Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

سال ۹۴ و چهار بحران


۱۳۹۴/۱/۵ - ۲۰:۵۶

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


محسن سازگارا

Mohsen-Sazegara

سال ۹۴ در شرایطی آغاز شده که چهار بحران در دورنمای ایران قابل مشاهده است:

اول ـ بحران اقتصادی که با کاهش قیمت نفت و تداوم تحریم‌ها و سوء‌مدیریت مزمن، امواج بلندی را در پی خواهد داشت، تا جایی که پاره‌ای اقتصاددانان از آن به عنوان سونامی اقتصادی یاد می‌کنند. نگاهی به قانون بودجه سال ۹۴ نشان می‌دهد که بسیاری از درآمدهای ذکرشده روی کاغذ باقی خواهد ماند و محقق نخواهد شد و چون احتمال کاستن از هزینه‌های جاری هم از سوی دولت روحانی نمی‌رود، بنابراین کسربودجه بزرگ و موج جدیدی از تورم در راه خواهد بود. با کاهش بودجه‌های عمرانی که همواره مهم‌ترین منبع تزریق رونق به اقتصاد ایران بوده و با عدم سرمایه‌گذاری بخش خصوصی داخلی و خارجی و بانک‌ها و همین‌طور مشکل فزاینده واحدهای تولیدی، رشد اقتصادی کاهش می‌یابد و رکودی گسترده، چهره نشان خواهد داد. رکودی که موج بزرگی از بی‌کاری و از دست رفتن مشاغل فعلی را در پی خواهد داشت. خطر دیگری که اقتصاددانان نگران آن هستند، فروپاشی سیستم بانکی کشور است. با توجه به برنگشتن بیش از ۸۰ هزار میلیارد تومان از پول بانک‌ها و زیان‌های هنگفت آن‌ها در بازار بورس و وارد کردن بانک‌ها در بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های غیراقتصادی و زیان‌ده، به خصوص در دوره آقای احمدی‌نژاد، این موسسات روی لبه تیغ راه می‌روند و بسیاری از آن‌ها ورشکسته هستند. در یک بحران اقتصادی، بانک‌ها ممکن است با هجوم مردم برای گرفتن پول‌های‌شان که به هدر رفته مواجه شوند و فروپاشی نظام بانکی کشور آغاز شود. فرآیندی که تنها به چند شورش مردمی و شکستن شیشه‌های بانک‌ها ختم نخواهد شد و تا مدت‌ها چرخش اقتصاد کشور را دچار مشکل خواهد کرد. به این مجموعه باید فساد گسترده در تمام ارکان کشور را هم اضافه کرد که عملا راه بسیاری از اصلاحات محتمل را هم سد می‌کند. متاسفانه تا اینجای کار عملکرد تیم اقتصادی دولت روحانی نشان می‌دهد که مهارت و کارآمدی لازم برای مقابله با بحران‌های بزرگ را ندارد و برای مقابله با باندهای مافیایی ثروت و قدرت هم چاره‌جویی نکرده است. 

دوم ـ ازمنابع مختلف خبر می‌رسد که آقای خامنه‌ای با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کند. باتوجه به بیماری سرطان آقای خامنه‌ای و اینکه پزشکان معتقدند حداکثر دو سال وقت برای زندگی دارد، نبرد زودهنگامی برای جانشینی آغاز شده است. در تاریخ کهنسال ما بحران جانشینی همواره با شاه‌مرگی بروز کرده است. اگرچه یکی از مهم‌ترین کارکردهای نظام سلطنتی موروثی در دنیای قدیم، حل بحران جانشینی بوده است، اما در همین نظام موروثی هم کمتر ولیعهدی بدون بحران به جای پدرش بر تخت نشسته است. در تاریخ اسلام هم با فوت پیامبر یا هریک از ائمه (از امام سوم به بعد) در میان شیعیان و نزد اهل تسنن با مرگ هر یک از خلفا این بحران خود را نشان داده و انشعابات متعددی را در امت اسلامی رقم زده است. یکی از مهم‌ترین کارکردهای دمکراسی‌های مدرن، حل مشکل جانشینی و ادواری کردن حکومت با استفاده از مکانیزم صندوق رای است. چون نظام جمهوری اسلامی دمکراسی نیست و قانون اساسی آن سندی است که استبداد دینی را نهادینه می‌کند، لذا عملا همه امور از جمله کنترل انتخابات با تعبیه مکانیزم شورای نگهبان، در دست رهبری است که عملا تمام ابزار اعمال حاکمیت مردم را هم از آنان سلب کرده است. نه قدرت اقتصادی، نه نهادهای مدنی و احزاب، نه رسانه‌ها، نه قوه قضاییه و نه نیروهای نظامی و انتظامی هیچ‌کدام در کنترل مردم نیست. بنابراین در عزل و نصب حاکمین به خصوص شخص رهبری، در چارچوب نظام جمهوری اسلامی، مردم عملا امکان اعمال حاکمیت ندارند. لذا بحران جانشینی باید در دالان پیچ‌درپیچ جناح‌های حکومتی حل و فصل شود. در محافل سیاسی تهران تاکنون چهار گزینه مطرح شده است: یکی شورای قائم‌مقام رهبری مرکب از هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی و ناطق نوری و حسن خمینی و مجتبی خامنه‌ای که این گزینه شانس بسیار کمی دارد. دیگری شورای قائم‌مقام رهبری مرکب از مجتبی خامنه‌ای و هاشمی شاهرودی و شیخ محمد یزدی که این هم شانس اندکی دارد. هرکدام از این دو شورا بعد از مرگ آقای خامنه‌ای طبیعتا می‌تواند شورای رهبری بعدی شود. گزینه سوم آقای هاشمی شاهرودی است که او هم شانس اندکی دارد و آخرین گزینه مجتبی خامنه‌ای است که امکانات بیت، هم‌دست او است و بخش‌هایی از سپاه به خصوص سازمان اطلاعات سپاه مستقیما با او کار می‌کنند. شخص آقای خامنه‌ای دنبال جانشین کردن مجتبی است. انتخاب شیخ محمد یزدی به ریاست خبرگان و کنار زدن هاشمی رفسنجانی و هاشمی شاهرودی از این منصب، همچون سوت آغاز ماراتن بحران جانشینی بود که در آخرین روزهای سال ۹۳ به صدا درآمد. البته در عمل، بیشترین احتمال را باید به گزینه پنجمی داد که در آن برای مدت اندکی یکی از این گزینه‌ها به خصوص چهارمی جایگزین می‌شود، ولی با عدم انضباط و چنددستگی سپاه و خود بیت رهبری، امکان کنترل کشور را نمی‌یابد و درگیری داخلی و حکومتی فروپاشیده به جای می‌ماند که چندین سال کشور را مبتلا خواهد کرد. بیماری سرطان آقای خمینی و هوس احمدآقا برای حفظ قدرت پدر، به قیمت کنار زدن آقای منتظری و کشتار سال ۶۷ در زندان‌ها تمام شد. این بار هم جان زندانیان سیاسی، رهبران دربند جنبش سبز و مخالفینی در داخل و خارج از کشور که ممکن است حرف‌شان برای مردم راه‌گشا باشد، درخطر است. ضمن این‌که گزینه‌های احتمالی جانشینی که در بالا ذکر کردیم هم در معرض سرکوب و حذف قرار دارند. این بحران جانشینی روی تصمیم‌گیری‌های فعلی مملکت از جمله مذاکرات هسته‌ای تاثیر گذاشته و پیش‌هنگام نمی‌گذارد که روحانی و جناح هاشمی رفسنجانی موفقیت و یا محبوبیتی از این محل داشته باشند. به خصوص که پروژ‌ه‌های هسته‌ای و موشکی هم در اختیار سپاه است. 

سوم ـ بحران سوم، ماجراجویی‌های سپاه و بسیج است. با توجه به امکانات گسترده مالی و نظامی و سابقه دخالت این ارگان‌ها در سیاست و انتخابات، قابل انتظار است که این سازمان‌ها برای داشتن دست بالا در حوادث آتی و به خصوص در امر مهمی چون جانشینی رهبری، دست به سرکوب در داخل و حادثه‌آفرینی در خارج از ایران بزنند. نصب پایگاه‌های موشکی در قنیطره سوریه و ایجاد درگیری با اسراییل، دادن بمب کثیف و سلاح‌هایی این‌چنینی به سازمان‌های تروریستی مثل حزب‌الله لبنان و گسترش فعالیت‌های برون‌مرزی در کشورهای منطقه و ترور مخالفان حکومت، همراه با بزرگ کردن افراد دست‌اندرکار نیروی قدس سپاه، بخشی از این ماجراجویی‌ها است. ماجراجویی‌هایی که تا همین جای کار به قیمت خریدن دشمنی عربستان و جبهه بزرگی از کشورهای اهل سنت تمام شده و استفاده این کشور‌ها از سلاح نفت و قدرت پولی آن‌ها تنها یک بخش از زیان وارده به مملکت ما است. بزرگ‌ترین امپراطوری‌های تاریخ با درگیر شدن در جنگ‌های برون‌مرزی به سراشیب سقوط افتاده‌اند، چه رسد به وضعیت فعلی جمهوری اسلامی که نمی‌تواند حتی آب و هوای پاک برای مردم خود فراهم کند و از هر حیث، آسیب‌پذیر است. حمله به اینترنت و ماهواره و کشف شبکه‌های پی‌درپی خراب‌کاری و تمرین برای سرکوب خیابانی و ایجاد امواج جدید سرکوب و دستگیری نیز اقدامات قابل انتظاری هستند. 

چهارم ـ گسل‌های جنسیتی، طبقاتی، قومی، نسلی و علم وجهل (میان مردم و حکومت)، به اضافه مشکلات ریشه‌داری مثل محیط زیست و نقض گسترده حقوق بشر و انواع نارضایتی‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، در سال پیش رو، بیش از پیش چهره نشان خواهد داد. انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان در ماه اسفند سال ۹۴، زمینه دیگری برای بحران است. در جمهوری اسلامی هم‌واره هر انتخاباتی یک بحران بوده است، اما در سال ۹۴ با توجه به بحران‌های برشمرده شده دربالا، این انتخابات با تنش‌های بیشتری در سطح کشور همراه خواهد بود. 

حوادث آتی می‌تواند خطر یک فروپاشی کامل و درگیری‌های داخلی را درپی داشته باشد. یگانه راه، بسیج جامعه مدنی و به میدان آمدن مردم برای نجات ایران است. به میدان آمدن مردم، نیازمند برنامه‌ریزی، بازسازی نهادهای مدنی سرکوب‌شده، اتحاد میان مخالفان، زائل شدن ترس مردم و امیدوار شدن آنان به آینده و چندین عامل دیگر است که در نوشته دیگری به آن خواهم پرداخت.

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید