Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

آیا حجاب زنان ایرانی قابل احترام است؟


۱۳۹۳/۹/۷ - ۰:۱۰

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


مجید محمدی

مجید محمدی

در خبر‌ها آمده بود که نماینده‌ی سیستانی از داور کره‌ای مسابقات کبدی در کمک به یک دختر ایرانی برای حفظ حجاب و احترام وی به حجاب با ارسال هدیه تقدیر خواهد کرد (مهر ۱ آبان ۱۳۹۳). پرسش این است که آیا حجاب زنان ایرانی قابل احترام است؟ برای پاسخ به این سوال نخست باید دید زنان ایرانی چند نوع رابطه با حجاب دارند.

چهار نوع رابطه‌ی زنان ایرانی با حجاب

در ایران چهار نوع حجاب وجود دارد:

حجاب زنانی که واقعا خود به این موضوع باور دارند و در حوزه‌ی عمومی و خصوصی آن را رعایت می‌کنند و خود و خانواده‌شان ربطی به حکومت و قدرت ندارند و به ازای داشتن حجاب منابع و امتیازاتی (مثل شغل دولتی یا مجوز خاص یا وام کم بهره یا مدیریت) از حکومت دریافت نمی‌کنند. به این موضوع هم کاری نداریم که چگونه به این موضوع باورمند شده‌اند؛ سنت خانوادگی بوده است یا یک باره توجه به این امر؛

حجاب زنانی که اظهار می‌کنند به این موضوع باور دارند و در حوزه‌ی عمومی و خصوصی آن را رعایت می‌کنند و به نحوی با حکومت و دولت مرتبط هستند (مثل خانواده‌ی مدیران، روسای شرکت‌ها، خانواده‌ی روحانیون و کسانی که از امتیازات حکومتی و دولتی برخوردارند)؛ این‌ها بیشتر حجاب رسمی حکومت یعنی حجاب بر‌تر خامنه‌ای را می‌پوشند؛

حجاب زنانی که به این موضوع باور ندارند و در حوزه‌ی خصوصی آن را رعایت نمی‌کنند اما در حوزه‌ی عمومی به دلیل مجازات یا برخورد خشن یا اسیدپاشی آن را رعایت می‌کنند و البته به همین دلیل حداقل آن را رعایت می‌کنند؛

حجاب زنانی که برای اطرافیان مشخص است به این موضوع باور ندارند اما نه فقط به دلیل تنبیهات بلکه به دلیل پاداش‌هایش (ازدواج با یک پسر مذهبی یا از خانواده‌ی مذهبی پولدار، گرفتن شغل یا ارتقای شغلی، سفر به خارج با ارز دولتی، بهره گیری خود یا شوهر و پدرش از رانت‌های دولتی) حجاب رسمی مورد نظر حکومت (چادر سیاه) را در حوزه‌ی عمومی رعایت می‌کنند. این زنان در حوزه‌ی خصوصی نیز حجاب خود را رعایت می‌کنند تا مبادا برای خود و مردانشان در بهره گیری از امتیازات دشواری ایجاد شود.

تشخیص اینکه حجاب یک زن محجبه در ایران کدام یک از انواع چهارگانه‌ی فوق است برای اکثر کسانی که آن‌ها را می‌بینند بسیار دشوار است و تنها با اطلاع کامل از باور‌ها و منافع و موقعیت افراد خانواده این تشخیص ممکن می‌شود.

حجاب قابل احترام

از چهار نوع فوق تنها حجاب نوع اول، آن هم در جامعه‌ای آزاد قابل احترام است اما از آنجا که جامعه‌ی ایران آزاد نیست و حجاب اجباری است هیچ یک از انواع حجاب نمی‌تواند قابل احترام باشد. شما به عنوان شهروند نمی‌دانید به حجاب چه کسی احترام بگذارید مگر در محدوده‌ی خانواده و دوستان که می‌دانید چه کسی واقعا به حجاب باور دارد و حجاب وی کاسبی و از سر ترس نیست. حجاب زنان مسلمانی که در ایالات متحده یا اروپا با خواست خود (و نه زور و تهدید پدر و برادر و شوهر) حجاب دارند قابل احترام است نه به این دلیل که دارند حکم خدایشان را اجرا می‌کنند بلکه به این دلیل که پوشش هر کسی قابل احترام است. اگر نمایش هر جزئی از یدن یا پوشیدن هر نوع لباس محترم نباشد طبعا حجاب زنان مسلمان نیز قابل احترام نخواهد بود. اختیاری بودن مقدمه‌ی قابل احترام بودن است.

به همین دلیل آن دسته از زنانی که واقعا به حجاب باور دارند و می‌خواهند همه‌ی آحاد جامعه‌ی ایران و جوامع دیگر به حجاب آن‌ها احترام بگذارند باید خود جنبشی برای حجاب اختیاری ایجاد کنند تا حجاب خود را از حجاب کسانی که به زور حجاب دارند و از آن متنفرند و می‌خواهد از آن هر چه زود‌تر خلاصی یابند متمایز کنند. اتفاقا این‌‌ همان فلسفه‌ی حجاب در چارچوب‌های قرانی (و نه شریعت) است.

چگونه می‌توان به حجاب زنی که تنها برای حضور در مسابقات بین المللی یا گرفتن یا از دست ندادن شغل دانشگاهی یا تحصیل در مقاطع عالی یا به خاطر زورگویی شوهر یا آپارتمان هدیه‌ای پدر شوهر حجابش را رعایت می‌کند و ممکن است از آن متنفر باشد و به او تحمیل شده احترام گذاشت؟ بسیاری از زنان که حجاب خود را تحمیلی می‌دانند اصولا نمی‌خواهند کسی به حجاب آن‌ها احترام بگذارد.

متاسفانه بسیاری از غیر ایرانی‌ها به دلیل عدم اطلاع از اجباری بودن حجاب در ایران و کارهایی که حکومت و متشرعان برای اعمال حجاب اجباری می‌کنند تصور می‌کنند که پوشش زنان انتخاب خود آنهاست و بدان احترام می‌گذارند.

خودخواهی متشرعان

اهل شریعت از همه انتظار دارند که به باور‌ها و سبک زندگی و نوع انتخاب آن‌ها احترام بگذارند در حالی که آنان به همه از جمله همدینان خود از صبح تا شام توهین می‌کنند: زنان بی‌حجاب مسلمان را «بی‌حیا و بی‌عفت» و شوهرانشان را بی‌غیرت می‌نامند؛ کسانی که دین آن‌ها را‌‌ رها کنند مرتد می‌خوانند؛ کسانی که سبک زندگی آن‌ها را نداشته باشند فاسق و کافر می‌خوانند؛ و کسانی را که همدین آن‌ها نباشند نجس (مثل ادرار و مدفوع و خون) می‌خوانند.

اینکه هنوز بیدینان به متشرعان احترام می‌گذارند نشانه‌ی کمال تواضع و گذشت و از خودگذشتگی آنهاست که از حد انصاف هم فرا‌تر می‌رود چون اگر بنا به انصاف و عدالت بود باید آن‌ها نیز اهل شریعت را نجس و بی‌حیا و بی‌غیرت بخوانند. از همین جهت است که کسانی که مورد برچسب‌های اهل شریعت قرار می‌گیرند همواره از نظر اخلاقی بالا‌تر از آن‌ها ارزیابی می‌شوند.

حجاب چگونه قابل احترام می‌شود؟

تنها با لغو حجاب اجباری و آزاد شدن پوشش در ایران است که حجاب آن دسته از زنان ایرانی که به حجاب باور قلبی دارند به پدیده‌ای فردی و انتخابی شخصی تبدیل و لذا قابل احترام می‌شود. این احترام البته مختص حجاب نخواهد بود. بیکینی و دامن کوتاه و پیرهن تاپ و شورت کوتاه زنان نیز قابل احترام است. بدون آزادی انتخاب نوع پوشش مطالبه‌ی احترام به یک نوع خاص آن بی‌معنی و زیاده خواهانه است.

اما حجاب (غیر از حجاب اجباری در نظام‌های تمامیت‌خواه اسلام‌گرا) هیچ‌گاه قابل تقدیر نخواهد شد چون انواع دیگر پوشش نیز قابل تقدیر نیست. هر کس حق دارد لباسش را انتخاب کند و تقدیر آن کاری است بی‌معنی مگر مادری از لباس خاص فرزندانش که مورد نظر خودش بوده تقدیر کند یا دوستی برای خوشامد دوست دیگر چنین کاری را انجام دهد که این مسئله‌ای شخصی و احساسی است.

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید