<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>بامداد خبر</title>
      <link>http://www.bamdadkhabar.net/</link>
      <description>پایگاه خبری تحلیلی برای جنبش دانشجویی</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2010</copyright>
      <lastBuildDate>Wed, 10 Mar 2010 08:45:42 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>دانشجويان تهران مركز برای بار سوم تبعيد شدند</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> كمیته انضباطی مركزی دانشگاه آزاد در یك روند غیر قانونی برای بار چهارم بدون درخواست دانشجویان كمیته انضباطی تجدید نظر را تشكیل داده و احكامی كه در مرحله قبل صادر شده بود را لغو نموده است.

 به گزارش بامدادخبر، دانشجویان این دانشگاه كه در كمیته انضباطی تجدید نظر سوم به شهرهای اطراف تهران تبعید شدند هنگامی كه برای ثبت نام در آغاز ترم جدید به واحد مربوطه مراجعه كردند از ثبت نام آنها ممانعت به عمل آمده و در روزهای اخیر احكام جدیدی برای بار چهارم به آن ابلاغ شد.

احكام جدید دانشجویان تهران مركز خلاف آیین نامه های موجود در دانشگاه آزاد بوده و دانشجویان تهران مركز در هیچ یك از چهار مرحله كمیته انضباطی اجازه حضور در كمیته انضباطی را نداشتند. 

آخرین حكم دانشجویان به شرح زیر می باشد:
محمد شوراب (دبیر تشكل آسا): دوترم تعلیق و تبعید به واحد بندر انزلی وی ابتدا به واحد اهواز سپس به رودهن تبعید شده بود. 
حسین معصومی (از اعضای تشكل آسا): دوترم تعلیق و تبعید به واحد شهر مجلسی وی ابتدا به واحد بیرجند و سپس به تاكستان تبعید شده بود. 
امیر منشاری (مدیرمسئول نشریه دانشجویی پندار و عضو تشكل آسا ): یك ترم تعلیق و تبعید به واحد مراغه، وی ابتدا به كرمان و سپس به رودهن تبعید شده بود. 
فرزاد اسلامی (مدیر مسئول نشریه دانشجویی بینش و دبیر اسبق كانون دانشجویان مسلمان ): یك ترم تعلیق و تبعید به واحد الیگودرز، وی ابتدا به واحد آزادشهر و سپس به اسلام شهر تبعید شده بود.
آرمین شریفی (دبیر صنفی تشكل آسا و مدیر مسئول نشریه سكوت): یك ترم تعلیق و تبعید به واحد علوم تحقیقات فارس، وی ابتدا به واحد علوم تحقیقات فارس و سپس به اسلام شهر تبعید شده بود.
رضا علی زمانی (دبیرفرهنگی تشكل آسا و مدیر مسئول نشریه فرصت): یك ترم تعلیق و تبعید به واحد گرمسار، وی ابتدا به واحد اراك و سپس به دماوند تبعید شده بود. 
میلاد پور عیسی ( سخنگوی تشكل آسا): یك ترم تعلیق و تبعید به واحد تنكابن، وی ابتدا به واحد تنكابن و سپس به واحد كرج تبعید شده بود.
حسام نصیری (مدیر مسئول نشریه آرمان): یك ترم تعلیق و تبعید به واحد آمل، وی ابتدا به واحد چالوس و سپس به پرند تبعید شده بود. 
علی مظلوم الحق از اعضای تشكل آسا: یك ترم تعلیق و تبعید به واحد شهریار، وی ابتدا به واحد همدان تبعید شده بود.
گفتنی است بعد از تجمعات گسترده دانشجویان تهران مركز در ماه های ابتدایی سال تحصیلی دانشگاه بیش از 45 ترم تعلیق و 9 نفر را تبعید و بیش از 20 نفر هم توسط نیروهای امنیتی با همكاری كامل حراست دانشگاه بازداشت شدند. 
]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3311/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3311/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">University</category>
        
         <pubDate>Wed, 10 Mar 2010 08:45:42 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حسن اسدی زیدآبادی:با تغییر اساتید نمی توان دانشگاه را همسو کرد، دانشگاه فارغ از دانشجو و استاد یک ماهیت مستقل دارد</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> حسن اسدی زیدآبادی مسوول کمیته حقوق بشر سازمان ادوارتحکیم وحدت به عنوان یکی از تشکل های فراگیر دانشجویی کشور در گفت وگو با کمپین بین المللی حقوق بشر زوایای مختلفی از سخنان اخیر وزیر علوم ایران مبنی بر اخراج دانشجویان و اساتیدی که نقطه نظر سیاسی متفاوتی با جریان حاکم دارند را تشریح کرده است. به گفته این فعال دانشجویی «نظام گزینش عقیدتی در جمهوری اسلامی در واقع بیشتر از یک نوع رویه ناقض حقوق بشر است و بایستی به آن به عنوان یک مجموعه قانون قطعی و لازم الاجرا نگریست که به طور سیستماتیک شهروندان را از حق دستیابی به مناصب عمومی با اعمال گزینش و تبعیض ناروا باز می دارد.»

حسن اسدی همچنین معتقد است تهدید یاد شده موضوع جدیدی نیست چرا که طی چهار سال گذشته به صورت مداوم اعمال شده و در حال حاضر بسیاری از اساتید دانشگاه مجبور به استعفا و یا بازنشستگی زودهنگام شده اند و بسیاری از دانشجویان نیز به دلیل فعالیت های سیاسی خود از تحصیل محروم و از راه یابی به مقاطع عالی تحصیلی بازمانده اند.

این مصاحبه به شرح فوق می باشد:

<strong>وزیر علوم در سخنان پنج شنبه خود از این سخن گفته که هر کسی اعم از دانشجو و یا استاد در دانشگاه های ایران خلاف اسلام و یا ولایت فقیه باشد از نظام آموزشی کنار گذاشته خواهد شد ویا به عبارت دیگر اخراج می شود. با توجه به اینکه طبق قوانین ایران وتعهدات بین المللی که دارد این قانون اساسی است که مبنای دسترسی همه افراد جامعه به حق تحصیل و اشتغال را به رسمیت می شناسد نه عقیده و نظر سیاسی، این اظهارات چه وضعیتی را برای دانشجویان و اساتید رقم می زند؟</strong>

ببینید من تصور می کنم که اظهارات آقای دانشجو اساسا خبر از واقعه جدیدی نیست. یعنی اقداماتی که ایشان مدعی شده اند که قرار است انجام شود یک برنامه جدید نیست که پیش از این انجام نشده باشد شاید ایشان سابقه طولانی در مدیریت اجرایی نداشته باشند اما مطابق قوانین و آیین نامه های جاری در کشور اعتقاد و نه صرفا التزام به نظام جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه یکی از موارد ثابت در قوانین گزینشی در نظام حقوقی ایران است که مربوط به این چند سال اخیر نیست و به دهه شصت باز می گردد.

مطابق این قوانین بهره مندی از برخی حقوق و امتیازات دولتی از جمله استخدام مستلزم اثبات اعتقاد فرد داوطلب به نظام و ایدئولوژی حاکم است.

هسته های گزینش که در کلیه ادارات و نهادهای دولتی درحال فعالیت هستند و از اقتدار بالایی نیز برخودار می باشند اساسا به همین منظور ایجاد شده اند و قوانین متعددی مربوط به گزینش از سوی مجلس شورای اسلامی در دهه های گذشته به تصویب رسیده است که مطابقت آن با شرع و قانون اساسی نیز در شورای نگهبان به تایید رسیده است.

نظام گزینش عقیدتی در جمهوری اسلامی در واقع بیشتر از یک نوع رویه ناقض حقوق بشر است و بایستی به آن به عنوان یک مجموعه قانون قطعی و لازم الاجرا نگریست که به طور سیستماتیک شهروندان را از حق دستیابی به مناصب عمومی با اعمال گزینش و تبعیض ناروا باز می دارد.

این امری است که مخالف صریح بند ب از ماده ۲۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد که می گوید: ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید. همچنین این قوانین تبعیض آمیز مخالف نص صریح ماده ۲۵ میثاق حقوق مدنی سیاسی است که اشعار می دارد. ج) با حق تساوی طبق شرایط کلی بتواند به مشاغل عمومی کشور خود نائل شود که البته با توجه به امضای این میثاق توسط دولت ایران و ماده ۹ قانون مدنی که تعهدات بین المللی را در حکم قوانین داخلی می داند. این تعارض جدی در نظام حقوقی ایران وجود دارد.

<strong>به نظر شما صحبت های آقای وزیر شامل چه نوع افرادی می شود؟</strong>

با توجه به اینکه اساس تصویب چنین قوانین تبعیض آمیزی مبتنی بر نوعی نگاه ایدئولوژیک بوده است طی سی سال گذشته این قوانین در محیط های آکادمیک به شکل جدی تری و با سختگیری های بیشتری اعمال شده است و جمهوری اسلامی هیچگاه اجازه نداده است که اساتیدی که مخالف ایدئولوژی حاکم هستند به ویژه در حوزه علوم انسانی به دانشگاه ها راه پیدا کنند که حالا وزیر علوم مدعی وجود چنین افرادی است.

همچنین نباید از نظر دور داشت که اکثریت قریب به اتفاق اساتید امروز دانشگاه های ایران تریبت یافتگان پس از انقلاب و مستخدمین سی سال گذشته هستند که از همه این فیلترها عبور کرده اند. بنابراین نکته جدیدی در اظهارات آقای دانشجو یافت نمی شود مگر آنکه منظور ایشان از عباراتی همچون “نظام” و ولایت فقیه معنایی متفاوت از آنچه طی سی سال گذشته در قوانین و رویه ها عنوان می شده باشد.

<strong>آیا باید شاهد تعمیق نقض حق تحصیل و یا حل تدریس در دانشگاه ها به دلایل سیاسی باشیم؟</strong>

ببینید ما با یک واقعه یکباره مواجه نخواهیم بود مانند آنچه در جریان سال ۵۸ اتفاق افتاد، ما با یک روند مواجهیم که سالهاست شروع شده و البته با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد در ۸۴ ابعاد جدید و تازه ای به خود گرفته است طی چهار سال گذشته بسیاری از اساتید علوم انسانی بازنشسته شده اند و به هر حال به نوعی از تدریس آنها جلوگیری شده است

<strong>آیا آماری در این زمینه وجود دارد؟</strong>

به عنوان یک تجربه فردی بگویم بیش از هشتاد درصد اساتید رشته حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبایی در مقطع کارشناسی ارشد که در سال ۸۴ مشغول به تدریس بوده اند از تدریس محروم شده اند. چنین وضعیتی کمابیش در دانشگاه های دیگر هم وجود دارد. می خواهم بگویم تهدیدی که آقایان می کنند حمله ای است که انجام شده و حتی آثار آن هم زدوده شده است. حتی به نزدیکترین افراد به ایدئولوژی انقلاب اسلامی هم رحم نکرده اند. شاید بتوان اینگونه تصور کرد که معنای جمهوری اسلامی برای دولت نهم و دهم کاملا متفاوت از آن چیزی است که در دولتهای قبل از آن وجود داشته است یعنی اکنون باید گفت منظور از نظام در سخنان آقای دانشجو دولت احمدی نژاد است نه جمهوری اسلامی یا قانون اساسی کما اینکه بارها نزدیکان احمدی نژاد انتخاب او را انقلاب دیگری توصیف کرده اند خب معنای انقلاب هم چیزی جز سرنگونی رژیم سابق نیست به این نکته اگر توجه کنیم مسائل تا حدود زیادی روشن می شود.

<strong>آینده پیش رو را چگونه می بینید؟</strong>

من فکر می کنم آنچه باید در آینده انتظار کشید شدت گرفتن روند جایگزینی اساتید است یعنی پروژه تصفیه اساتید تا حدود زیادی به پایان رسیده هرچند قطع نخواهد شد اما پروژه ای که اغاز شده است و شدت خواهد یافت استخدام اساتید جدیدی به ویژه در حوزه علوم انسانی است اساتیدی که عمدتا از نهادهای امنیتی و یا تئوری پرداز امنیتی به دانشگاه ها می آیند نکته ای که در سخنان اخیر دانشجو به روشنی قابل مشاهده است وقتی می گوید نیروی متعهد کم نداریم منظورش شدت یافتن همین پروژه است اما با همه این مسایل یک نکته اساسی را نباید از یاد برد.

در مورد ایرانی های یک مثال معروف وجود دارد که می گویند ملت ایران اقوام مهاجم را در خود هضم کرده است. این قابلیتی است که واقعیت علم و محیط آکادمیک نیز دارد. یعنی با تغییر اساتید نمی توان دانشگاه را همسو کرد. دانشگاه فارغ از دانشجو و استاد یک ماهیت مستقل دارد که دائما بازتولید می شود و چون متکی به حقیقت و علم است بر سایر اجزا به مرور غلبه می کند. دقیقا اتفاقی که پس از انقلاب فرهنگی افتاد و این واقعیتی است که متاسفانه دولتمردان نوظهور ما به آن بی توجه هستند.

]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3310/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3310/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Tue, 09 Mar 2010 19:41:33 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دیدار مهدی کروبی با عبدالله مومنی</title>
         <description><![CDATA[ <strong>بامدادخبر:</strong> مهدی کروبی شب گذشته (دوشنبه شب) به دیدارعبد الله مومنی رفت.

 مهدی کروبی در این دیدار که خانواده عبد الله مومنی نیز حضور داشتند، از آزادی عبدالله مومنی ابراز خوشحالی کرد و آرزو نمود تا سایر زندانیان سیاسی هرچه سریعتر آزاد شوند. لازم به ذکر است عبد الله مومنی از فعالان دانشجویی و رئیس ستاد شروند آزاد مهدی کروبی را بر عهده داشت.

منبع: سحام نیوز]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3309/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3309/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Tue, 09 Mar 2010 19:18:08 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نامه کانون مدافعان حقوق بشر به صادق لاريجانی: اعدام را متوقف کنيد!</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> کانون مدافعان حقوق بشر دومين نامه خود خطاب به جناب آقای لاريجانی، رياست قوه قضائيه جمهوری اسلامی ايران را ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ منتشر کرد.

 کانون مدافعان حقوق بشر در اين نامه ضمن اعتراض شديد نسبت به صدور و اجرای احکام اعدام به ويژه در مورد بازداشت شدگان پس از انتخابات از مقام رياست قوه قضائيه مصرا و موکدا خواستار توقف اعدام محکومان به مرگ و ممانعت از صدور احکام اعدام برای معترضان نسبت به انتخابات شده است. کانون مدافعان از رياست قوه قضائيه سوال نموده که آيا نسبتی بين احکام صادره و اتهامات محکومان به اعدام وجود دارد يا اين اقدام شائبه رفتار سياسی را در قوه قضائيه مطرح می کند؟

متن کامل این نامه به شرح زیر می باشد:

به نام خدا
جناب آقای لاريجانی
رياست محترم قوه قضائيه
جمهوری اسلامی ايران

با سلام و احترام
همانگونه که حضرتعالی مستحضريد در پی حوادث پس از انتخابات بيش از ۱۳ حکم اعدام توسط دادگاه ها برای معترضان صادر شده که متاسفانه تا کنون ۲ حکم اجراء شده است.

آنچه موجب نگارش اين نامه خدمت جنابعالی شد، انتشار اخبار مبنی بر تداوم صدور احکام اعدام واز جمله صدور حکم اعدام برای دانشجوی جوان؛ محمد امين وليان است که گفته شده، متهم است در روز عاشوا سنگ در دست داشته است.

مطلع هستيد که ايران يکی از کشورهايی است که متاسفانه هنوز احکام اعدام صادر و اجراء می شود و طی سالهای اخير رتبه دوم در جهان در امر اعدام و رتبه اول در امر اعدام کودکان زير ۱۸ سال را داشته است. در حوادث ۸ ماه اخير نيز شاهد نقض مکرر و شديد حقوق بشر در گستره ای وسيع بوديم که موجب آسيب ديدن هزاران خانواده ايرانی شده و بسياری از اين صدمات نيز جبران ناپذير می باشد.

از جمله مواردی که هرگز جبران نخواهد شد، جان باختن دهها تن از هموطنان بی گناهمان است که برخی در خيابان ها و برخی در بازداشتگاه های غير قانونی و در شرايط غير انسانی و برخی نيز با صدور احکام اعدام جان خود را از دست داده اند.
اين در حالی است که جان باختگان بعضا" حتی معترض به انتخابات هم نبودند،اما در خيابانهای شهرها مورد اصابت گلوله و يا ضرب و شتم شديد و خشونت های غير قابل تصور قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند و البته برخی نيز معترضان مسالمت جويی بودند که در مقابل اعتراض آرام و مدنی، گلوله و باتوم و شکنجه و مرگ را ديدند.

جای شگفتی است که قاتلان جوانان پاک اين سرزمين که در کهريزک و کوی دانشگاه فاجعه آفريدند، در آرامش و امنيت کامل به سر می برند و جوانانی که در راهپيمايی های مسالمت آميز حضور يافته و قطعا در مقابل شدت رفتار خشونت طلبانه ماموران و لباس شخصی ها که از مصونيت آهنين برخوردارند، برای دفاع از خود و يا حتی در اثر هيجانات جوانی و اعتراضی سنگ در دست گرفته ، محارب شناخته شده و شديدترين مجازات ، يعنی اعدام برايشان صادر ميگردد.

سوال اينجاست که بين اين احکام غير قابل بازگشت و جبران ناپذير و رفتار مسالمت آميز معترضان نسبتی شرعی، عقلی، منطقی و قانونی وجود دارد؟ آيا صدور چنين احکامی شائبه رفتار سياسی در قوه قضائيه را تشديد نمی کند؟ بديهی است حضرتعالی که عالم به احکام اسلامی هستيد همچون هر انسان خداجوی و حقيقت طلب نمی توانيد بر اساس مبانی اسلام که صادر کنندگان چنين احکامی نيز مدعی آنند، مدافع و توجيه کننده چنين احکامی باشيد ودر مقام رياست قوه قضائيه که پاسدار عدالت و اجرای آن است نمی توانيد سکوت پيشه کنيد.

رياست محترم قوه قضائيه

نيک مستحضريد که بر اساس قوانين کشور نيز صدور چنين احکامی توجيه نداشته و يقينا" رفتاری ضد انسانی و مخالف شرع و انسانيت به شمار می آيد. اگر چنين رفتاری از سوی برخی جريانات ناشی از شرايط سياسی ايران و در راستای ايجاد رعب و وحشت در جامعه نيز اعمال می شود، باز راهی به خطاست، چرا که صدور و اجرای احکام اعدام موجب آزردگی وجدان جامعه و ايجاد نارضايتی و بدبينی نسبت به حکومت در ميان مردم و اوج گيری اعتراضات اجتماعی خواهد شد، که بی شک به نفع هيچ کس نيست.

کانون مدافعان حقوق بشر ضمن اعتراض شديد به صدور احکام اعدام و اجرای عجولانه اين احکام ناعادلانه مصرا" وموکدا" از حضرتعالی تقاضا دارد با توجه به شرايط حساس و خطير کشور چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بين المللی و منطقه از صدور و اجرای احکام سنگين از جمله اعدام جلو گيری نماييد و برای احکام صادر شده نيز تدبيری بينديشيد و با تداوم آزادی زندانيان سياسی که امری پسنديده و ضروری برای جامعه ايران است و از سوی قوه قضائيه در پيش گرفته شده است، شادی و اميد را در آستانه عيد نوروز به خانواده های هموطن ايرانی خود فراهم آوريد.

باسپاس
شيرين عبادی
رئيس کانون مدافعان حقوق بشر 

]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3308/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3308/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">Human Rights</category>
        
         <pubDate>Tue, 09 Mar 2010 19:11:59 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>یک‌سال حبس برای مهرداد بزرگ و احسان دولتشاه، دو عضو دانشجویان لیبرال</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> مهرداد بزرگ و احسان دولتشاه، دو عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران، به یک سال حبس محکوم شدند.

به گزارش بامدادخبر، صبح امروز حکم دادگاه بدوی برای مهرداد بزرگ و احسان دولتشاه، از سوی قاضی پیرعباسی، قاضی شعبه‌ی 26 دادگاه انقلاب تهران صادر و به امیر رئیسیان وکیل آنها ابلاغ شد که بر اساس آن این دو عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس محکوم شدند که شش ماه از آن تعلیقی می‌باشد.

دادگاه این دو فعال دانشجویی دانشگاه تهران، روزهای 17 و 18 بهمن ماه برگزار شده بود.

گفتنی است مهرداد بزرگ و احسان دولتشاه، به همراه 5 عضو دیگر دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران در تاریخ 28 آبان ماه بازداشت و پس از گذراندن 80 روز حبس در بند 209 زندان اوین با قرار وثیقه و کفالت آزاد شدند.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3307/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3307/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">University</category>
        
         <pubDate>Tue, 09 Mar 2010 14:43:26 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نخستین تماس تلفنی بهزاد مهرانی از زندان رجایی شهر</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> بهزاد مهرانی، فعال حقوق بشر، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس که در روز ۱۲ اسفند ماه بازداشت شده بود، روز دوشنبه برای نخستین بار با خانواده‌ی خود تماس گرفت.

به گزارش <a href="http://www.rhairan.org/archives/6458">رهانا</a>، وی در این تماس از حضور خود در سلول‌های انفرادی زندان رجایی شهر کرج خبر داد و حال عمومی خود را خوب توصیف کرد.

این در حالی است که محمد اولیایی‌فر؛ وکیل بهزاد مهرانی نیز روز گذشته پس از مراجعه به دادگاه بازداشت و به زندان منتقل شده است تا حکم یک سال حبس تعزیری‌اش اجرا شود.

بهزاد مهرانی در تاریخ ۱۲ اسفند ماه در منزل‌اش بازداشت شد. ساعاتی بعد از بازداشت چند مامور امنیتی از ارگانی دیگر برای بازداشت وی به منزلش مراجعه کردند و اظهار داشتند که آن‌ها مسئول بازداشت بهزاد مهرانی بوده‌اند.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3306/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3306/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Tue, 09 Mar 2010 12:35:33 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مرگ گفتگو به مثابه بازتوليد استبداد</title>
         <description>بی شك، آیندگان و تاریخ نگاران در مطالعه جمهوری اسلامی هیچ گاه نمی توانند از كنار سال 1388 بی تفاوت گذر كنند؛ سالی پُر از هر آنچه كه فراموش ناشدنی است؛ از جان دادن نداآقا سلطان و تراژدی مادران عزادار تا تكفیر نزدیك ترین یاران آیت الله خمینی.

علیرغم اینهمه موضوع برای گفتن و نوشتن اما چندین مسئله، شایسته تأمل بیشتری است. ظاهراً نهادهای امنیتی برای فرونشاندن جنبش سبز و مطالبات دموكراسی خواهانه ایرانیان، علاوه بر بازداشت های گسترده، &quot;انسداد شبكه های ارتباطی و كنترل مجاری اطلاع رسانی&quot; میان شهروندان را نیز با شدت بیشتری پیگیری می كنند. فیلترینگ گسترده سایت های اینترنتی، شنود آشكار و وقیحانه تلفن و حتی اس.ام.اس و چك كردن ایمیل های شخصی از جمله آشكارترین این موارد است.

اگر كاركرد مطبوعات را نیز علاوه بر خبررسانی، فراهم كردن امكانی برای تبادل دیدگاه ها بدانیم، توقیف معدود نشریات محدود اصلاح طلبان را نیز می توان ادامه فرایند انسداد مجاری گفتگو و هم اندیشی دانست. همچنین به این موارد اضافه كنید ارسال پارازیت بر روی امواج رادیو و تلویزیونی اپوزیسیون.

اكنون پرسش این است كه این رهیافت تا چه اندازه ای می تواند مطالبات ایرانیان را سركوب و جنبش سبز ایرانی را عقیم سازد؟ اساساً كدام دولت در چه كشوری توانسته با سانسور و فیلترینگ، زندگی آرامش بخشی را برای مردمانش فراهم كند؟

اول اینكه، عرصه سیاسی مدتهاست كه در مواجهه با تكنولوژی، قافیه را باخته و این مسئله فقط محدود به جغرافیای استبدادزده خاورمیانه نیست چه آن زمان كه ایمیل شخصی &quot;سارا پلین&quot; هك شد و چه زمانی كه دوربین های پیشرفته از چندمین عمل جراحی زیبایی &quot;سیلویو برلوسكونی&quot; به صورت پنهانی، خبر دادند، در كنار بسیاری مثال های دیگر، همگی حكایت از آن دارد كه اساساً تكنولوژی با همه بی عاطفگی اش اما طناز تر از آنست كه به چنگ ماموران امنیتی و انفرادی 209 اسیر شود.

از این رو، هر نوجوان ایرانی قادر است كه با پوزخند از پیام &quot;دسترسی به این سایت امكانپذیر نمی باشد&quot; عبور كند و اخبار و اطلاعات مورد نظرش را كسب كند.

اما فراتر از جنبه تكنولوژیك، مهم این است كه كدام طرز تفكر و چه اندیشه ای این چنین در پی نابود كردن امكان گفتگو و تبادل اخبار و اندیشه میان شهروندان است؟

میخائیل باختین (1975-1895) نظریه پرداز سرشناس روسی در عرصه ادبیات، معتقد است كه وجه انسانیت بشر تنها در گفتگو با دیگران موجودیت می یابد؛ تگ گویی و مونولوگ، عملا اساسی ترین وجه انسانی را هدف قرار می دهد و نابودساختن امكان دیالوگ میان شهروندان، به مثابه تیشه ای بر ریشه همه توانایی ها و خلاقیت های بشر است. به باور باختین، تولد انسان و تولد حیوان، از جنبه بیولوژیك و زیست شناختی مشابهت های زیادی دارند اما مهم &quot;تولد اجتماعی&quot; انسانها از طریق گفتگو و تبادل دانش و تجربه با دیگران است.

باختین می گوید كه نظام های استبدادی بیش از هر چیز تلاش می كنند تا زبان و گفتار مردم را تحت كنترل خود درآورند و از این رو، آسیب های زبان شناختی را نیز همردیف با آسیب های اجتماعی و روانی می توان از جمله پیامدهای استبداد دانست.

ایستاده بر اندیشه باختین، با نگاهی به حوادث اخیر آشكار می شود كه اینهمه تلاش برای سیطره پلیس سیاسی بر مجاری گفتگو میان شهروندان، چگونه می تواند پتانسیل انسانی و اخلاقی مردمان این سرزمین را سلاخی كند. شهروندانی ایزوله به صورت مجمع الجزایری پراكنده، اگر از لحاظ سیاسی مستعد زندگی در نظام های استبدادی هستند؛ از لحاظ اجتماعی و روانی نیز رفته رفته آداب گفتگو و هم اندیشی را از یاد خواهند برد. این همه آمار فزاینده از هم پاشیدگی خانواده ها و خشونت های خانوادگی در كشورمان گرچه در نگاه اول، بی ربط به عرصه سیاسی به نظر می رسد اما در حقیقت، معلول ساختار سیاسی یی است كه مجاری حقیقی و مجازی گفتگو و هم اندیشی ایرانیان را جز برای مدح و تسبیح گویی ایدئولوژی حاكم نمی پسندد.

تنها از طریق گفتگو و شبكه های اطلاع رسانی است كه شهروندان می توانند از یكدیگر بپرسند و باخبر شوند كه مثلا  &quot;اگر سازمان های امنیتی جمهوری اسلامی ایران آنچنان قدرتمند است كه عبدالمالك ریگی را در آسمان شكار می كند، پس چرا از دستگیری قاتل نداآقا سلطان در خیابان های تهران، ناتوان است؟&quot; یا اینكه &quot;سرانجام پرونده بررسی جنایات كهریزك و مسببان آن به كجا كشید؟&quot; یا &quot;اگر اینچنین در اجلاس ژنو از تعهد به موازین حقوق بشر در ایران دفاع می كنند، پس فیلم حمله به كوی دانشگاه را چه می نامند؟&quot; اگر اینهمه اصرار دارند كه زندانیان سیاسی، خودشان آگاهانه به توبه و تجدیدنظر در افكارشان رسیده اند، پس چرا این فرایند تواب سازی فقط در انفرادی 209 صورت می گیرد و نه در فضای  شفاف و شیشه ای گفتگو؟&quot;

طرح اینگونه سوالات، تأمل و پاسخ به آنها، مستلزم فراهم شدن امكان گفتگو میان گروه های مختلف مردم با یكدیگر، از طریق كانال های مختلفی است كه به ویژه در این چندماه اینهمه كوشش شده تا همگی با فیلتر و توقیف و پارازیت مواجه شوند. انگار آدرس را به درستی دریافته اند كه تدفین مطالبات دموكراتیك جنبش سبز، مستلزم قطع امكان ارتباط میان شهروندان است. گفتگو نكنند تا آگاه نشوند؛ چه، آگاهی را باید سنگ بنای دموكراسی خواهی دانست.

اگر در دموكراسی های پایدار اینهمه بر احزاب و تشكل ها و جنبش دانشجویی تاكید می شود، به این دلیل است كه نسل های مختلف نه فقط در عرصه سیاسی بلكه در عرصه های غیرسیاسی نیز به گونه ای دموكراتیك، به قول &quot;هانا آرنت&quot; دور یك میز بنشیند؛ چایی بنوشند و با هم گفتگو كنند.

اكنون این تعهد برای همه ماست تا فارغ از اختلاف دیدگاه های سیاسی، اگر همچنان به آرمان های مقدس مردم سالاری و حقوق بشر پایبند هستیم، برای بازتولید مجاری گفتگو و دیالوگ میان ایرانیان، در درون و برون مرزها، مبارزه كنیم و فراموش نكنیم كه اگر خارج كردن درآمد حاصل از فروش نفت از اختیار دولت، یكی از الزام های اساسی برای پاسخگو كردن حاكمیت است اما سرانجام به هرحال، باید آداب دیالوگ را نسل به نسل و سینه به سینه نهادینه كرد و جاودانه ساخت تا مستبدان آسوده نخوابند.</description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3305/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3305/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">Article</category>
        
         <pubDate>Tue, 09 Mar 2010 12:20:28 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مسئله تحریم ایران</title>
         <description>بحران هسته ای ایران جهان را گرفتار بحرانی کرده است که لاینحل می نماید. با برآمدن پرزیدنت اوباما در سپهر سیاست ایالات متحده و جهان، کسانی که گمان می بردند بحران هسته ای ایران ماحصل سیاستهای تهاجمی و یکجانبه بوش است، امید داشتند مسئله ایران از طریق گفتگو حل شود. پرزیدنت اوباما یک هفته پس از تحلیف اش در گفتگو باتلویزیون العربیه اعلام کرد: &quot;همانگونه که در سخنرانی مراسم تحلیف خود گفته ام، اگر کشورهایی مانند ایران مایل باشند نخست مشت های گره کرده خود را کنار بگذارند، دست دوستی ما را خواهند دید که به سوی آنها دراز شده است.&quot;

 پرزیدنت اوباما در همان مصاحبه با بیان این نکته که «کار من در مورد جهان اسلام انتقال این پیام است که آمریکا دشمن شما نیست، ما گاه مرتکب اشتباه می شویم، و بدون عیب و نقص نیستیم» به نوعی کوشید تا  زمینه را برای مصالحه با رهبران و گروههای بنیادگرای کشورهای اسلامی از جمله ایران باز کند. پرزیدنت اوباما همچنین در اقدامی بی سابقه در پیام نوروزیش به مردم ایران، رهبران جمهوری اسلامی را خطاب قرار داد تا نشان دهد صرفنظر از آنچه در ایران می گذرد، رهبران جمهوری اسلامی و حکومت جمهوری اسلامی را به رسمیت می شناسد.  اقدام دولت اوباما در قطع کردن بودجه هایی که به عنوان دموکراسی برای ایران اعطا می شدند، چراغ سبز دیگری بود که دولت اوباما برای اعلام حسن نیت به حکومت جمهوری اسلامی نشان داد. به عنوان مثال بودجه یکی از این مراکز، مرکز اسناد حقوق بشر ایران، نه تنها در بحبوحه سرکوب خشن تظاهرات مردم پس از انتخابات 22 خرداد قطع شد، بلکه بودجه صندوق دموکراسی برای ایران به برنامه دیگری که حمایت از دموکراسی در خاور نزدیک نام دارد منتقل شد. بسیاری از تحلیلگران سیاسی این اقدام را گامی برای جلب رضایت دولت ایران تفسیر کردند. از سوی دیگر  عدم انتصاب از پیش در محافل سیاسی اعلام شده دنیس راس به عنوان فرستاده ویژه در امور ایران را می توان  نشانه دیگری از توجه ایالات متحده به جلب رضایت ایران تفسیر کرد. خصوصا که در کنار این عدم انتصاب  حضور جان لیمبرت به عنوان معاون جديد مدير کل وزارت خارجه آمريکا در امور ايران اعلام شد. جان لیمبرت که به زبان فارسی مسلط است در محافل سیاسی به عنوان کسی که حامی سیاستی نرمتر در برابر ایران و تاکید بر مصالحه است، شناخته می شود. ضمنا باید مواضع نرمتر معاون رئیس جمهور ایالات متحده جو بایدن در باره ایران را نیزبه این تغییرات اضافه کرد.

در نهایت پیروزی اوباما در عرصه سیاست خارجی، پیروزی ترکیبی از تمامی گفتمان های مهم در عرصه سیاست خارجی ایالات متحده، از انزواگرایی جکسونی گرفته تا رئالیسم کیسینجری و لیبرالیسم بین الملل گرا در برابر نومحافظه کاری بود؛و از این نظر می توان به جرات گفت که دولت پرزیدنت اوباما با حسن نیتی بی سابقه دست دوستی به سوی دولت ایران دراز کرده است.    

ازسوی دیگر، باید به پیشنهادهای ایالات متحده از طریق پنج به علاوه یک اشاره کرد که تماما توسط دولت ایران رد شده اند. امادر حالی که ایالات متحده به شکل محسوسی دست دوستی به سوی ایران دراز کرده، ایران نه تنها از سیاستهای هسته ای خود دست برنداشته، بلکه غنی سازی بیست درصدی اورانیوم را نیز یا آغاز کرده یا عمل از پیش انجام شده را اینک اعلام کرده است.  درکنار اینها باید به گزارش اخیر آژانس بین المللی اتمی مبنی بر تلاش ایران برای ساخت کلاهک قابل نصب بر روی موشک بالستیک که قابلیت حمل سلاح هسته ای دارد نیز اشاره کرد.

موارد مذکور اینک جامعه جهانی  را با این پرسش مواجه کرده است که با ایران چه باید کرد. تحریم ایران دم دست ترین پاسخ به پرسش مذکور بوده است. آیا تحریم ایران قابل دفاع است؟ پاسخ به پرسش مذکور نمی تواند پاسخی کلی باشد بلکه باید پرسش را در جهات مختلف مطرح کرد و بدان پرسشهای خردتر پاسخهای دقیقتر داد. این مقاله می کوشد تعدادی از این پرسشهای خردتر را فرموله کند و بدانها پاسخ گوید.

1) آیا تحریم ایران، جمهوری اسلامی را از برنامه های هسته ایش منصرف خواهد کرد؟در یک کلام باید گفت خیر.  برای درک این نکته که چمهوری اسلامی در چه صورت از برنامه هسته ایش دست بر خواهد داشت می بایست به این نکته توجه کرد که نیت جمهوری اسلامی از برنامه هسته ایش چیست. به گمان نگارنده اکنون، چند سال پس از بحران هسته ای، آشکار است که برنامه هسته ای ایران چیزی بجز دستیابی به برق هسته ای را دنبال می کند. منطق برنامه هسته ای ایران منطق اقتصادی نیست، که اگربود، فارغ از اینکه آیا این برنامه در شرایط عادی در ایران اقتصادی هست یا خیر، در شرایط کنونی که برنامه هسته ای ایران زیانهای عظیم اقتصادی به ایران تحمیل کرده است این برنامه می بایست متوقف می شد. منطق برنامه هسته ایران در نزد اکثریت دست اندرکاران حکومت که شامل مقام رهبری نیز می شود منطق امنیتی است. بدین معنی که حکومت ایران در اختیار داشتن سلاح هسته ای یا داشتن توانایی لازم فنی و صنعتی لازم برای دستیابی به سلاح هسته ای را تضمینی امنیتی برای بیمه کردن خویش در برابر تهدیدات خارجی می داند. حکومت ایران در این سالها نشان داده است که بازی با کارت های خود در عرصه سیاست خارجی را خوب بلد است. جمهوری اسلامی می کوشد با در دست داشتن توانایی ساخت سلاح هسته ای، اولا خود را در برابر هر گونه تهاجم خارجی بالکل بیمه کند و نفوذ خود را در منطق گسترده تر سازد و از سوی دیگر تا حد ممکن آنچه دخالتهای غرب در امور داخلی خود می خواند را با چماق سلاح هسته ای محدود سازد. نشانه هایی جدی وجود دارند که برنامه هسته ای ایران در نزد اقلیتی دارای منطقی ایدئولوژیک است. این همان دسته ای است که از محو اسرائیل، فراهم آوردن زمینه های ظهور و... سخن می گوید. حرفهایی از این دست برای کسانی که خارج از فضای گفتمان مهدوی و اسلام ایدئولوژیک زندگی می کنندعمیقا غیرقابل باور می نمایند، اما نباید فراموش کرد که دیدگاههای آخرالزمانی منطق خود را دارند که با منطق فایده گرایانه  قابل محک زده شدن نیستند. تجربه تحریمهای گسترده علیه صدام و کره شمالی بیانگر آن هستند که این تحریمها در حالت عادی تهدیدی را متوجه تمامیت نظامهای مورد تحریم نمی کنند. جمهوری اسلامی با توجه به این تجربه ها و با توجه به هدف غاییش از برنامه هسته ای، هراسی از تحریمها به دل راه نخواهد داد. اگرمنطق امنیتی، منطق حاکم بر برنامه هسته ای ایران باشد، این برنامه تنها در صورتی متوقف خواهد شد که  ایران بپذیرد در صورت ادامه آن تهدید امنیتی مهمی متوجه امنیت حکومت جمهوری اسلامی خواهد شد. جمهوری اسلامی در شرایط کنونی باور دارد که ایالات متحده به دلیل درگیر بودن در عراق و افغانستان و درگیری با تروریسم اسلامی در دیگر مناطق خاورمیانه، توانایی درگیر شدن در جنگی دیگر را ندارد. درماجرای گروگان گرفتن سربازان انگلیسی ایران کوشید تحمل نیروهای ائتلاف در برابر هجومی اشکار به سربازانشان را محک بزند از سوی دیگر ایران هر از چند گاهی مرزهای خود با عراق را بمباران می کند، به اینها باید نقش ایران در تسلیح گروههای معارض با نیروهای ائتلاف در عراق و افغانستان را اضافه کرد. برخورد  دولتهای غربی تا به حال ایران را مجاب نکرده که غرب توانایی برخورد با ایران را دارد. اگر قرار است برنامه هسته ای ایران با توسل به تهدید متوقف شود باید به گونه ای به مسئولان ایرانی نشان داد که دولتهای غربی آمادگی برخورد از نوع دیگری را نیز دارند. اقلیتی که در ادامه برنامه هسته ایش از منطقی ایدئولوژیک پیروی می کند، استعداد آن را دارد  که به ورطه ماجراجوییهایی عمیقا خطرناک بیفتد. این گروه همواره در حاکمیت جمهوری اسلامی، خصوصا پس از فوت آیت الله خمینی، در اقلیتی محض بوده است. تحولات  سالهای اخیر خصوصا پس ازانتخابات اخیر ریاست جمهوری که منجر به جابجایی های گسترده و همچنان  ناشناخته  در هسته سخت قدرت شده، این نگرانی را پدید آورده است که آیا این دسته همچنان در اقلیت است یا تحولات اخیر منجر به نیرومند تر شدن این گروه در هسته سخت قدرت خصوصا در حلقه اول نزدیک به ایت الله خامنه ای شده است.

2) آیا موثر نبودن تحریم برای انصراف ایران از برنامه هسته ای بدین معناست که جامعه جهانی باید از تحریم ایران صرفنظرکند؟اگراز منظر جامعه جهانی  به ماجرای ایران بنگریم، ایران کشوری یاغی است که به قطعنامه های متعدد شورای امنیت وقعی نمی نهد، برنامه هسته ای عمیقا مشکوک خود را ادامه می دهد  و جامعه جهانی را به تمسخر می گیرد. از منظر جامعه جهانی عدم برخورد با چنین کشوری، حتی اگر نتیجه لازم برای متوقف کردن برنامه هسته ای ایران را در بر نداشته باشد به معنای چراغ سبز نشان دادن به دیگر کشورها جهت ادامه چنان مسیری است. پاسخ محکم جامعه جهانی به برنامه هسته ای کره شمالی ونابودی زیرساختهای اقتصادی کره شمالی که بخشی از آن بر اثر تحریمهاست، عامل بازدارنده مهمی برای دیگر کشورهایی بوده است که در شرایط مشابه قرار دارند. رها کردن ایران در ادامه برنامه هسته ایش وعدم تحریم ایران، صرفنظر از نتیجه بخش بودن یا نبودن تحریمها برای توقف برنامه هسته ای ایران، سرمشق نامناسبی برای دیگر کشورها خواهد بود. بنابراین اگر از منظر جامعه جهانی بنگریم، تحریم ایران در آینده نزدیک از سوی جامعه جهانی ناگزیرخواهد بود.

3) آیا امکان اجماع جهانی جهت تحریم ایران فراهم خواهد شد؟طی یک سال اخیر زمینه اجماع جهانی برای تحریم ایران فراهم آمده است. دریک سال اخیر دولت اوباما  در سیاستهایش درباره ایران در هماهنگی با چین و روسیه عمل کرده است. دولت پرزیدنت اوباما از ابتدای به قدرت رسیدنش رویکردی متفاوت نسبت به دولت پرزیدنت بوش در برابر روسیه اتخاذ کرده وامتیازات گسترده ای چه درمورد گرجستان و اوکراین و چه در باب طرح سپر دفاع ضد موشکی به روسیه داده است. به نظر می رسد این امتیازات در مواضع اخیر روسیه درباره برنامه هسته ای ایران موثربوده است. چنانکه سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، گفته است:&quot;ما بسیار نگرانیم و نمی‌توانیم بپذیریم که ایران از همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سر باز می‌زند. &quot; روسیه اخیرا نسبت به تحریم جمهوری اسلامی ایران مواضع مثبتی داشته است. به نظر می رسد  مخالف باقی مانده  تحریم ایران چین است. حجم عظیم معاملات چین و امریکا در قیاس با معاملات ایران و چین موید آن است که دیر یا زود و پس از آنکه چین در دیگر عرصه ها امتیازاتی را که خواهان است از ایالات متحده کسب کرد، از تحریم ایران نیز حمایت خواهد کرد. چنانکه در همین روزهای اخیر چین در دو مسئله با سکوت زمینه را برای فشار بر ایران فراهم کرد. یکی سکوت چین درباره گزارش آژانس بین المللی انرژی هسته ای و دیگری تایید قرار دادن ایران در زمره کشورهایی که در آنها پولشویی در جریان است در نشست اف. ای. تی. اف در پاریس.

4) آیا تحریمهای فلج کننده اقتصادی به گذار به دموکراسی در ایران ضربه می زنند یا آن را تقویت می کنند؟همواره گفته شده است که جنبش سبز ایران برای پیروزی نیازمند آن است که وارد فاز اعتصابات شود تا بتواند با فلج کردن کشور، دولت احمدی نژاد را به زیر بکشد. شاید در صورت فعال بودن جنبش سبز تحریمهای اقتصادی فلج کننده می توانند در تسریع پیروزی جنبش نقش مهمی ایفا کنند. اگرچه ناسیونالیسم، آرزوی بازگشت به  عظمت  امپراطوری هخامنشی، تفاخر به فرهنگ و تاریخ و تمدن ایرانی نقش مهمی در فضای فکری، سیاسی ایران بازی می کند و دولت احمدی نژاد در سالهای اخیر کوشید با دامن زدن به این حس ناسیونالیستی نظر مردم به برنامه ماجراجویانه هسته ایش و سیاستهای تهاجمیش در منطقه جلب کند، اما اینک پس از فرونشستن آن موج و خصوصا پس از وقایع رخداده پس از انتخابات، تحریمهای فلج کننده اقتصادی بیش از آنکه به حساب توطئه خارجی گذاشته شود، به عنوان ماحصل سیاستهای دولت احمدی نژاد ازجانب عموم مردم تفسیر می شود. در صورت فعال بودن جنبش سبز در عرصه سیاسی، موج عظیم حاصل از نارضایتی از تحریم های اقتصادی به همراه فلج سازی حکومت دامان دولت عمیقا ناکارآمد کنونی را خواهد گرفت.

در صورت افول جنبش سبز و سرکوب آن، تحریمهای اقتصادی می تواند به تیغی دولبه تبدیل شود که از سویی اگر چه می تواند موج عظیم نارضایتی از دولت را به همراه بیاورد اما از سویی دیگر می تواند در دراز مدت طبقه متوسط  به عنوان طبقه خواهان دموکراسی را به توده فقرا فرو بکاهد. نگارنده البته معتقد است در صورتی که ساعت اتمی ایران سریعتر از ساعت دموکراسی در ایران حرکت کند و جامعه جهانی بین ایران اتمی و جنگ با ایران مخیر بماند، با توجه به اینکه اسرائیل موجودیت خود را با وجود یک ایران اتمی در خطر خواهد دید، جنگ در منطقه خاور میانه اجتناب ناپذیر خواهد بود. جنگی که برنده اش هر که باشد -  که قاعدتا واضح است در جنگی که یک سوی آن ایران باشد و سوی دیگر اسرائیل و متحدان فرامنطقه ایش چه کسی پیروزخواهد بود ـ با توجه به نقشی که نیروی هوایی در این نبرد خواهد داشت، ایرانی که از این نبرد به در می آید ایرانی خواهد بود که تمامی زیرساختهای اقتصادیش نابود شده است و اساس کار به آنجا نخواهد کشید که طبقه متوسط طی یک تحریم فلج کننده بلند مدت به سطح فقرا فرو کاسته شود. بدین لحاظ اگرچه این انتخاب دشواری است شاید بتوان گفت  اگر شانسی  وجود داشته باشد که تحریمها موجب سریعتر چرخیدن ساعت دموکراسی  ایران از ساعت اتمی ایران  شود می توان  تحریم ایران را مد نظر داشت، چرا که آن سوی ماجرا جنگی است که می تواند دستاوردهای یک قرن مدرنیزاسیون در ایران را از بین ببرد.

پرسشهای دیگری هم هست که می توان در این مجال مطرح کرد مانند اینکه آیا تحریمها را می توان به صورتی موثر اجرا کرد؟ آیا می توان تحریمهایی هوشمند اجرا کرد؟ آیا تحریمهای سیاسی موثرند و.... که شاید بتوان در مجالی دیگر به آنها پرداخت. اما اگر پرسیده شود مهمترین کمکی که در وضعیت کنونی دولتهای غربی می توانند به خود و به مردم ایران بکنند چیست می توان بر یک نکته انگشت نهاد. مهمترین کمک و مهمترین گام، تامین زیرساختها و  امکانات سخت افزاری برای رساندن بدون سانسور اطلاعات به مردم ایران است. تاسیس  و تامین مالی شبکه های رادیو یی و تلویزیونی به زبان فارسی، در اختیار قرار دادن امکانات برای دور زدن سانسور اینترنتی موجود در ایران و تامین مالی برنامه هایی که نقض حقوق بشر در ایران را افشا می کنند و آموزشهای پایه در باره دموکراسی و حقوق بشر  را در اختیار مردم ایران قرار می دهند، می تواند مهمترین کمک دولتهای غربی به پیش افتادن ساعت دموکراسی ایران از ساعت اتمی اش باشد که هم به سود مردم ایران است و هم  به سود دولتهای غربی وجامعه جهانی.</description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3304/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3304/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">Article</category>
        
         <pubDate>Tue, 09 Mar 2010 11:16:18 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تجمع دانشجویان در بدرقه 3 دانشجوی محكوم به حبس دانشگاه فنی بابل</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> دانشجويان دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل مراسم بدرقه ي  ايمان صديقي و محسن برزگر دو دانشجوي محكوم به حبس تعزيري اين دانشگاه را برگزار كردند.

 بنا به گزارش رسيده به بامداد خبر ابتدا جلسه ي بحث در مورد احكام صادر شده براي دانشجويان  اين دانشگاه كه در حوادث پس از تقلب انتخاباتي بازداشت شده بودند برگزار شد.در اين جلسه در صحن دانشگاه كه با استقبال بي نظير دانشجويان همراه بود ايمان صديقي و محسن برزگر شرحي از روند بازداشت و دادگاه خود و ساير دانشجويان بازداشتي را بيان كردند و ساير دانشجويان ضمن بيان  ديدگاههاي خود احكام صادر شده براي دانشجويان اين دانشگاه را به شدت محكوم كردند.

پس از جلسه ي بحث ، بیش از ششصد نفر از دانشجویان برای بدرقه ی این دو دانشجو که تا دو روز آینده خود را به زندان معرفی خواهند کرد به سمت سردر دانشگاه راهپیمایی کردند.دانشجویان با خواندن سرود "یار دبستانی" و همچنین شعار "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" دقایقی در مقابل سردر تجمع کرده و با این دو دانشجو خداحافظی کردند.نیما نحوی دیگر دانشجوی محکوم به حبس تعزیری این دانشگاه نیز باید بزودی خود را به زندان معرفی کند.

در حاشیه ی این مراسم نشریه ی ویژه ی روز جهانی زن و همچنین بیانیه ی دانشجویان این دانشگاه بین دانشجویان توزیع شد که بیانیه ی دانشجویان این دانشگاه را در زیر می آید:


 به نام خالق آزادی
این روز ها سخن گفتن از به بند کشیدن و محرومیت از تحصیل دانشجویان این سرزمین حرف جدیدی نیست و گویا به این سمت پیش می رویم که این امر در جامعه ی ما امری طبیعی باشد. وقاحت را به جایی رسانده اند که نیاز به دلایل و مدارک کافی برای اتهامات خود نمی بینند و برای اجرای اهداف خود به هیچ قانونی و حقوقی پایبند نیستند.
آن چه این روزها شاهد آن هستیم نقض پایه ای ترین حقوق اولیه ی انسانی است که دامنه ی این فجایع به دانشگاه ما نیز رسیده است. در این دوره که حکم غیر انسانی صادر شده برای سید ضیاء نبوی1 (فارغ التحصیل از دانشگاهمان) بر دوش ما سنگینی می کند، خبر تایید احکام سنگین و ظالمانه ی دادگاه سه تن از همکلاسی هایمان2 (ایمان صدیقی، محسن برزگر و نیما نحوی) داغی برسینه ی ما گذاشت که مدت ها اثرش خواهد ماند.
اخبار ناگوار به این دو ختم نمی شوند. اتهام محاربه برای دیگر همکلاسیمان، بهزاد آذر هوشنگ (فارغ التحصیل از دانشگاهمان) و خبر اخراج و محرومیت از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد برای همکلاسی دیگرمان، سیاوش سلیمی نژاد3، نیز آشفتگی خاطر هر شنونده ای را موجب شد.
همه این ها در حالی است که احکام دادگاه سه تن دیگر از همکلاسی هایمان4، علی تقی پور (فارغ التحصیل از دانشگاهمان) و حمید جهان تیغ و حسام باقری، نیز تایید شده است.
ما جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی، این اعمال و احکام ظالمانه و ارتجاعی را شدیدا محکوم می کنیم. بانیان این فجایع بدانند که جنبش دانشجویی، جنبش همیشه زنده و سبز است و چراغی است که شاید کم فروغ شود اما هرگز خاموش نمی شود و روزی فرا می رسد که شعله های آن دامن شما را خواهد گرفت.

شب های تاریک، شب های خاموش
   شب های مرگ زندگی
      شب های بیداد، شب های فریاد
در تنگنایی این چنین تاریکِ تاریک
   جان را امیدی زنده می دارد که فردا 
      -فردای نزدیک-
          این خلقِ خاموش
با صبح پیروزی کشد بانگ رهایی
پر می گشاید در بهشت روشنایی

]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/_3_2/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/_3_2/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">University</category>
        
         <pubDate>Tue, 09 Mar 2010 08:26:12 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حق ملاقات با خانواده و دسترسی به وکیل از علی ملیحی دریغ شده/ فعالیت قانونی مسیر حرکت وی بوده است </title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> عضو شورای مرکزی سازمان دانش اموختگان ایران نسبت به تداوم بازداشت علی ملیحی که از بیستم بهمن ماه در بازداشت به سر می برد انتقاد و اعتراض کرد.

حسن اسدی زیدآبادی با اشاره به آخرین وضعیت پرونده این عضو شورای سیاستگذاری سازمان ادوار تحکیم وحدت گفت: پس از گذشت بیست و پنج روز متاسفانه خانواده و وکیل آقای ملیحی موفق به ملاقات با بازپرس پرونده نشده اند و بنابراین از اتهامات ایشان اطلاعی در دست نیست.

وی همچنین با انتقاد از پاسخگو نبودن برخی شعب دادسرای انقلاب که به تازگی به زندان اوین منتقل شده اند، افزود: دسترسی به وکیل و از جمله ثبت وکالتنامه ای که پیش از بازداشت امضا شده و ملاقات با خانواده حق بدیهی و طبیعی علی ملیحی است که از وی به شکل غیر قانونی دریغ شده است.

مسئول کمیته حقوق بشر سازمان ادوارتحکیم وحدت همچنین با اشاره به فعالیتها و سوابق علی ملیحی گفت: آقای ملیحی چه در حوزه فعالیت های حرفه ای روزنامه نگاری و چه در هنگام فعالیت حزبی و سیاسی هرگز از مسیر حق طلبی و اعتدال خارج نشده است و تمامی افرادی که با وی اشنایی دارند بر این نکته صحه می گذارند که حرکت در چارچوب های قانونی و مسالمت آمیز جزو لاینفک مشی و منش این روزنامه نگار و فعال سیاسی بوده است.

اسدی زیدآبادی در ادامه با اشاره به زوند آژادی زندانیان سیاسی ابراز امیدواری کرد: با توجه به اینکه قریب به یک ماه از بازداشت موقت اقای ملیحی می گذرد خانواده و دوستان ایشان امیدوارند که در چارچوب روند آزادی زندانیان سیاسی و همچنین نزدیک شدن به تعطیلات پایان سال و عید نوروز طی روزهای آتی شاهد تبدیل قرار بازداشت این عضو زندانی سازمان ادوار تحکیم و آزادی وی و در نهایت صدور حکم برائت ایشان از کلیه اتهامات باشیم. 

]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3303/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3303/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Tue, 09 Mar 2010 07:49:33 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تعدادی از زندنیان سیاسی در دو شب گذشته آزاد شدند</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> همزمان با آزادی عبدالله مومنی، پس از گذشت 260 روز بازداشت در شب گذشته، عده‌ی دیگری از زندانیان سیاسی نیز در 48 ساعت گذشته از زندان اوین آزاد شده‌اند.

بنابر گزارش‌ها، سعيد کلانکی، عضو کميته گزارشگران حقوق بشر پس از تحمل حدود صد روز حبس با قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی، یک‌شنبه‌ شب از زندان اوين آزاد شد.

سعيد کلانکی در ۹ آذرماه در محل کارش بازداشت شده بود.

همچنين خانواده مهرداد رحيمی و سعید جلالی‌فر، دو عضو دیگر این کمیته نیز از تعيين قرارهای وثيقه 70 و 100ميليون تومانی برای فرزندانشان خبر داده اند و امیدوارند در روزهای آینده با تودیع این وثیقه آزاد شوند.

مرتضی سمیاری از اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت نیز شب گذشته با تودیع ۵۰۰ میلیون تومان وثیقه و ۱۰۰ میلیون تومان کفالت، از زندان اوین آزاد شد.

به گزارش خبرنگار رهانا، مرتضی سمیاری در تاریخ ۱۴ دی ماه بازداشت شده بود و در تاریخ ۲۹ بهمن ماه، حکم شش سال زندان خود را دریافت کرد.

کلمه نیز از آزادی مهدی فروزنده پور، مسوول دفتر میرحسین موسوی خبر داده است.

به گزارش کلمه، مهدی فروزنده پور مسوول دفتر مهندس میرحسین موسوی پس از گذشت بیش از دو ماه  با تودیع قرار وثیقه آزاد شده است.

مهدی فروزنده پور کارمند پیشین نهاد ریاست جمهوری است که در آخرین سمت خود ریاست دفتر مهندس موسوی را در فرهنگستان هنر برعهده داشت. وی در تاریخ هفتم دی ماه در منزل شخصی اش توسط سه مامور امنیتی بازداشت شده بود.

همزمان خانواده صالح نقره کار، خواهر زاده‌ی زهرا رهنورد و مسوول کمیته حقوقی ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی، با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی منتظر آزادی او هستند.

ایمان میرزازاده، وکیل مدافع صالح نقره کار در گفت و گو با خبرنگار کلمه، ضمن اعلام این مطلب گفت: از سوی دادگاه انقلاب وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی برای موکلم تعیین شده است و خانواده اش صبح امروز وثیقه را تودیع کرده اند. با تودیغ وثیقه انتظار می‌رود به زودی او آزاد شود.

محمدصالح نقره کار، خواهرزاده زهرا رهنورد، روز دوشنبه بیستم بهمن به دادسرای زندان اوین احضار و همان روز بازداشت شد. او تا چند هفته پیش از آن مسئول روابط عمومی دادستانی کل کشور بود.

بنفشه و جمیله دارالشفایی نیز از جمله آزادشدگان دو شب اخیر هستند.

بنفشه دارالشفایی، فعال عرصه هنری و مدرس موسیقی، عصر روز شنبه با قرار کفالت از زندان اوین آزاد شد. وی که ده روز را در سلول‌های انفرادی بند 209 سپری کرده است  نزدیک به یکماه قبل همراه با ۶ عضو دیگر خانواده خود بازداشت شده بود.

جمیله دارالشفایی خواهر وی نیز شب گذشته از زندان آزاد شده است. با این وجود ابوالحسن و یاشار دارالشفایی، دو عضو دیگر این خانواده همچنان در بند هستند.

هم‌چنین زینب کاظم خواه، روزنامه‌نگار نیز شنبه شب از زندان اوین آزاد شد. وی خبرنگار یک خبرگزاری دولتی است که در  ساعت ۳ بامداد امروز یکشنبه ۱۸ بهمن ماه  با مراجعه ۹ تن از ماموران وزارت اطلاعات به محل سکونت وی بازداشت شده بود.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3302/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3302/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Mon, 08 Mar 2010 12:52:19 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بازداشت حجت منتظری از فعالان سابق دانشجویی </title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> حجت منتظری فعال سابق دانشجویی نیمه شب سیزدهم اسفند ماه به دلیل نامشخصی درمنزل شخصیش در کرج بازداشت شد.

او در سال های اخیر هیچ فعالیت سیاسی ای نداشته است. ماموران پس از  تفتیش کامل منزل، وسایل  شخصی او و همسرش را به همراه خود بردند.

از محل نگهداری و اتهام منتظری اطلاعی در دست نیست و مراجعات مکرر همسر و خانواده ایشان به دادسرای انقلاب کرج نتیجه ای در بر نداشته است
]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3301/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3301/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Mon, 08 Mar 2010 07:58:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تماس تلفنی سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی از زندان اوین</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> پس از گذشت بیش از دو ماه بی‌خبری مطلق، سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی، دقایقی قبل از زندان اوین با خانواده‌هایشان تماس گرفتند.

به گزارش بامدادخبر، دقایقی قیب (یکشنبه‌شب) سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی، دو دانشجوی دانشگاه زنجان که از ییازدهم دیماه در جریان سفر به غرب کشور ناپدید شده بودند، از زندان اوین تماس گرفته و از نگهداری خود در بند 209 این زندان خبر دادند.

این در حالی است که در بیش از دو ماه گذشته مسوولان زندان اوین و دادستان تهران، نسبت به وضعیت این دو دانشجو اظهار بی اطلاعی می‌کردند.
 
سورنا هاشمی عضو دانشجویان و دانش‌اموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران است که در جریان بازداشت دسته‌جمعی اعضای این گروه در آبان ماه گذشته نیز بیست روز را در بند 209 زندان اوین به سر برد و علیرضا فیروزی از همکاران سابق مجموعه فعالان حقوق بشر می‌باشد.

این دو دانشجو در جریان افشای رسوایی اخلاقی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان نیز مدتی را در بازداشت اداره‌ اطلاعات این استان قرار داشتند و بعدها در دادگاه به همین اتهام به بیش از یک سال حبس محکوم شدند.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3300/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3300/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">University</category>
        
         <pubDate>Sun, 07 Mar 2010 21:11:53 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>عبدالله مومنی، با قرار وثیقه آزاد شد</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> دقایقی قبل و پس از گذشت یک هفته از صدور وثیقه‌ی سنگین، سرانجام عبدالله مومنی آزاد شد.

به گزارش بامدادخبر، درحالی‌که در تمام هفته‌ی گذشته خانواده و دوستان عبدالله مومنی، به دنبال تامین وثیقه‌‌‌ی سنگین هشتصد میلیون تومانی برای آزادی وی بودند، سرانجام صبح امروز در پی موافقت قاضی صلواتی با تبدیل بخشی از قرار وثیقه به کفالت، مقدمات آزادی سخنگوی دربند سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) فراهم گردید و وی دقایقی قبل پس از سپری کردن بیش از هشت ماه بازداشت، در میان استقبال دوستانش از زندان اوین آزاد شد.

مومنی که رییس ستاد شهروند آزاد (حامیان مطالبه‌محور مهدی کروبی) در انتخابات گذشته بود، عصر روز 30 خرداد در دفتر این ستاد با ضرب و شتم شدید نیروهای امنیتی بازداشت شد و پس از آنکه مدتها از وضعیت او اطلاعی در دست نبود، به دادگاه آورده شد و در آنجا در حالی نسبت به عملکرد گذشته‌ی خود ابراز پشیمانی کرد که چهره‌ی لاغر و تکیده‌ی او خود گویای فشاری بود که در این مدت بر او رفته بود.

وی از سوی شعبه‌ی پانزدهم دادگاه انقلاب به هشت سال زندان محکوم شد که دو سال از این حبس مربوط به دادگاه و اتهام قبلی او مبنی بر اقدام علیه امنیت ملی و شش سال دیگر به خاطر شرکت وی در تجمع‌های اعتراضی مردم در حوادث پس از انتخابات بود آن هم درحالی که او اساسا در هیچ تجمعی پس از انتخابات حضور نداشت.

بامدادخبر، آزادی عبدالله مومنی، یکی از چهره‌های ماندگار تاریخ جنبش دانشجویی را به وی و خانواده‌ی مقاومش و نیز به جامعه‌ی دانشجویی و سیاسی ایران تبریک می‌گوید.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3299/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3299/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Sun, 07 Mar 2010 15:39:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دفتر تحکیم وحدت: حاکمیت با اجرای حکم اعدام محمدامین ولیان، تاوان سنگینی خواهد پرداخت</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> در پی انتشار برخی اخبار مبنی بر تایید حکم اعدام محمد امین ولیان دانشجوی ۲۰ ساله دامغانی و عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان که به دنبال حوادث روز عاشورا بازداشت و به محاربه متهم گردید، شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، در غیاب اکثریت اعضای شورای مرکزی این تشکل که در بازداشت به سر می‌برند، با صدور بیانیه‌ای نسبت به عواقب اجرای این حکم ناعادلانه برای حاکمیت هشدار داده و تاکید کرده است که در این صورت اقتدارگرایان تاوان سنگینی خواهند پرداخت. این تشکل دانشجویی همچنین خواستار واکنش مناسب رهبران جنبش سبز در برابر صدور چنین حکمی شده است.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

خبر تایید حکم اعدام برای محمدامین ولیان، دانشجوی ۲۰ ساله دانشگاه دامغان، تنها به جرم شرکت در مراسم روز عاشورا و دفاع از خود پس از انتشار فیلمی تکان دهنده از حمله نیروهای انتظامی به کوی دانشگاه تهران، جامعه دانشگاهی و مدنی ایران را در بهت و حیرت فرو برد که دامنه قساوت و شناعت اقتدارگرایان تا به کجاست. صدور و تایید این حکم در کنار احکام گوناگون و فراوان حبس های طویل المدت برای اساتید و دانشجویان طی هشت ماه گذشته نشان از شدت بغض اقتداگرایان از دانشگاه و دانشگاهیان است.

نحوه برخورد حاکمیت با دانشجویان و اعتراضات مسالمت آمیز دانشگاه ها و بررسی آن طی چندین سال گذشته نشان از ترسی عمیق و درخور توجه از سوی اقتدارگرایان در این زمینه است. در همین چند ماه گذشته هنوز چند روز از انتخابات نگذشته که کوی دانشگاه تهران مورد حمله از پیش برنامه ریزی شده و ددمنشانه گارد ویژه نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی قرار می گیرد و پس از ضرب و جرح دانشجویان آن ها را بازداشت می کنند. پس از آن در ۱۸ تیر، سالروز فاجعه حمله اول بار به کوی دانشگاه، بدترین برخوردها با دانشجویان و افراد بازداشت شده در این روز می شود و بازداشت شدگان با دستور مستقیم مقامات عالیرتبه قضایی به بازداشتگاه کهریزک منتقل می شوند و پس از چند روز شکنجه چند نفر از بازداشت شدگان جان می سپارند.
بعد از آن نیز احضار گسترده دانشجویان به دادگاه ها، مراکز امنیتی، کمیته های انضباطی و در پی آن بازداشت و صدور احکام سنگین برای دانشجویان در دستور کار قرار می گیرد. این راه نیز عطش اقتدارگرایان را برای نسق کشی از دانشگاه برطرف نمی کند و حمله مغول وار به دانشگاه علم و صنعت و دانشگاه آزاد مشهد در دستور قرار می گیرد و این حمله با موج بعدی بازداشت گسترده دانشجویان تکمیل می شود. کار به این جا نیز ختم نمی شود و صدور و تایید حکم اعدام برای یک فعال دانشجویی صادر می شود.

فارغ از آن که این حکم ننگین تا چه میزان قابلیت اجرا داشته باشد، صدور و اعلام عمومی آن به نوعی هشدار اقتدارگرایان به دانشگاه و جامعه مدنی ایران است که آن ها برای حفظ اقتدار پوشالی خود تا هر آن جا که لازم باشد ایستاده اند و حتی از اعدام یک دانشجوی ۲۰ ساله نیز ابا ندارند. همچنین این حرکت ممکن است جهت فراهم نمودن خوراک لازم جهت بازی نمایشنامه تقاضای عفو و بخششی که خبر آن پیش از این در رسانه ها منتشر شده نیز باشد.

البته جامعه دانشگاهی ایران در یک دهه گذشته سابقه دریافت حکم اعدام از اقتدارگرایان را دارد. صدور حکم اعدام برای جمعی از دانشجویان بازداشت شده در ۱۸ تیر ۷۸ و همچنین صدور حکم اعدام برای دکتر هاشم آقاجری از جمله این نمونه هاست. اما با ایستادگی و مقاومت جامعه مدنی و دانشگاهی ایران این احکام بی فرجام ماند و رودخانه زلال جنبش دانشجویی ایران با استواری به راه خود ادامه داد.

محمدامین ولیان، آخرین قربانی صدور این گونه احکام، در حالی به اعدام محکوم شده است که کلیه فعالیت های او در چارچوب قانون و به صورت کاملا مسالمت آمیز بوده است. شنیده ها حاکی از آن است که محمدامین ولیان با شانتاژ و فشار نیروهای به اصطلاح بسیج دانشگاه دامغان توسط نیروی سپاه بازداشت و از بدو بازداشت تاکنون در بند ۲-الف در بازداشت به سر می برد. این عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت در طول دوران بازداشت خود، حتی پس از تشکیل دادگاه و صدور حکم اعدام، از ملاقات با خانواده و وکیل خود محروم بوده است. با این وجود و در حالی که خانواده و وکیل وی از تشکیل دادگاه اطلاع نداشتند این دانشجو با شجاعت مثال زدنی از خود در مقابل ادعاهای واهی دادستانی به دفاع پرداخت.

به باور ما صدور حکم اعدام برای یک فعال دانشجویی شروع فصل جدیدی در برخوردها و سرکوب های پس از انتخابات ریاست جمهوری است. از این رو فعالین سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه، خصوصا آقایان کروبی و موسوی، بایستی با تمرکز بر این موضوع و واکنش مناسب به این مسئله با این جسارت ورزی اقتدارگرایان پاسخ دهند. همچنین بر کلیه فعالین مدنی و حقوق بشری است که با جدیت مانع از حرکت های خطرناک بعدی حاکمیت در این راستا شوند. علاوه بر این از آن جا که حکم اعدام به استناد یک استفتاء مبهم صادر شده است انتظار می رود مراجع آزاده به دفاع از حقوق این دانشجو برخیزند و با مواضع شجاعانه خود مانع از ادامه این روند شوند.

دفتر تحکیم وحدت همچنین اعلام می کند که حرکات مذبوحانه این چنین مانع حرکت جنبش دانشجویی نخواهد شد و جنبش دانشجویی به مسیر پرافتخار خود ادامه خواهد داد. همچنین به اقتدارگرایان نیز به صورت جدی هشدار می دهیم که کلیه عواقب اجرای این حکم بر عهده ایشان است و آنان تاوان سنگینی در این خصوص خواهند پرداخت. دفتر تحکیم وحدت همچنین خواستار آزادی هر چه سریعتر محمدامین ولیان، ۴ عضو در بند شورای مرکزی این اتحادیه، خانم بهاره هدایت و آقایان مهدی عربشاهی، میلاد اسدی و مرتضی سمیاری و سایر اعضای شورای عمومی این اتحادیه و دیگر دانشجویان و اساتید در بند است.

شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت
۱۲ اسفند ۱۳۸۸
]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3298/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3298/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">University</category>
        
         <pubDate>Fri, 05 Mar 2010 13:58:03 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
