Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

مقابله با شکست: زمان آن رسیده که کارت اپوزیسیون ایران بازی شود


۱۳۹۴/۲/۲۰ - ۲۲:۰۶

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


شریل برنارد

Cheryl Benard

مذاکره‏‌کنندگان هسته‌ای آمریکا بر این باورند که با همتایان ایرانی خود به یک موفقیت عمده دست یافته‌اند. برخی تحلیل‌گران با این نظر موافقند در حالی که عده‌ی دیگری خطر‌های بسیاری می‌بینند و در مورد هرگونه تعجیلِ خوش‌بینانه در برپایی جشن، هشدار می‌دهند. هنوز برای اظهارنظر در مورد اینکه آیا این مذاکرات نهایتاً به یک نقطه عطف واقعی تبدیل خواهد شد خیلی زود است. اما مسلم است که برای اولین بار بعد از مدت‌ها تغییری در روابط ایران-آمریکا به نظر ممکن می‌آید.

آیا توافق هسته‌ای واقعاً امضا خواهد شد؟ و آیا نتیجه توافق نهایتاً به عنوان مثالی از دور زدن و گول زدن غرب توسط ایران درخواهد آمد؟ آیا ایران از بار تحریم‌ها‌‌ رها خواهد شد در حالی که هم‌چنان جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود را دنبال می‌کند؟

یا اینکه نهال کوچک همکاری و سازش رشد می‌کند و درخت استواری می‌گردد؟ فرجامِ نتیجهٔ این‌ها پیش‌‏بینی‌ناپذیر است. در عوض، نتیجهٔ تعامل است و بیشتر به اعمال مشخص ایالات متحده بستگی دارد.

به جای مباهات به موفقیت‌های به دست آمده در مورد توافقی که هنوز شکننده است، دولت امریکا باید هم‌اکنون و فارغ از مقاصد بیان‌نشده رژیم ایران، به دنبال راه‌های شکل‌دهی و بهینه‌سازی نتایج آن باشد.

عنصر اصلی در به دست آوردن، حفظ و گسترش بیشتر یک موفقیت واقعی، اپوزیسیون ایران است. متغییری که تا پیش از این، مورد غفلت قرار گرفته است. اپوزیسیون ایران که متشکل از وبلاگ‌نویسان و روشنفکران مستقل اما تاثیرگذار، تجار ثروتمندی که تعلق احساسی به دوران سلطنت دارند، فعالانی با تجربیاتی در زمینه قیام‌های کوچک اما متوالی مردمی و تظاهرات گسترده پایدار و البته اعضای سازمان بحث‌رانگیز مجاهدین خلق است، در حقیقت، یک پایگاه مثال‌زدنی از تعامل بالقوهٔ جامعه مدنی است. اگر قرار است روزنه‌ای که به دنبال پیشرفت مذاکرات هسته‌ای ایجاد شده است مثبت و پایدار بماند لازم است که فرصتی سیاسی و اجتماعی نیز ایجاد شود. و این به نوبه‌ی خود باید توسط نیروهای ایرانی طرفدار دموکراسی به دست بیاید و گسترش یابد.

اینجا است که یک خلاء گیج‌کننده در شناخت ما از ایران آشکار می‌شود. در طول دهه‌های گذشته، کار‌شناسان بیشتر از همه، تلاش خود را بر رمزگشایی ساختار پیچیدهٔ قدرت در نظام ایران (رییس جمهور، رهبر، سپاه پاسداران و غیره) متمرکز کرده‌اند. و قبل و بعد از هر انتخابات به تحلیل شخصیت رهبران جدید می‌پرداختند تا بتوانند آن‌ها را بر اساس مقیاس تندرو یا میانه‌رو طبقه‌بندی کنند.

در همین حین، شهروندان ایران، شکلی از مقاومت مداوم و پایدار را علیه رژیم سرکوب‌گر روحانیون در پیش گرفته‌اند. مقاومتی که شامل بسیاری از کنش‌ها می‌شود: هزاران دیش ماهواره‌ای که روی پشت‌بام‌ها پشت بند رخت‌ها پنهان شده تا تلویزیون‌ها و برنامه‌های خبری ممنوع را به خانهٔ ایرانیان بیاورد (که به نوبه خود نوعی مبارزه مدنی در سطح پایین است)، جنبش ناگهانی «رای من کو؟» در سال ۱۳۸۸ که به دست‌کاری در نتایج انتخابات اعتراض کرد، خبرنگارانی که در زندان اوین ذره ذره آب می‌شوند و فعالان سرسختی که با زندان و شکنجه و اعدام رفقای‌شان دست و پنجه نرم می‌کنند، همگی مثال‌هایی از تلاش‌های پی‌ در پی ایرانیان برای رهایی از شر حکومت دینی است.

در این مورد، ایرانیان شجاعت و استقامت بسیاری نشان دادند. بعضی از گروه‌ها و جنبش‌ها حتی از زمان انقلاب تحت شرایط بسیار سخت و غیرممکنی دوام آورده‌اند. ما زمان زیادی داشتیم تا این گروه‌ها را بهتر بشناسیم. اما در عوض روی نظام تمرکز کردیم و هر زمان که ناامید می‌شدیم به گزینهٔ نظامی برای براندازی رژیم فکر می‌کردیم.

در نتیجه، امروز آگاهی ما در مورد این برگ برندهٔ بالقوه بسیار اندک است. آن‌ها هر کدام چه چیزی را نمایندگی می‌کنند؟ تا چه حد موثرند؟ قادر به انجام چه فعالیت‌هایی هستند؟ اگر روزنهٔ سیاسی یا اجتماعی ایجاد شود، این گروه‌ها به چه کمک‌هایی احتیاج دارند تا موثر‌تر واقع شوند؟

بار‌ها از پاسخ به این پرسش، سر باز زده‌ایم یا بسیار دیر پاسخ داده‌ایم یا خیلی زود نتیجه‌گیری کرده‌ایم و فاجعه‌های متوالی مثل «بهار عربی»، «آزادی» لیبی (و تبدیل آن به یک منطقه فاقد حکومت) و «مخالفان سوری» (و گروه‌های بزرگ ضدغرب و افراط‌گرایان طرفدار داعش) نتیجهٔ مستقیم این غفلت عمدی است.

این اشتباهی است که در مقابله با ایران نباید تکرار شود. اگر حقیقتاً روزنه‌ای وجود دارد باید فراخ‏‌تر شود. اگر ببینیم در‌ها دوباره رو به بسته شدن می‌روند، نیاز به اهرمی داریم تا آن‌ها را باز نگه دارد. راه رسیدن به این منظور باید عاقلانه و با ظرافت و دقت خاص پیش گرفته شود. نباید آن‌چنان تحریک‌آمیز باشد که نظام را بترساند و در عین حال، نباید از موضع ترس باشد طوری که این پیام را برساند که “یا این یا هیچ چیز”، و یا این‌که ما را بازی دهند.

در این فرصت ایجادشده، عاقلانه نیست که یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشاری که می‌تواند توازن را به نفع نتایج مثبت حفظ کند نادیده بگیریم. از همه مهم‌تر این‌که اگر در ‌‌نهایت مشخص شود که همه‌ی این ماجرا تنها بازی جمهوری اسلامی بوده است، ما باز هم نیاز به مقابله و گزینه‌هایی جدید خواهیم داشت.

—————————-

منتشرشده در نشنال اینترست

مترجم: رضا عرب

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید