سال ۱۹۶۸ که با حمله نیروهای پیمان ورشو به پراگ عقیم مانده بود، دانشجویان در یادمان دانشجویی که توسط نازی‌ها کشته شد، به یاد بهار پراگ در سال ۱۹۶۸ و خفقان پس از آن، در شهر تظاهرات کردند. دانشجویان با ماشین‌های آب‌پاش و گازهای اشک‌آور پلیس مواجه شدند، اما با همه‌ی این‌ها دانشجویان کنش‌های دیگری نیز ترتیب دادند. تظاهرات و تجمع‌ها به موازات سازمان‌دهی مردمی در میان دانشجویان و بازیگران، در سراسر کشور ادامه یافت. شایعه‌ی مرگ یک معترض به عصبانیت و سازماندهی بیشتر منجر شد. تظاهرات عظیم، مذاکره با حکومت و رهبران حزب کمونیست، کار را به جایی رساند که دفتر سیاسی را مجبور به استعفا کرد و حکومت جدیدی که غیرکمونیست‌ها در آن اکثریت داشتند، تشکیل شد.

“تیموتی گارتِن اَش” (Timothy Garten Ash) نویسنده بریتانیایی که از نزدیک شاهد انقلاب بود می‌نویسد: «انقلاب مخملی، آرام و کاملا بی‌خشونت، لذت‌بخش و خنده‌دار بود.»

برخی از کنش‌های استراتژیک عمده این کمپین مقاومت مدنی عبارت بودند از:

اعتراض و ترغیب:

• تظاهرات مردم

• تکان دادن کلید به صورت عمومی به عنوان نمادی از زنگ پایان رژیم

• انتشار زیرزمینی نوشته‌های هاول و دیگر روشنفکران

• استفاده از ماشین تحریر و ماشین‌های فتوکپی برای چاپ و انتشار شبنامه‌ها و اعلامیه‌ها و مطالب اعتراضی

• خواندن آهنگ‌های ممنوع‌شده موسیقی‌دان‌های ممنوعه و در تبعید، در تجمع‌های عمومی و چاپ آن در اعلامیه‌ها

• بازیگران و دانشجویان تئا‌تر به روستا‌ها و دیگر مناطق می‌رفتند تا مردم این مناطق را نسبت به کنش‌ها آگاه کنند.

• کاردینال «توماسک» در یک دعای یکشنبه اعلام کرد کلیسای کاتولیک در کنار ملت ایستاده است.

• مذاکره با مقامات حکومتی

• حضور عمومی الکساندر دوبچِک، رهبر اسطوره‌ای اصلاحات ۱۹۶۸ که با تجاوز پیمان ورشو نیمه‌کاره ماند.

• استفاده ماهرانه از رسانه‌ها، از جمله مطبوعات رسمی برای گسترده کردن نارضایتی و اطلاع‌رسانی درباره تظاهرات.

عدم همکاری:

• اعتصاب‌ها و تحریم‌ها توسط دانشجویان، هنرمندان و بازیگران.

• اعتصاب عمومی دوساعته برای نشان دادن این نکته که اعتراضات در ابعاد ملی مطرح است و از سطح دانشجویان بسیار فرا‌تر رفته است.

مداخله‌های بی‌خشونت:

• تظاهرات عمومی و تصرف میدان ونسسلاس که برای مردم جنبه نمادین داشت.

• تظاهراتی که ساختمان پارلمان را محاصره کرد.

وضعیت امروز

پس از گذار دموکراتیک ۱۹۸۹، تلاش‌ها برای آماده کردن پیش‌نویس یک قانون اساسی جدید برای چکسلواکی و دولت فدرال، توسط باقی‌مانده‌های ساختار کمونیستی و دیگران نادیده گرفته شد. شکاف در جمهوری جدید به عاملی بدل شد که اکثرا از آن تحت عنوان «جدایی مخملی» نام برده‌اند. دو کشور مستقل تشکیل شد، جمهوری چک و جمهوری اسلواکی. “وسلاو کلوس” وزیر دارایی و بعدا نخست‌وزیر گفت که اسلواکی یک عقب‌گرد اقتصادی بود. در جمهوری چک، هاول تا سال ۲۰۰۳ در دفتر ریاست جمهوری ماند. «اجتماع مدنی» به حزب‌های سیاسی رقیب تجزیه شد. اقتصاد سوسیالیستی به سرعت خصوصی شد و در ابتدا موفقیت‌های اقتصادی وسیعی نیز کسب شد. شاخه‌ی امنیتی حکومت که به تعبیر هاول، مانند عنکبوتی زشت، تارهای نامریی‌اش را در سراسر جامعه پهن کرده بود، منحل و تجزیه شد. ارتباطات میان نهاد‌های امنیتی و نظامی قطع شد. قوای نظامی از سیاست دور شد و از کمونیسم فاصله گرفت و به قوای تحت کنترل مردم در آمد. در دوره زمام‌داری هاول، نیروهای نظامی به نصف کاهش پیدا کرد و تعداد ژنرال‌ها از ۲۴۰ نفر به بیست نفر کاهش یافت.

هر دو کشور بعد از چکسلواکی، حکومتی پارلمانی و چندحزبی دارند و تا پیش از بحران اقتصادی ۲۰۰۹ رشد اقتصادی سریعی را تجربه کردند. در شاخص توسعه انسانی سال ۲۰۰۹، رتبه جمهوری چک «خیلی بالا» ارزیابی شد و اسلواکی در رده «بالا» طبقه‌بندی شد. جمهوری چک اولین کشور اروپای شرقی بود که به “سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی” (OECD) ملحق شد. این کشور به همراه اسلواکی به عضویت اتحادیه اروپا نیز درآمد. هزینه‌های گذار اقتصادی بالا بود و بسیاری از مردم چک در فاصله میان ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۳ به صورت قابل توجهی قدرت خرید کالاهای اساسی را از دست دادند.

در سال ۱۹۹۷، در دوره پرزیدنت هاول، گروه موسیقی «مردم پلاستیکی دنیا» دوباره دور هم جمع شدند و در تئا‌تر ملی پراگ به همراه نمایشی از تام شِپرد، مورد قدردانی قرار گرفتند. این نمایش با عنوان «راک‌ان‌رول» در شهرهای لندن و نیویورک هم به عنوان جشنی برای پیروزی انقلاب مخملی روی صحنه رفت.

——————————-

* متن اصلی این یادداشت در تارنمای «مرکز بین‌المللی مبارزات بی‌خشونت» (ICNC) منتشر شده است.

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید