Widgetized Section

Go to Admin » Appearance » Widgets » and move Gabfire Widget: Social into that MastheadOverlay zone

عیب از اسلام یا مسلمانی؟


۱۳۹۴/۹/۱۳ - ۱۷:۵۷

اشتراک گذاری در بالاترین
اشتراک گذاری در خوشمزه
اشتراک گذاری در فیس بوک
اشتراک گذاری در فرندفید
اشتراک گذاری در توییتر
ایمیل کردن این مطلب


بهزاد مهرانی

mehrani

چند روز پیش دوستی پوستری برایم فرستاد که بر روی آن آیه‌ای از قرآن به زبان عربی و ترجمه‌ی فارسی نوشته شده بود. آیه‌ای از سوره‌ی انفال بود.

“إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى الْمَلآئِکَهِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ”

چنین بود که پروردگارت به فرشتگان وحی فرستاد که من با شما هستم، مومنان را ثابت قدم بدارید، که به زودی در دل کافران هراس می‌افکنم، گردن‌ها و سرانگشتانشان را قطع کنید. (ترجمه بهاالدین خرمشاهی)

هر بار که حمله‌ی تروریستی ِ مرگ‌بار در غرب اتفاق می‌افتد و هر بار که پای خشونت اسلام‌گرایان ِ تندرو در سراسر جهان به میان می‌آید این بحث به میان کشیده می‌شود که سهم اسلام و قرآن و آیات فراوان ِ قتال و جهاد و شهادت و دعوت به کشتن کافران که در قرآن و روایات و ماثورات دینی آمده است در این خشونت‌های تلخ چه‌قدر است. گروهی هم‌نوا با شاعر می‌گویند: اسلام به ذات خود ندارد عیبی/ هر عیب که هست از مسلمانی ما است. این عده معتقد هستند که خشونت ِ رایج در میان ِ اسلام‌گرایان تندرو هیچ نسبتی با اصل اسلام و اسلام اصیل ندارد و ایراد از کج‌فهمی مسلمانان است. این‌ها معتقد هستند که مسلمانان بسیاری وجود دارند که با خواندن قرآن دچار سوءفهم می‌شوند و به کژراهه می‌روند. قائلین ِ به این نظر برای اثبات مدعای خود به جمع کثیری از مسلمانان ِ خشونت‌پرهیز استناد می‌کنند که در عین مسلمانی موافق این رفتارهای تند و خشن ِ بنیادگرایان هم نیستند و می‌گویند که درست است که اغلب تروریست‌ها مسلمان هستند اما این طور نیست که اکثر مسلمانان تروریست باشند. به قول مولانا ایراد از «رسن» و ریسمان ِ قرآن نیست:

زان‌که از قرآن بسی نادان شدند

زین رسن قومی درون چَه شدند

مر رسن را نیست جرمی ای عنود

چون تو را سودای سر بالا نبود

گروهی دیگر اما معتقدند که اشکال از خود اسلام و متون دینی است که مروج خشونت است و به پیروانش امر می‌کند که ناباورمندان به اسلام را از دم تیغ بگذرانند و خونشان را بریزند. این افراد به آیات بسیاری که در قرآن امر به کشتن و قتال می‌کند اشاره می‌کنند و نتیجه می‌گیرند که اسلام اساسا دین شمشیر و خشونت است.

گروه اول سخن از وجود دو قرآن و دو فهم از قرآن می‌گویند و مدعای شان این است که ما دو قرآن داریم؛ قرآن جنگطلبان و قرآن صلح طلبان.

اکبر گنجی می‌گوید:

“بنیادگرایان جنگ طلب و تروریست، با تفسیری غیر معتبر از قرآن، این متن مقدس را به کتاب جنگ و تروریسم تبدیل کرده اند. آنان بدین ترتیب، جنگ میان دینداران و بی دینان، مسلمانان و نامسلمانان، شیعه و سنی، جنگ میان سنیان، جنگ میان شیعیان، و…راه انداخته اند. خدای آنان یک جنگجوی تمام عیار است که جز کشتار و جنگ و تروریسم به چیزی فرمان نداده و نمی دهد. عمل به این قرائت نادرست، نه تنها به خون ریزی های فراوان انجامیده، بلکه چهره ای خشن و وحشی از اسلام و مسلمانان به تصویر کشیده است.”

گروه دوم اما معتقد هستند که این‌گونه سخن‌گفتن به تعبیری “ماله‌کشی” بر روی اصل موضوع محسوب می‌شود و نادیده‌گرفتن “نص” قرآن که به کشتار غیرمومنان در مواردی امر می‌کند.

هر دو سوی ماجرا البته مثال‌های فراوانی برای اثبات مدعای خود دارند که ظاهرا همه‌شان موجه جلوه می‌کند. از یک سو مسلمانان تروریست و بنیادگرایی هستند که تبعات رفتارهای خشونت‌بارشان اظهر من‌الشمس است و انکار آن ناممکن و از سوی دیگر جمع کثیری از مسلمانان هستند که با این خشونت‌ها میانه‌ی چندانی ندارند و اگر ره‌بران معنوی و مذهبی و روحانیون مذاهب اسلامی علی‌الاغلب به شکل مستقیم این کشتار را محکوم نمی‌کنند اما فراوان مسلمانانی هستند که به شدت این حرکات زننده را قبیح می‌شمارند و آن را مذموم می‌دارند.

ظاهرا گویا بین این دو سر طیف به یک تکافو ادله و یکسانی ِ قدرت ِ دلایل رسیده‌ایم به شکلی که به راحتی نمی‌توان اهل اندیشه بود و به یک سوی این دو طیف میل کرد و با قاطعیت از یکی از این نظرات دفاع کرد.

پوستری که آیه‌ای از سوره‌ی انفال بر روی آن نوشته شده بود و در بالا آمد را برای تعدادی از آشنایان خود که مسلمانان معتقدی بودند اما چندان اهل تحقیق و وارسی دین‌شناسانه نیستند فرستادم. همه‌ی آن‌ها جواب‌هایی دادند که تقریبا یک معنا را به ذهن می‌رساند: “این‌ها برای آن دوره‌ی جاهلیت بوده است”، “این آیات به کار امروز نمی‌آیند”، “آیا این آیات واقعا در قرآن وجود دارد؟”، “فکر نکنم چنین آیه‌ای در قرآن باشد”، “باید این آیات را به شکل دیگری فهمید” و پاسخ‌هایی از این دست واکنش‌هایی بود که این آشنایان ِ دیندار ِ غیرمعرفت‌اندیش و غیرتجربت‌اندیش به این آیه نشان دادند.

هیچ کدام از این‌ها نگفتند که این حکم خدا است و در قرآن آمده است پس باید اجرا شود. در واقع این مومنان کسانی بودند که به هر طریق از دستورات الهی ِ مندرج در قرآن سر باز می‌زدند. این عزیزان معتقد نبودند چون این حکم در قرآن آمده است و قرآن هم کلام خدا است پس باید به موجب این حکم الهی از فردا صبح آغاز کنیم و سر و انگشت کافران را قطع کنیم تا مورد عنایت و رحمت “الله” قرار بگیریم. در واقع این‌ها مانند فرزندانی هستند که در عین ارادت و عنایت به والدین – الله- سرپیچی از بخشی از این فرامین این پدر ِ آسمانی را چندان مخالف و معاند دین‌داری ِ خود نمی‌دانند و یا هم‌چون عاشقی که گاهی ترجیح می‌دهد از این معشوق سخت‌گیر و شکاک روی برگرداند و پنهانی با اغیار نیز نرد عشق ببازد رفتار می‌کنند. مسلمان‌بودن در رفتار و منش بسیاری از مسلمان و حتا بیش‌تر پیروان ادیان دیگر این‌گونه نیست که کتاب مقدس‌شان را باز کنند و نعل به نعل همه‌ی دستورات دینی را انجام دهند. اگر قرار بود باورندان به همه‌ی ادیان، کاملا مطابق با دستورات کتاب آسمانی خود رفتار و زندگی کنند بی‌شک جهان دیگر جای زندگی برای هیچ‌کس نبود. بسیاری از مسلمانان حتا یک بار هم قرآن را نخوانده‌اند. چندی پیش با یک مسلمان اهل سومالی صحبت می‌کردم که حجاب اسلامی کامل داشت و می‌گفت در راس همه‌ی ارزش‌های متعالی زندگی برای او ارزش‌های اسلامی است که  ارج و قرب دارد. از او پرسیدم آیا قرآن را خوانده است و با افسوس گفت که هنوز آن را نخوانده است چرا که عربی نمی‌داند و قرآن به زبان سومالیایی نیز پیدا نکرده است و هنوز انگلیسی‌اش نیز در حدی نیست که بتواند ترجمه‌ی انگلیسی ِ قرآن را بخواند. البته سوال من پرسش دقیقی نبود. برای مسلمان‌بودن نیازی به خواندن قرآن و عمل بر مبنای آن نیست. مسلمان خوب بی‌شک مسلمانی است که به همه‌ی قرآن و متون دینی‌اش عمل نمی‌کند هم‌چنان که یک مسیحی یا یهودی یا بودایی ِ خوب نیز چنین است چرا که عمل کردن به متونی که به هزاره‌های قبل تعلق دارد در جهان مدرن نمی‌تواند سودمند و راه‌گشا باشد.

مسلمان خوب و به تعبیری مسلمان خشونت‌پرهیز بسیار فراوان است. مسلمانانی که به همه‌ی توصیه‌های قرآن و اسلام از جمله آیات قتال و یا آیات ضد زن عمل نمی‌کنند و یا از این آیات برداشتی غیرخشونت‌آمیز ارائه می‌دهند و یا مانند آن آشنا می‌گویند که این آیات برای جاهلیت آن دوره‌ی اعراب است.

این‌گونه می‌شود که اساسا بحث از این‌که آیا عیب از اسلام است و یا مسلمانی بلاموضوع می‌شود.

————————–

منتشرشده در وب‌سایت روزآنلاین

5 Responses to عیب از اسلام یا مسلمانی؟

  1. راس الغول Reply

    ۱۳۹۴ آذر ۱۵ at ۹:۵۲ قبل از ظهر

    “پوستری که آیه‌ای از سوره‌ی انفال بر روی آن نوشته شده بود و در بالا آمد را برای تعدادی از آشنایان خود که مسلمانان معتقدی بودند اما چندان اهل تحقیق و وارسی دین‌شناسانه نیستند فرستادم. همه‌ی آن‌ها جواب‌هایی دادند که تقریبا یک معنا را به ذهن می‌رساند: “این‌ها برای آن دوره‌ی جاهلیت بوده است”، “این آیات به کار امروز نمی‌آیند”، “آیا این آیات واقعا در قرآن وجود دارد؟”، “فکر نکنم چنین آیه‌ای در قرآن باشد”، “باید این آیات را به شکل دیگری فهمید” و پاسخ‌هایی از این دست واکنش‌هایی بود که این آشنایان ِ دیندار ِ غیرمعرفت‌اندیش و غیرتجربت‌اندیش به این آیه نشان دادند.”

    هم ایشان و هم آنها از یک درد رنج می برید که چنین سوالاتی را مطرح‌می کنید ولی قادر به پاسخگویی به آن نیستید:‌درد بی سوادی، یا شاید بهتر بگویم درد تنبلی مدرن.
    اگر تنبل نبودید و فکر نمی کردید تمام حقیقت در یک پوستر گفته شد قرآن خود را باز می کردید و یکبار این آیه را در متن می خواندید تا متوجه شوید این آه آید در مورد یک جنگ به خصوص (بدر، واقعه تاریخی) است و نه دستوری برای زندگی هر روزه، و همچنین در ۷ آیه بعد، در همان متن و همان اوضاع چنین آیه ای هست خطاب به کافران:

    إِن تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جَاءَکُمُ الْفَتْحُ ۖ وَإِن تَنتَهُوا فَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ ۖ وَإِن تَعُودُوا نَعُدْ وَلَن تُغْنِیَ عَنکُمْ فِئَتُکُمْ شَیْئًا وَلَوْ کَثُرَتْ وَأَنَّ اللَّـهَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ

    اگر از خداوند داوری می‌خواستید، داوری او برایتان پیش آمد، و اگر باز ایستید برایتان بهتر است، و اگر باز گردید ما نیز باز می‌گردیم و گروه شما، ولو انبوه باشد، به کارتان نیاید، و بدانید که خداوند با مؤمنان است‌

    و معنی آن اینست که اگر کافران از جنگ باز ایستند، مسلمانان هم از جنگ باز می ایستند، که با ایه های زیر از سوره ممتحنه هم سازگار است:

    لَّا یَنْهَاکُمُ اللَّـهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ ﴿٨﴾ إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّـهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَىٰ إِخْرَاجِکُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ ۚ وَمَن یَتَوَلَّهُمْ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ

    خداوند شما را از کسانی که با شما در کار دین کارزار نکرده‌اند، و شما را از خانه و کاشانه‌تان آواره نکرده‌اند، نهی نمی‌کند از اینکه در حقشان نیکی کنید و با آنان دادگرانه رفتار کنید، بی‌گمان خداوند دادگران را دوست دارد
    خداوند فقط شما را از کسانی که با شما در کار دین کارزار کرده‌اند و شما را از خانه و کاشانه‌تان آواره کرده‌اند و برای راندنتان همدستی کرده‌اند، نهی می‌کند از اینکه دوستشان بدارید، و هر کس دوستشان بدارد، آنانند که ستمکار هستند

    قرآن آیات قتال یا آیات ضد زن ندارد. این بارها گفته شده، این طرز تحلیل که چنین مفهومات ثقیلی را از قرآن استخراج می کند مثل اینست که بگوییم قرآن گفته “خدایی نیست”، چون جمله “لا اله” در قرآن آمده. باور ندارید به متن عربی آیه ۱۶۳ سوره بقره مراجعه کنید.

  2. Simin Rafati Reply

    ۱۳۹۴ آذر ۱۶ at ۱۲:۵۳ بعد از ظهر

    عجیب است که اغلب افراد بدون شناخت کافی محال است مثلا راجع به یکی از آثار شکسپیر چیزی بنویسند یا بگویند چون میدانند فهم انگلیسی زمان او و سبک نثر او نیاز به آشنایی با ادبیات و بخصوص ادبیات انگلیسی دارد و بعلاوه به شرایط اجتماعی و تاریخی، متقدمین شکسپیر و بسیاری مسائل دیگر باید توجه کرد تا معنی کارهای او را فهمید. خوشبختانه من تز لیسانسم را راجع به جهاد نوشتم و این آیات را همگی مرور کردم. شان نزول این آیات جنگ بدر بوده و کلا جنگ تدافعی در اسلام کاملا مجاز است. به مسلمانان توصیه نشده که اگر به یک گونه تان سیلی زدند دیگری را جلو بیاورید (هر چند آنان که این توصیه بهشان شده هم تا بحال گونۀ دیگرشان دیده نشده و در مقابل سیلی بمباران میکنند!) بلکه توصیه اینستکه در مقابل متجاوز باید ایستاد و دست متجاوز را باید قطع کرد. در بسیاری آیات هم به محض قطع تجاوز دستور صلح و حتی دوستی داده شده. قابل تاسف است که بعضی ایرانیان کتبی را که قرنها از پیدایش آنها گذشته بدون هیچ آگاهی از تاریخ، زبان، فرهنگ، و علوم مربوط به آن به میل خودمان تفسیر میکنیم کاری که دیگران حتی در مورد پیش پا افتاده ترین کتب نظم و نثر انجام نمیدهند.

  3. کاوه Reply

    ۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۳ at ۱۱:۵۸ قبل از ظهر

    متاسفانه اکثریت در پی ماستمالی کردن خشونت عریان در قرانند و کسی نیست بگوید این قران چه گلی در این ۱۴۰۰ سال به سر مردم زده

  4. فرورتیش Reply

    ۱۳۹۵ آذر ۵ at ۱۱:۱۰ بعد از ظهر

    شما عجیبه بدون هیچ تحقیقی این موارد رو ذکر می کنید بعد می گویید ما اصلاح طلبیم ؟؟!!مگر در مورد کشتار سه طایفه ی یهودی نشنیده اید یا بچه بازی محمد با عایشه رو خبر ندارید ؟؟ یا برده داری رو نخونده اید و صد البته حقوق زنان در اسلام رو نمی دونید ؟؟؟!!!پس این اراجیف چیه سر هم می کنید ؟؟!!
    مسلمانان دیروز کسخلان امروزند

  5. Syrus Reply

    ۱۳۹۵ دی ۱۰ at ۱:۴۳ قبل از ظهر

    قران جرت است وبس

نظر شما - لطفا از گذاشتن نظر به صورت فینگلیش خودداری کنید