Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

چهار مبنای سیاست‌گذاری و پنج سیاست کلان و به هم پیوسته‌ جمهوری اسلامی


۱۳۹۳/۱۲/۱۰ - ۱۸:۳۳

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


 مجید محمدی

Majid-Mohamadi-New

جمهوری اسلامی خلاصه می‌شود در جاه‌طلبی، فساد، فرقه‌گرایی و تبعیض

 سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی عبارتند از دشمنی کینه‌توزانه با غرب، تبعیض علیه زنان و اقلیت‌ها و غیر خودی‌های شیعه، تلاش برای دست‌یابی به سلاح‌های کشتار جمعی، شیعی‌گرایی و تحمیل سبک زندگی و ایدئولوژی اسلام‌گرایان بر کلیت جامعه.

 اگر نگاهی به سخنان علی خامنه‌ای در ۲۶ سال گذشته و قبل از آن به سخنان خمینی برای یافتن سیاست‌های مورد تاکید آنها که سیاست حکومت هم بوده بیندازید به پنج موضوع محوری بر می‌خورید:

۱) دشمنی با ایالات متحده و متحدانش به هر طریق ممکن

۲) مهندسی فرهنگی و اجتماعی

۳) پیشبرد برنامه‌های مربوط به کسب سلاح‌های کشتار جمعی

۴) اعمال تبعیض علیه زنان، هم‌جنس‌گرایان، اقلیت‌های قومی و مذهبی و دگراندیشان

۵) افزایش جمعیت. در دهه‌ی هفتاد که خامنه‌ای همه‌ی رشته‌های کار را در دست نداشت سخنی از افزایش جمعیت نمی‌گفت، دولت‌های رفسنجانی و خاتمی سیاست کنترل جمعیت را به پیش بردند اما خامنه‌ای بعد از حذف عمل‌گرایان و اصلاح‌طلبان از مقامات کلیدی، این سیاست را در پیش گرفت. خمینی در طول دوران زمام‌داری مشوق افزایش جمعیت بود و رشد جمعیت در این دوره به ۳٫۹ درصد رسید.

 ظاهرا رابطه‌ای میان این پنج سیاست دیده نمی‌شود اما هم مبانی و هم روش اجرای این سیاست‌ها به خوبی نشان می‌دهد که این پنج سیاست با هم ارتباط وثیق دارند. در این نوشته ارتباط هر یک از این پنج سیاست را با سیاست‌های دیگر نشان خواهم داد.

 چهار مبنا

هر پنج سیاست در چهار مبنای جمهوری اسلامی ریشه دارند. مقامات جمهوری اسلامی از آغاز تاسیس به دنبال “صدور انقلاب و حمایت از مستضعفان عالم” و بعد “گسترش حوزه‌ی استراتژیک” این حکومت بوده‌اند تا جاه‌طلبی‌های سیاسی خود را ارضا کنند. آن‌ها هیچ مانعی بر سر راه خود در ایران و دیگر مناطق نمی‌بینند و خط قرمزی برای آن‌ها در کسب قدرت و ثروت و منزلت وجود ندارد (مجوز فساد برای خودی‌ها). حکومت به دلیل گران‌بار بودن وزن روحانیون شیعه به دنبال بسط شیعی‌گری است، چه در داخل در مناطق سنی‌نشین (با جابجایی جمعیتی و از اکثریت انداختن سنی‌ها در مناطقی که اکنون اکثریت دارند و چه با تبلیغ مذهبی برای تغییر دین سنیان) و چه در خارج کشور. مبنای چهارم حکومت نیز تبعیض است که هم امتیازات خاصی به روحانیون و پاسداران و بسیجی‌ها می‌بخشد و هم غیرخودی‌ها را از حقوق خویش محروم می‌کند. این مبانی چهارگانه خود را در پنج سیاست زیر متجلی می‌کنند.

 دشمنی با غرب

دشمنی با غرب تحکیم‌کننده‌ی قدرت و ثروت اسلام‌گرایان حاکم است با سرکوب باورمندان به هم‌پیمانی با کشورهای غربی و به جریان انداختن و تحکیم اقتصاد زیرزمینی. مبنای توجیهی و پوشش مهندسی فرهنگ و جامعه، دشمنی با غرب است. روش بروز این دشمنی پیش‌برد برنامه‌ی هسته‌ای، حمایت از تروریسم در منطقه و محدود کردن مبادلات فرهنگی با غرب و محدود کردن اهل فرهنگ در داخل برای مقابله با مصرف کالاهای فرهنگی غربی و حذف منتقدان داخلی است. بسیاری از تبعیض‌ها با این توجیه صورت می‌گیرد که حکومت در زمان مواجهه با دشمنان به همراهان قدرتمند و ثروتمند و نام و نشان‌دار که مراکز کلیدی کشور را در اختیار داشته باشند نیاز دارد. بورسیه‌های غیرقانونی در دانشگاه با همین توجیهات اعطا می‌شوند.

 برنامه هسته‌ای

برنامه‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی قرار است جاه‌طلبی‌های امپریالسیتی مقامات جمهوری اسلامی را برای شکل دادن به امپریالیسم اسلامی آنان برآورده کند. این جاه‌طلبی‌ها صرفا در عکس‌العمل در برابر غرب عرض اندام می‌کنند. بدون دنبال کردن پروژه‌ی دشمنی با غرب، برنامه‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی به تمامه برای جمهوری اسلامی مخاطره‌آمیز و ضرر اندر ضرر بوده گرچه این برنامه در هر صورت برای کشور مخاطره‌آمیز و فاجعه‌بار بوده است. مقامات جمهوری اسلامی می‌گویند این برنامه که تا کنون بیش از صد میلیارد دلار برای آن هزینه شده و صدها میلیارد دلار هم خسارت ناشی از تحریم‌ها را در بر داشته برای تولید برق و ابزارهای پزشکی است اما با سرمایه‌گذاری کمتر از این، می‌شد هم برای مردم ایران در بخش انرژی‌های تجدیدپذیر (باد، سوخت زیستی، و خورشیدی) شغل ایجاد و هم تا صدها سال برق تولید کرد.

 افزایش جمعیت

خامنه‌ای جمعیت ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیونی را نیز برای ارضای جاه‌طلبی‌های خود و حکومت می‌خواهد. ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون جمعیت نه با منابع آبی کشور می‌خواند، نه با رشد منفی اقتصادی چند سال اخیر و نه با میزان ایجاد شغل در کشور که تصویری سیاه از آن در برابر ماست. جمهوری اسلامی بر خلاف سخن حسن روحانی هنوز از رشد منفی اقتصادی خلاصی نیافته و در سال‌های آینده حدود ۴ میلیون نفر به خیل بیکاران آن افزوده خواهد شد. افزایش جمعیت برای قدرت‌نمایی در برابر قدرت‌های بزرگ، افزایش جمعیت شیعیان دنیا، و افزایش جمعیت فقرای کشور، برای تسهیل استخدام نیروی ارزان توسط سازمان‌های سرکوب است.

 ایران نه تنها نمی‌تواند غذای ۱۵۰ میلیون نفر را تامین کند بلکه منابع آبی موجود برای جمعیت موجود نیز با برداشت غیرعلمی آب، کافی نیستند. منابع آبی کشور در حال حاضر به پایین‌ترین سطح خود رسیده و دشت‌ها برای خشک شدن از هم‌دیگر سبقت می‌گیرند. نیمی از حدود ۶۰۰ دشت ایران، دیگر غیر قابل بازگشت هستند (ابتکار، ۲۷ شهریور ۱۳۹۳) و ۷۸ درصد دشت‌ها رو به نابودی (معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا، ۱ مهر ۱۳۹۳). برداشت آب از سفره‌های زیرزمینی به بالای ۸۰ درصد رسیده و تبخیر زیاد، بارش کم و برداشت بی‌رویه، سفره‌های زیرزمینی را هم خالی کرده و سدها را یکی یکی می‌خشکاند. ایران نه تنها در مدیریت اکوسیستم‌های آبی از میان ۱۳۲ کشور جهان رتبه ۱۳۰ را دارد بلکه در مصرف حفره‌های درونی زمین مخرب‌ترین کشور دنیا لقب گرفته است. سفره‌های زیرزمینی از آب به دلیل برداشت بی‌رویه برای کشت محصولات کشاورزی در حال خالی شدن هستند در حالی که ایران فقط  حدود ۴۰ درصد از غذای خود را تولید می‌کند. با حفر بیش از ۶۵۰ هزار حلقه چاه غیرمجاز، بیلان منفی برداشت آب که در سال ۵۷ زیر ۱۰۰ میلیون متر مکعب بوده تا سال ۹۲، ۱۱۰ برابر شده است (ابتکار ۲۷ شهریور ۱۳۹۳). جمعیت کشور تا کنون برای نان، دستش به سوی حکومت دراز بوده؛ حکومت می‌خواهد از این به بعد برای آب هم دست‌ها به سوی مقامات دراز شود.

 مهندسی فرهنگی

همه‌ی هم و غم برنامه‌ی مهندسی فرهنگی رژیم (حجاب اجباری، تفکیک جنسیتی، سانسور، فیلترینگ، پارازیت، جمع‌آوری بشقاب‌های ماهواره‌ای) متمرکز است بر ایجاد یک فرهنگ بدیل “اسلامی” در برابر غرب. از نتایج مهم این برنامه البته ارعاب و کنترل عمومی است اما این برنامه فقط برای کنترل و ارعاب عمومی نیست. بدون دشمنی با غرب این برنامه از اساس بی‌معنا به نظر می‌رسید. طرح حق غنی‌سازی هسته‌ای برای فراموشی همه‌ی حقوق اجتماعی و فرهنگی و سیاسی یک ملت بود.

 اعمال تبعیض

فساد کاست حکومتی، برنامه‌ی هسته‌ای و جاه‌طلبی‌های نظامی در منطقه به سه منبع اصلی صرف منابع کشور در دوران خامنه‌ای تبدیل شده‌اند. این سه منبع اصلی صرف بودجه‌های عمومی همه در خدمت فربه کردن کاست حکومتی از حیث قدرت و ثروت‌اند. ممکن است در دوره‌هایی مثل چند سال اول خاتمی یا یک سال اول روحانی تمرکز بر کاهش تنش در روابط خارجی به دلیل کاهش فشارهای اقتصادی باشد اما مسیر اصلی را اموری تعیین می‌کنند که حکومت پولش را در آنجا مصرف می‌کند. امروز پول حکومت در حوزه‌ی تنش‌زدایی خرج نمی‌شود بلکه در حوزه‌هایی ریخته می‌شود که به برخورد و جنگ منتهی می‌شوند. حکومت برای آن زمان نه به قدرت مردم بلکه به قدرت و ثروت کاست حکومتی متکی است.

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید