Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

چرا غیر خود را بیمار می‌خوانند؟


۱۳۹۳/۸/۱۴ - ۱۷:۴۶

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


مجید محمدی

 Majid Mohammadi

 تبیین مذهبی پدیده‌های اجتماعی و طبیعی: توصیه در لباس تبیین

بیمار معرفی کردن کسانی که دستورات شرع را رعایت نمی‌کنند پدیده‌ی تازه‌ای در چهار دهه‌ی اخیر در ایران نیست. اسلام‌گرایان شیعه ۴۰ سال است به کسانی که مثل آن‌ها نیستند توهین می‌کنند و غیر از خود همه را اهل جهنم و حرام لقمه و بی‌غیرت و بی‌بند و بار و بیمار (و هر صفت بد دیگری که تصور کنید) می‌خوانند. این‌گونه توهین‌ها فقط به انصار حزب‌الله و بسیجیان و فرماندهان نظامی محدود نمی‌شود بلکه فیلسوف رسمی نظام می‌گوید: «فرد بی‌حجاب بیمار است.» (جوادی آملی، رجانیوز، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱) بنابراین بیان این نکته از سوی حسن روحانی و همکارانش نباید کسی را شگفت‌زده کند.

البته کسانی که به امید حذف گشت ارشاد (از وعده‌های کارزار انتخاباتی روحانی) به رییس دولت رای داده‌اند یا از وی می‌شنوند که نباید افراد را به زور به بهشت برد، انتظار نداشتند که وی بی‌حجابان را مریض معرفی کند.  البته او در دوران انتخابات از تفاوت میان عفت و حجاب سخن می‌گفت تا رای زنان را به خود جذب کند اما امروز ان سخنان را فراموش کرده است. کسانی که از سخن روحانی و نوبخت شگفت‌زده شدند البته باید به تاریخ ۳۶ ساله‌ی جمهوری اسلامی و تاریخ هزار ساله‌ی روحانیت شیعه و سبک زندگی و احکام شریعت مراجعه کنند تا دیگر شگفت‌زده نشوند.

فرا‌تر از این موضوع آیا می‌توان کسانی را که احکام یک شریعت خاص یا دستورالعمل‌های خاص دینی را رعایت نمی‌کنند بیمار خواند؟ آیا یهودیان حق دارند مسلمانانی را که احکام آن‌ها را رعایت نمی‌کنند بیمار بخوانند یا این فقط حق مسلمانان شیعه‌ی اسلام‌گرا در ایران است؟ این برچسب از چه نوع معرفت‌شناسی و دیدگاهی به دین ناشی می‌شود؟

تمایزیابی‌های معرفت‌شناسانه

جامعه‌ی علمی و فلسفی بیش از ۲۵۰۰ سال است (تا حدی که می‌دانیم) که تلاش کرده مرز میان علم و دین و فلسفه را روشن سازد. با در نظر گرفته نظریه‌های متفاوت (متمایز یا مکمل بودن این‌ها) مخرج مشترک همه‌ی مباحث این است که کار جامعه‌ی علمی فهم و درک فرایند‌ها و رویدادهای طبیعی و بشری است با اتکا بر مشاهده و تجربه. کار فیلسوفان همین درک است با اتکا به عقل و تحلیل منطقی و عقلانی (البته با تصورات گوناگونی که در مورد عقل وجود دارد). کار پیشوایان دینی هم نه توصیف علمی و عقلانی جهان بلکه ارائه‌ی روش‌هایی برای آرامش‌یابی بر اساس ارتباط با امر مقدس مفروض یا مورد باور است. نه فیلسوف به گردآوری آمار و اطلاعات اقدام می‌کند، نه دانشمند علم تجربی خود را معرض ریاضت و دعا برای کشف علمی قرار می‌دهد و نه پیشوای دینی خدا را در کتب منطق و فلسفه جستجو می‌کند.

اما بخش قابل توجهی از دین‌داران بر خلاف دانشمندان علوم تجربی و فیلسوفان دوران جدید، حیطه‌ی خود را رعایت نکرده و خواسته‌اند هم فلسفه و هم علم را تسخیر و رام کنند و آن‌ها را در خدمت تبلیغات خود قرار دهند. هم‌چنین پیشوایان دینی تلاش کرده‌اند نقش دانشمندان و فلاسفه را نیز بازی کنند و با احادیث و وحی نکات علمی و فلسفه عرضه کنند. تنازع میان علم و فلسفه از یک سو و دین (نهادهای دینی) از سوی دیگر، تاریخی به اندازه‌ی تاریخ علم و فلسفه و دین دارد.

در همین موضوع مورد بحث، اظهار اینکه یک فرد با مشخصات خاصی مریض است (توصیف عالم واقع) کار دین‌داران نیست. دین‌داران اگر در باب هست و نیست هم سخن بگویند محدوده‌ی آن‌ها هستی اموری مثل خدا و رستاخیز و فرشتگان و بهشت و دوزخ است و نه هستی و نیستی اموری که قابل تجربه‌ی حسی و مشاهده‌اند. نسبت دادن مشخصاتی به خدا یا فرشتگان هم کار دینداران است اما نسبت دادن ویژگی‌هایی به امور قابل مشاهده کار علم است. تشخیص اینکه یک فرد بیماری جسمانی یا روانی دارد کار دینداران نیست و در دوره‌ای که این کار دینداران به شمار می‌رفت افراد را با نسبت دادن برخی ویژگی‌ها به آتش می‌کشیدند.

چیزی می‌خواهید، تقاضا کنید

رخدادی در عالم واقع نیست که دین‌داران ادیان ابراهیمی آن را به رعایت و عدم رعایت دستورات خداوند مرتبط نسازند چون خدای آن‌ها همین طور بیکار ننشسته و به مرخصی نرفته است. خدای آن‌ها هر لحظه در کار است: به تماشای عالم نشسته است و در آن دخالت می‌کند. اگر باران کم است و خشک‌سالی دمار از سر آدمیان در می‌آورد باید رو به درگاه الهی آورده دعا و نماز باران بخوانند؛ اگر بیماری دارند باید دعا کنند؛ اگر فقیرند باید از خدا بخواهند در کار آن‌ها گشایشی ایجاد کند. این دین‌داران اگر می‌گویند خدا عالم و قادر مطلق است در واقع دارند به مومنان توصیه می‌کنند که در همه‌ی امور به موجودی که چنین قدرت و دانشی دارد روی بیاورند. بر اساس این نوع نگاه، خدایی که مردم به سراغش نروند کارکرد خدایی ندارد و بر اساس آن نمی‌توان نهاد دینی تاسیس کرد و مردم را به دنبال خود کشید و آن‌ها را مسخر کرد.

این‌گونه مداخله‌ی خدا در کار عالم مبتنی است بر‌‌ همان تصور که امور و رخدادهای این عالم را می‌توان یا باید با دین تبیین کرد. اگر باران و سیل و زلزله اموری این دنیایی هستند که برای آن‌ها باید علل این دنیایی پیدا کرد دیگر لازم نیست از خدا بخواهیم اتفاق بیفتند یا نیفتند یا با گناه کردن یا نکردن موجب وقوع آنان شویم یا از وقوع آن‌ها جلوگیری کنیم. اما اگر رشته‌ی همه‌ی این امور به دست خداست طبعا می‌توان به جای فهم آن‌ها به خدا متوسل شد تا آن‌ها را خواست یا نخواست.

نافرمانی کنید بد می‌بینید

با اتکا به تبیین دینی تمامیت‌خواهانه (در حوزه‌ی معرفت) همه‌ی معضلات و رخدادهای بد زندگی نیز به عدم اطاعت دستورات الهی مربوط می‌شود: گناه زیاد می‌کنید زلزله و سونامی و سیل می‌آید؛ حجاب را رعایت نمی‌کنید طلاق در میان‌تان زیاد می‌شود: “یکی از عوامل مهم طلاق در کشور ما بی‌مبالاتی خانم‌ها در اجتماع است… اگر دختران و مادران سبک زندگی اسلامی را شناخته و به‌ کار گیرند، مشکلات به حداقل خواهد رسید” (علی‌ احمدپناهی، فارس ۲۳ بهمن ۱۳۹۲)؛ به فرزندان‌تان لقمه‌ی حرام می‌دهید معتاد می‌شوند؛ نماز نمی‌خوانید روزی‌تان کم می‌شود؛ به روحانیت پول نمی‌دهید خداوند بر شما خشم می‌گیرد و تصادف می کنید؛ همه‌ی این عذاب‌ها و عقاب‌ها برای این ذکر می‌شوند تا افراد یاد بگیرند از روحانیون اطاعت کنند.

توصیه‌هایی در لباس میش

نکاتی که گفته شد واقعا تبیین نیستند بلکه توصیه‌اند که در لباس توضیح و تبیین ظاهر می‌شوند. وقتی می‌گویند “زنان بی‌حجاب یا کم‌حجاب بیمار هستند” آنها چیزی را توصیف نمی‌کنند بلکه دارند توصیه می‌کنند که “حجاب خود را رعایت کنید تا ما به شما توهین نکنیم”. وقتی می‌گویند “عامل طلاق بی‌مبالاتی خانم‌هاست” (آقایان البته  در این میان نقشی ندارند و همه چیز زیر سر خانم‌هاست!) چیزی را توصیف نمی‌کنند بلکه می‌گویند “خانم‌ها بی‌مبالاتی نکنید وگرنه طلاق‌ها را به شما نسبت می‌دهیم.” وقتی می‌گویند “وقوع زلزله ناشی از گناه کردن است” در واقع وقوع زلزله را با گناه توضیح نمی‌دهند بلکه می‌گویند “گناه نکنید تا ما همه‌ی بدبختی‌های عالم را به شما نسبت ندهیم.”

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید