Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

آتپور و مبارزه برای دموکراسی در صربستان ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰


۱۳۹۳/۸/۱۴ - ۱۴:۰۶

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


لستر کورتز (استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه جرج میسن)

Lester-Kurtz

خلاصه‌ی مبارزه:

زمانی که گروهی از دانشجویان، سازمان جدید “آتپور” یا «مقاومت» را در اکتبر ۱۹۹۸ بنیان‌گذاری کردند، رژیم دیکتاتوری صرب اسلوبودان میلوسویچ را به دشواری انداخت. فقط دو سال بعد، پس از بسیج مردم برای مقاومت مدنی در شکل‌های متفاوت، میلوسویچ از دفتر کارش برای همیشه بیرون رفت. این مبارزات و مقاومت توسط سازمان “آتپور” سازمان‌دهی شد. مخالفان دموکراتیک صرب (DOS) و “ائتلاف اصلاحات”، میلوسویچ را برکنار کردند و انتخابات پارلمانی در دسامبر سال ۲۰۰۰ را با برتری فاحشی بردند و پس از آن با در دست گرفتن حکومت، دموکراسی را به این کشور جنگ‌زده برگرداندند.

آتپور در ابتدا با هدف ایستادگی در برابر قانونی درباره دانشگاه‌ها در اواخر می‌ ۱۹۹۸ تشکیل شد. این قانون، استقلال دانشگاه‌های بلگراد و آزادی بیان را محدود می‌کرد. آتپور تلاشش را بر هدف برکناری میلوسویچ متمرکز کرد و سایر مسایل را به بعد از رفتن او موکول نمود. استراتژی این جنبش، گذار از فرهنگ سیاسی حاکم بر مردم صربستان بود. “سردیا پوپویک” یکی از رهبران این جنبش می‌گوید: «آرزوی ما تغییر هشیاری سیاسی مردم صربستان است.»

۲۴ سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی روز شکست میلوسویچ در انتخاباتی بود که برای پایان تحریم علیه رژیمش مجبور به برگزاری آن شده بود. کمیسیون انتخاباتی فدرال نتوانست پیروزی وی را اعلام کند و دور بعدی انتخابات بین میلوسویچ و رقیبش ویسلاو کشتونیتسا، وکیلی که کاریزما نداشت اما از وجهه خوبی برخوردار بود، برگزار شد. اعضای مخالف کمیسیون، این تصمیم را فریب‌کاری دانستند و DOC حاضر به پذیرش آن نشد و برای مقاومتی وسیع اعلام آمادگی کرد. پاتریارک پاول از کلیسای ارتدوکس صربستان با میلوسویچ دیدار کرد و از او خواست حکومت را واگذار کند و به صورت رسمی از مقاومت حمایت کرد. در یک تظاهرات در بلگراد، کشتونیتسا از ارتش و پلیس خواست که «از مردم حمایت کنند و نه از یک مرد و خانواده‌اش.» اعتصاب شاغلان در معادن و رسانه‌ها شکل گرفت. یک معدن ذغال‌سنگ در کلوبارا که انرژی مورد نیاز برای تولید برق نیمی از صربستان را تامین می‌کرد هم در اعتصاب فرو رفت. شهردار جدید بلگراد از مردم خواست اعتصاب عمومی کنند.

اعتصاب عمومی به منظور خلع دیکتاتور از قدرت در دو اکتبر شروع شد. اعتصاب ابتدا در بلگراد کم‌اثر بود اما با پشتیبانی استان‌ها، تمام کشور در تعطیلی فرو رفت. با بسته شدن راه‌ها بر اثر راه‌بندان ماشین‌ها، کامیون‌ها و مردم، چند شهر مهم کاملا از کار افتاد و شرکت‌ها و مدرسه‌ها بسته شدند. تهدید به سرکوب و یک لیست ترور هم کار نکرد. اخبار مربوط به تمرد بخش‌های مختلف نیروهای امنیتی شروع به انتشار پیدا کرد. پنج اکتبر، تظاهرات بی‌خشونت سراسر بلگراد را فرا گرفت و مهلتی برای عقب‌نشینی میلوسویچ تعیین شد. کاروان‌های موتوری جاده‌های منتهی به شهر‌ها را اشغال کردند، برخی بولدوزر آوردند تا سنگربندی حکومت برای پراکنده کردن مردم را در هم بشکنند. ساختمان مجلس و رادیو تلویزیون صربستان توسط تظاهرکنندکان بی‌خشونت محاصره شد. رهبران تظاهرات با نیروهای ویژه پلیس در ارتباط بودند و بیشتر نیروهای ویژه حاضر نشدند به مردم حمله کنند. پلیس مرکزی با انتشار اطلاعیه‌ای کشتونیتسا را «رییس‌جمهور منتخب یوگوسلاوی» خواند و تسلیم شد.

صبح روز بعد کشتونیتسا و میلوسویچ در حضور وزیر امورخارجه روسیه با هم دیدار کردند. ایگور لوانوف، وزیر امور خارجه روسیه، بدون داشتن آتوریته، به میلوسویچ گفت اگر استعفا کند با اتهام جنایت جنگی محاکمه نخواهد شد. دادگاه قانون اساسی حکم اولیه خود را تغییر داد و کشتونیتسا را برنده انتخابات و رییس‌جمهور اعلام کرد. پیش از نیمه‌شب، میلوسویچ در تلویزیون ظاهر شد و شکست خود در انتخابات را پذیرفت و در هفتم اکتبر، کشتونیتسا به عنوان رییس جمهور یوگوسلاوی قسم خورد.

تاریخ سیاسی

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ملت «اسلاو‌های جنوبی» یوگوسلاوی -کشوری که پس از سقوط امپراطوری هاپسبورگ بعد از جنگ جهانی اول تاسیس شد- به دورانی از هرج و مرج و جنگ وارد شد. گروه‌های مختلف برای در دست گرفتن کنترل کشور وارد نزاع شدند. رییس‌جمهور صرب، اسلوبودان میلوسویچ از روش‌های وحشیانه‌ای برای محکم کردن پایه‌های رژیم‌اش استفاده کرد. او با شعله‌ور کردن آتش ملی‌گرایی صرب‌ها، به جنگ کروواسی، بوسنی و ناتو رفت و نظامی گسترده برای سرکوب و کنترل داخلی به وجود آورد. او کشور را در شرایطی اداره می‌کرد که با این جنگ‌ها نرخ بیکاری به پنجاه درصد رسید.

پس از مرگ رییس‌جمهور یوگسلاوی، جوزپ برُز تیتو، درسال ۱۹۸۰ که ارتباط نزدیکی با روسیه داشت، تنش در این کشور چندقومیتی، بالا گرفت. بسیاری از اقلیت‌ها به ویژه صرب‌های اسلاویک، کروات‌ها، اسلوون‌ها، مسلمانان بوسنیایی، مقدونی‌ها و مونته‌نگرویی‌ها روزهای آرامی نداشتند.

پس از دو جنگ شکست‌خورده و یک اقتصاد ویران، اعتبار میلوسویچ شکسته شد و در انتخابات نوامبر شهرداری‌ها در سال ۱۹۹۶ ائتلاف مخالفان تحت عنوان زایندو یا همبستگی، اکثریت را در چهل شهر بزرگ برد. کمیته‌های محلی انتخابات که طرفدار میلوسویچ بودند از پذیرش پیروزی مخالفان خودداری کردند. دانشجویان به تنگ آمده از رژیم، روزانه تظاهرات می‌کردند و خواستار به رسمیت شناخته شدن اعتراضات شدند. پس از ۵۵ روز تظاهرات روزانه، یک نماینده از رژیم با نمایندگان دانشجویان دیدار کرد و پذیرفت که کاندیداهای مخالف در چهل شهر به دفترهای کارشان بروند. این پیروزی و از هم پاشیدگی ائتلاف همبستگی، زمینه را برای شکل‌گیری “آتپور” توسط رهبران دانشجویی فراهم کرد.

Otpor-Serbia

کنش‌های استراتژیک:

به جای سازمان‌دهی تظاهرات‌های وسیع خیابانی و یا تشکیل حزب سیاسی، آتپور با تئاترهای خیابانی شروع کرد. این تئا‌تر‌ها اعتراض‌های عمومی بود که میلوسویچ را مسخره می‌کرد و بر تغییر فرهنگ سیاسی تاکید می‌کرد و مردم را به سوی مخالفت با رژیم سوق می‌داد. این کار‌ها به مردم قدرت دیدن آسیب‌پذیری رژیم و غلبه بر ترس و تحریم‌ها را می‌داد.

استراتژی دوم، تشکیل مخالفت‌های مردمی خارج از بلگراد و ساختن یک جنبش غیر متمرکز با تکیه بر فرهنگ مقاومت در مناطق روستایی بود. رهبران آتپور خود به دنبال تشکیل حزب نبودند بلکه با تکیه بر تشکیل جامعه مدنی و فشار بر رهبران احزاب از آن‌ها می‌خواستند که هدف سرنگونی دیکتاتور را دنبال کنند.

دانشجویان آتپور یک “کنگره ملی” خارج از چارچوب احزاب رسمی ایجاد کردند و خود را یک “جنبش ملی” نامیدند. “آتپور” کل کشور را با پوستر‌ها، تی-شرت‌ها و شعارهایی که مشت گره کرده آتپور را نشان می‌داد پر کردند. نماد جنبش، یک مشت گره کرده بود که نسخه مسخره مشت خونین گره کرده میلوسویچ بود. شعارهایی مانند «او تمام است» و یا «الان وقت‌اش است» توجه عمومی را به سرنگونی دیکتاتور جلب کرد. تا می‌ ۲۰۰۰، آتپور خود را در بیش از ۱۰۰ شهر در سراسر کشور سازمان‌دهی کرد و بسیاری را خارج از مرکزیت دانشجویان به جنبش جذب نمود.

یک جزوه برای تربیت مردم با عنوان «مقاومت محلی: چگونه بحران‌های صربستان را صلح‌آمیز حل کنیم» منتشر شد. این جزوه درباره تضعیف ستون‌های حامی رژیم میلوسویچ و به حداکثر رساندن توانایی مخالفان صحبت می‌کرد. هزاران فعال، آموزش دیدند و اعتراضات نمادین غیر متمرکز در سطح کل کشور آغاز شد.

آتپور از مشروعیت فزاینده‌اش به عنوان یک جنبش مردمی برای متحد کردن همه احزاب و معرفی یک کاندیدا در برابر میلوسویچ در انتخابات سال ۲۰۰۰ استفاده کرد. تلاش‌های خشونت‌آمیز نتوانست جذابیتی پیدا کند و مقاومت مدنی بی‌خشونت آن را از صحنه حذف کرد. کنش‌های خشونت‌آمیز به نظر غیرموثر آمد و مورد توجه واقع نشد. (جز آتشی کوچک در ساختمان مجلس، آن هم در روز پایانی تظاهرات)

جنبش از تلاش‌های رژیم برای سرکوب، علیه خودش و به نفع جنبش استفاده کرد. آتپور «تیم‌های واکنش سریع» تشکیل داده بود که از طریق اجتماع وکلا و اعضای سازمان‌های غیردولتی در کلانتری‌ها به تحرکات پلیس واکنش نشان می‌داد و با این کار توجه افکار عمومی را به سرکوب‌ها بیشتر می‌کرد. آتپور همین‌طور از عکس تظاهرکنندگان کتک‌خورده استفاده می‌کرد تا از این طریق به مشروعیت‌زدایی حکومت میلوسویچ کمک کند.

زمانی که میلوسویج پس از انتخابات سپتامبر ۲۰۰۰ از کناره‌گیری از قدرت، سر باز زد، مخالفان، یک استراتژی‌ برای افزایش فشار بر او در روزهای بعد آماده کردند. این استراتژی شامل اعتصابات و تظاهرات‌های عمومی، تحریم مدرسه و راه‌بندان بود. شهردار محبوب شهر “ککت” درخواست راه‌بندانی تمام‌عیار در شهر خودش را کرد. اعتراض و اقناع، جای خود را به عدم همکاری اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داد. سرانجام، جمعیت تظاهرکننده از سراسر کشور راهی بلگراد شد. ساختمان‌های مهم را محاصره کرد. آن‌ها را تسخیر و دیکتاتور را مجبور به استعفا کرد.

برخی از کنش‌های استراتژیک مقاومت مدنی شامل موارد زیر بودند:

اعتراض و اقناع:

تئاتر‌های خیابانی و نمایش‌های کمدی به منظور مسخره کردن دیکتاتور و با هدف کلی تغییر فرهنگ سیاسی و گسترش مخالفت علیه میلوسویچ

استفاده گسترده از نماد‌ها در پوستر‌ها و نمایشگاه‌ها، تی‌شرت‌ها، جزوات و برنامه‌های تلویزیونی

تظاهرات بزرگ و رژه‌های گسترده

سیاست‌های انتخابانی، ائتلاف‌ها و کمپین‌های انتخاباتی

برگزاری کنسرت‌های موسیقی و جشن‌های فرهنگی

توزیع گسترده تبلیغات ضد می‌لوسویچ

استفاده از اینترنت، تلفن‌های موبایل، فکس و رسانه‌های جایگزین برای رساندن پیغام مقاومت و سازمان‌دهی اعتراضات

ارتباطات عمومی و خصوصی با مسوولان امنیتی و کلیسا، رسانه‌ها و رییس اتخادیه‌ها، سیاست‌مداران و دیگران برای بارور کردن متحدان بالقوه و ایجاد شکاف در حکومت

جمع‌آوری امضاء، انتشار بولتن و شبنامه و سخنرانی‌های عمومی و انتشار اطلاعیه‌ها.

کارگاه‌ها و جلسات آموزشی برای فعالان و انتشار جزوات آموزشی

عدم همکاری

اعتصاب‌ها و تحریم‌ها توسط کارگران و دانشجویان، بازیگران، صاحبان مشاغل و هنرمندان

اعتصابات عمومی

ایجاد شکاف در بخش‌های امنیتی به وسیله ایجاد ارتباط با آن‌ها و تقاضای عمومی عدم همکاری آنان

سرپیچی اصحاب رسانه

سازمان‌دهی آتپور خارج از سیستم انتخاباتی

ناظران انتخاباتی موازی و نظام گزارش نتایج برای نشان دادن تخلف‌های انتخاباتی

دخالت‌های بی‌خشونت

ایجاد راهبندان‌های وسیع در خطوط ریلی و بزرگراه‌ها به وسیله ماشین‌ها، اتوبوس‌ها، کامیون‌ها و جمعیت زیاد مردم برای متوقف کردن روند عادی اقتصاد و سیاست و نشان دادن روش‌های موازی قدرت و تضعیف قدرت سیاسی رژیم

اشغال فیزیکی فضای اطراف ساختمان‌های کلیدی و مهم مانند تلویزیون و مجلس، در برخی موارد اشغال ساختمان بدون کاربرد خشونت

استفاده از بولدوزر برای جمع‌آوری موانع و سنگرهایی که پلیس برای اختلال در تظاهرات درست کرده بود که بعد‌ها به نماد مقاومت نیز بدل شد.

وضعیت امروز

پس از پیروزی DOS در انتخابات دسامبر ۲۰۰۰ و به دست گرفتن حکومت، تحریم‌های بین‌المللی برداشته و قانون اساسی جدیدی نوشته شد تا جای حکومت اقتدارگرای میلوسویچ را بگیرد. میلوسویچ شش ماه بعد از به قدرت رسیدن کشتونیتسا، به جرم جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی در سال ۲۰۰۱ دستگیر شد. او در دادگاهی که به منظور رسیدگی به کار‌هایش در لاهه برگزار شد شرکت کرد تا اینکه در سال ۲۰۰۶ درگذشت.

گذار، خیلی آرام نبود. هر چند ائتلاف DOS برای سرنگونی میلوسویچ اتحاد کامل داشت اما فرا‌تر از آن اختلافات بزرگی هم داشت. رییس‌جمهور کشتونیتسا مجبور بود به دولت ائتلافی تکیه کند و رقابت بین او و نخست‌وزیر DOS، “زورات دیندیک” به اختلاف نظر‌ها بر سر اجرای اصلاحات تبدیل شد. دو نهاد مهم در جامعه صرب‌ها یعنی کلیسای ارتدوکس صربستان و نطامی‌ها از حذف میلوسویچ حمایت می‌کردند اما نسبت به اصلاخاتی که جایگاه آن‌ها را در فرهنگ سنتی مردم صربستان تضعیف می‌کرد خوش‌بین نبودند. در سال ۲۰۰۳، گروهی از ملی‌گرایان و نیروهای امنیتی سابق، نخست‌وزیر را ترور کردند. البته این اقدام، منجر به ریشه‌کن شدن جنایات سازمان‌یافته و اجرایی شدن اصلاحات دموکراتیک شد. در سال ۲۰۰۶، مونته‌نگرو از یوگسلاوی جدا شد. اتحاد صربستان و مونته‌نگرو، پس از رفراندوم جدایی، رای آورد.

پس از سه تلاش برای انتخاب رییس‌جمهور، هر بار به دلیل کافی نبودن آرا، در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴، سرانجام “سالاحات بوریس تدیک” به ریاست جمهوری رسید و بسیاری از بقایای رژیم میلوسویچ را پاکسازی کرد.

تلاش‌های صربستان برای پیوستن به اتحادیه اروپا با موانعی همراه بود که بیشتر مربوط به استرداد افسران سابق و جرایم آن‌ها در کشتار غیرنظامیان بود. اما در فوریه ۲۰۱۰ موافقت‌نامه‌ای بین اتحادیه اروپا و صربستان امضاء شد که احتمالا به پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا منجر می‌شود.

————————————————–

* متن اصلی این یادداشت در تارنمای «مرکز بین‌المللی مبارزات بی‌خشونت» (ICNC) منتشر شده است.

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید